شما در بخشي از کارگاه تان به فيلم جدايي نادر از سيمين به عنوان فيلمي که قابليتهاي سينماي ايران را نشان مي دهد اشاره کرديد. سوال من از شما به عنوان يکي از کساني که در زمينه توليد مشترک فعاليت داشتيد اين است که چه علتهايي باعث ميشود که يک تهيه کننده بينالمللي سراغ فيلمي از کشورهاي ديگر برود؟ کارگردانان مطرح يا قصههاي خوبي که در کشور مبدا هست، لوکيشنهاي مناسب در آن کشور يا نه فاکتورهاي ديگري وجود دارند؟
رايو: علاقه هر فردي شناخت فرهنگهاي خارجي است چون از طريق آن ميتوان، جهان را به شکل ديگري مشاهده کرد. بسياري از مردم دنيا پيش فرضهايي را براي شناخت دنياي خودشان دارند که بر اساس آن به دنياي پيرامون خود نگاه ميکنند. همچنين رفتارهاي يکساني را هم در سراسر دنيا مشاهده ميکنيم مثلا اينکه همه ما هر روز صبح به يک شکل از خواب بلند ميشويم يا ديگر رفتارهاي انساني که از اين جنس رفتارهاي مشترک است. منظورم اين است که اين پيش داوريها به معني رد کردن عقايد و افراد نيست. اگر بخواهم مثالي بزنم در تمام دنيا براي ورود و خروج به يک منزل از در آن وارد ميشوند و هيچ کجاي دنيا نيست که وجود اين در پذيرفته شده نباشد و امثال اين مسئله را ميتوان جزو پيشداوريها در اشتراکات در نظر گرفت.
اولين فاکتور مهم براي يک تهيهکننده تا با کشور ديگري وارد توليدمشترک شود اين است که به تمام فرهنگها احترام بگذارد و روايتهايي اصيلي که از کشورهاي مختلف ميرسد را دريافت کند. داستانهاي اصلي و جديد براي من بسيار شگفتانگيز هستند. همچون آمدن من به ايران، که بسيار شگفتانگيز است. چون به کشوري آمدم که تاريخ بسيار طولانياي دارد و اين ارتباطي که من با مردم ايجاد ميکنم براي کارهاي آينده ام مهم است. من بارها به چين سفرکردم و تلاش ميکنم با فرهنگ آن کشور نزديک شوم همين نکته تاثيرمثبتي بر توليدات مشترکي که با اين کشور داشتيم، خواهد داشت.
بيشتر فيلمهايي که در ايران ساخته ميشوند در ژانر اجتماعي و مسائل و مشکلاتي است که در جامعه ايران وجود دارد.يعني آنچيزهايي که مردم ايران بيشتر با آن درگير هستند. اين مسائل چه جذابيتي براي کارگردانان و سرمايهگذاران بينالمللي دارد؟
رايو: من فکر ميکنم وقتي که فيلم «جدايي نادر از سيمين» در جهان ديده ميشود نشان از آن است که آن فيلم يک مشکل عمومي در جهان را نمايش ميدهد. اين فيلم تنها به يک مسئله خاص که فقط در ايران اتفاق افتاده، نپرداخته است. مشکلي که در خانواده اين فيلم و در پدرهاي آن وجود دارد در تمام دنيا ديده ميشود. اين مشکل براي همه مردم دنيا از ضعيفترين آنها تا در شهرهايي مانند نيويورک تا نيوزلند ما هم ديده ميشود.
اين براي يک تهيه کننده مهم است که بايد اين مسائل و مشکلات جهاني را پيدا کند. بسيار شگفتانگيز است که ما از طريق اين فيلمها ميتوانيم مشکلات جهاني و روشهاي حلشدن آنها را بشناسيم. حل شدن اين مسئله احساس شما را برميانگيزاند پس آن فيلمهايي که احساس شما را هدف ميگيرد ميتوانند جهاني شوند.
سال گذشته در سينماي ايران يک پنجم فروش گيشههاي سينما به فيلمهايي مرتبط با دفاع مقدس (جنگ بين ايران و رژيم بعث عراق) مربوط بوده است. شما چقدر با اين سينما که اين جنگ را روايت ميکند آشنا هستيد و آيا اين زمينهها هم ميتوانند باعث آن شوند که سرمايهگذاري خارجي براي آن بدست بيايد؟
رايو: با اين شرايطي که گفتيد، جامعه ايران نسبت به فيلمهاي سينماي جنگ بي تفاوت نيست در اين حد که به فيلمهاي اين ژانر توجه نشان ميکنند، اين مسئله را براي من روشن ميکند که به جاي اينکه جنک يک موضوع خصوصي باشد، يک مساله جهاني است.
اما در مورد سينماي جنگ يک نوع آسيب وجود دارد. اين را بر اساس تجربه شخصي ام از سينما چين ميگويم. جنگ چين و ژاپن از جمله موضوعاتي است که در سينماي کشور چين ديده مي شود ولي نگاهي که در نوع اين مبارزات وجود دارد تنها بر اساس برداشتهايي يک سويهاي است که از سياستهاي آنها نشات گرفته است.
نمونه ديگر آن روايتي است که آمريکايي ها از جنگ در فيلمهايشان دارند. همچنين بايد به روايت ما در نيوزلند از جنگها اشاره کنم. براي مثال در مسئله جنگ جهاني دوم برداشتها و آنچيزهايي که آمريکا از جنگ جهاني نمايش ميدهد با آن چيزهايي که ما در نيوزلند به آن باور داريم و واقعا اتفاق افتاده است، متفاوت است و گويا تاريخ جنگ را تحريف ميکنند.
به نقل از حزب الله




