پنجشنبه 02 مهر 1405 - Thu 24 Sep 2026
  • ۷۰۰ هزار واکسن آنفلوآنزا وارد شد

  • پاکسازی خانۀ تیمی تروریست‌ها در جهادآباد سراوان

  • گزارش حادثه برای یک کشتی در تنگه هرمز

  • قیمت نقره امروز چهارشنبه ۱ مهر

  • بورس دوباره جان گرفت

  • فوتبال الکترونیک ایران طلایی شد

  • جنگ تار تار /لیست خرید پرسپولیس در نیم‌فصل؟

  • خلاصه بازی امید ایران ۱ - امید کره شمالی ۴

  • اطلاعات مأموران اف بی آی هک شد

  • فرودگاه نجف: پروازهای ایران همچنان برقرار است

  • دلتنگی مادر ماکان نصیری در روز اول مهر / فیلم

  • آغاز تجربه RQ-۱۷۰ این بار از دل آب‌ها

  • تهدید یک کشور به نسل کشی در سازمان ملل!

  • آقای صالحی! این فیلم را با این حجم از شوخی‌های رکیک با خانواده می‌بینید؟+ عکس

  • قالیباف: ملت ما شجاعانه مقابل دشمن ایستاد

  • شمارش معکوس یهودی‌سازی مسجدالاقصی و بلعیدن کرانه‌باختری + عکس

  • تغییر ساعات کاری ادارات و بانک‌ها اعلام شد +فیلم

  • سیگنال توافق از نیویورک؛ ایران و آمریکا دوباره پای میز مذاکره /ترامپ: فکر می‌کنم با ایران به توافق می‌رسیم+ عکس و فیلم

  • عراقچی در نیویورک با حمایت نهادهای امنیتی مذاکره می‌کند

  • عربستان بارگیری نفت را شروع کرد

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 112682
    تاریخ انتشار: 06/آذر/1397 - 14:16
    محمدرضا کائینی از فعالان رسانه و تاریخ در مطلبی نوشت:

    پسر آیت الله در مخارج بیمارستان پدرش مانده بود!

    خانه ساده ای داشت. در یکی از محلات متوسط شهر قم. بیرونی ای کوچک برای دیدارها و اقامت پاسداران و اندرونی ای برای سکونت خود و همسرش. هرچه بیشتر به او نزدیک شدم، دریافتم که از مال دنیا چیزی نیندوخته.

    پسر آیت الله در مخارج بیمارستان پدرش مانده بود!

     محمدرضا کائینی از فعالان رسانه و تاریخ در مطلبی نوشت:

    در کسوت ژورنالیستی نوجوان و بیش فعال، هماره در پی فرصتی برای گفت و شنود با او بودم. گفت وگو اما بهانه بود، می خواستم از نزدیک خودش و سبک زندگی اش را ببینم. این فرصت در اوایل دهه هفتاد دست داد. دورانی که او آوازه پیشین را نداشت و در قم منزوی بود. به هر روی آنچه درپی می آید، صرفا مشاهدات من از همان مقطع است و نه روایت و تحلیلی از سالیان پیش از آن.

    چیزی که در اولین ملاقات با آیت الله حاج شیخ صادق خلخالی و در آغازین نگاه به چشمم آمد، خانه و زندگی ساده او بود. در یکی از محلات متوسط شهر قم. بیرونی ای کوچک برای دیدارها و اقامت پاسداران و اندرونی ای برای سکونت خود و همسرش. هرچه بیشتر به او نزدیک شدم، دریافتم که از مال دنیا چیزی نیندوخته و اساسا در تمام مدت شغل و شهرت، در این عوالم به سرنمی برده است. در روزهای شدت یافتن بیماری وی، از فرزندش شنیدم که: ما در مخارج بیمارستان پدر مانده ایم!

    روزهایی که من‌ با خلخالی آشناشدم، دوره آغاز بازی "کی بود،من نبودم" در میان اصلاح طلبان بود. آنها که در عداد بانیان خشونت انقلابی در دهه شصت بودند، شب خوابیدند و صبح در قامت هابز واستوات میل و پوپر از جای برخاستند! او اما تا پایان حیات، ذره ای حاضر نشد که از هویت و آرمان خود دور شود و همواره بدان مباهی بود، در صورتی که "کمبود آیت الله"در جبهه دوم خرداد، این راه را بر او هموار ساخته بود

     

     


    تصویر منتشر نشده، آیت الله صادق خلخالی را در حال امحای مواد مخدر در دوران مسئولیت دراین فقره، نشان می دهد

    در این فقره، همواره صداقت او را ستوده ام. در مراودات خود با دوستان و حتی افراد تازه آشنا، نرم خو و مهربان می نمود. طنزی نیز در کلام داشت که از آن داستان هایی فراوان گفته اند. با ادبیات فارسی و دواوین آن نیز آشنا و اشعار فراوانی را از بَر داشت. ترس به وجودش راه نداشت و شاهد آن هم این بود که در دوران پیش از انقلاب، چهار گوشه ایران را به پای تبعید گشته بود! خانه زاد امام بود و از منش او و فرزند ارشدش، ناگفته هایی فراوان داشت که بخش هایی از آن را ضبط کرده ام، خاطراتی که انتشار آن، باب تازه ای را در شناخت بنیانگذار جمهوری اسلامی خواهد گشود.

    و دست آخر اینکه خلخالی نیز، در زمره آنان بود که محبوبیتی سیال داشت. در سال های آغازین پس از پیروزی انقلاب، اکثریت جامعه او را به شدت تحسین می کرد. در دهه دوم و سوم و به موازات طرح ایده های دگراندیشانه، به حاشیه سیاست سوق یافت، اما چندی است که بسیاری در مواجهه با مفاسد اقتصادی و اخلاقی، بار دیگر از او سراغ می گیرند. به هر روی زندگی اولین حاکم شرع دادگاههای انقلاب نیز، افت و خیزهایی متناسب با خود داشت که لازمه تحلیل آن، دوری از هرگونه شیدایی و نفرت است.

    منبع : حامیان ولایت

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما