چهارشنبه 17 تير 1405 - Wed 08 Jul 2026
  • تصاویر پهپاد سرنگون‌شده آمریکا در بوشهر

  • تازه‌ترین تحولات و صحنه‌های دیدنی در نقاط مختلف جهان / عکس

  • واکنش یاسمین انصاری به گزارش سی.ان.ان درباره میناب

  • شعار "هیهات منا الذله" در آستان مقدس علوی / فیلم

  • ‌برق کویت از مدار خارج شد

  • نسل بعدی کجاست آقای قلعه‌نویی؟

  • فرمانده اسکادران نیروی دریایی آمریکا کشته شد

  • سواحل ایران جهنم بی بازگشت برای نیروهای خارجی است

  • هدف از «متناسب‌سازی حقوق بازنشستگان» چه بود؟

  • طواف پیکر شهدای خانواده رهبر شهید در جوار ضریح امام علی (ع) / عکس

  • ستاره استقلالی در آستانه پیوستن به پرسپولیس

  • عراقی‌ها برای رهبر شهید ایران سنگ تمام گذاشتند / فیلم

  • شهید خامنه‌ای آبروی تاریخ ماست

  • واکنش چین به حملات آمریکا و پاسخ ایران

  • آماده سازی حرم رضوی برای مراسم وداع با رهبر شهید

  • غزه هم عزادار رهبر شهید است‌

  • پسر در آغوش مادر پهلو شکسته/فیلم

  • ترامپ مدعی پایان تفاهم با ایران شد

  • اصابت پرتابه‌های آمریکایی به ۳ نقطه در خوزستان

  • همکاری امارات در تجاوز شب گذشته آمریکا به ایران

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 125529
    تاریخ انتشار: 26/اسفند/1397 - 12:12
    ظریف

    پست ظریف به مناسبت روزبزرگداشت پروین اعتصامی

    وزیر امور خارجه کشورمان در اینستاگرام خود روز بزرگداشت پروین اعتصامی را تبریک گفت.

    پست ظریف به مناسبت روزبزرگداشت پروین اعتصامی

    محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه کشورمان با انتشار ابیاتی از پروین اعتصامی در صفحه در اینستاگرام خود ٬ ۲۵ اسفند روز بزرگداشت این شاعر ایرانی را تبریک گفت.

    متن این پست به شرح زیر است:
    دوستان سلام
    ۲۵ اسفند روز بزرگداشت پروین اعتصامی گرامی باد
    ابیاتی از شعر زیبای لطف حق که از کودکی آن را بیاد دارم تقدیم می‌کنم

    ما بخوانیم، ار چه ما را رد کنند
    عیب پوشی‌ها کنیم، ار بد کنند
    کشتئی زاسیب موجی هولناک
    رفت وقتی سوی غرقاب هلاک
    طاقتی در لنگر و سکان نماند
    قوتی در دست کشتیبان نماند
    هر چه بود از مال و مردم، آب برد
    زان گروه رفته، طفلی ماند خرد
    طفل مسکین، چون کبوتر پر گرفت
    بحر را، چون دامن مادر گرفت
    بحر را گفتم دگر طوفان مکن
    این بنای شوق را، ویران مکن
    در میان مستمندان، فرق نیست
    این غریق خرد، بهر غرق نیست
    صخره را گفتم، مکن با او ستیز
    قطره را گفتم، بدان جانب مریز
    تیرگی‌ها را نمودم روشنی
    ترس‌ها را جمله کردم ایمنی
    وارهاندیم آن غریق بی‌نوا
    تا رهید از مرگ، شد صید هوی
    آخر، آن نور تجلی دود شد
    آن یتیم بی‌گنه، نمرود شد
    کردمش با مهربانی‌ها بزرگ
    شد بزرگ و تیره دلتر شد ز. گرگ
    خواست تا لاف خداوندی زند
    برج و باروی خدا را بشکند
    رأی بد زد، گشت پست و تیره رأی
    سرکشی کرد و فکندیمش ز. پای
    پشه‌ای را حکم فرمودم که خیز
    خاکش اندر دیدهٔ خودبین بریز
    ما که دشمن را چنین می‌پروریم
    دوستان را از نظر، چون میبریم
    آنکه با نمرود، این احسان کند
    ظلم، کی با موسی عمران کند

     

     

     

    منبع : حامیان ولایت

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما