اعزام زائران ورامین به مراسم وداع
۲۰ فروند سوخو-۳۵ در آستانه ورود
توضیحات سخنگوی ستاد تشییع امام شهید درباره مراسمات پیش رو
انتشار خبری کذب از قول سردار رادان
تهران در تب وداع و روایتگری سوگ ملی
وداع فرماندهان با فرمانده کل قوا
تداوم حملات اسرائیل به لبنان
مرد از غصه گریه نمیکند؛ تمام میشود...
تشییع پیکر داماد رهبر شهید
آغاز محدودیت ترافیکی اطلاف مصلی
قیمت سکه و طلا امروز سه شنبه ۱۶ تیر
فرودگاه مشهد پنجشنبه تعطیل است
نشست ناتو و کشورهای عرب درباره تنگه هرمز
پدر نیمار مقابل تصمیم احتمالی پسرش ایستاد
زمان دریافت کارت ورود به جلسه آزمونهای نهایی
اعتراف نشریه فارنپالیسی: مهار ایران شکست خورد
روسیه از مذاکرات مربوط به تنگه هرمز استقبال میکند
پیام سردار قاآنی در آستانه برگزاری تشییع رهبر شهید در عراق
وداع جمعیت میلیونی تشییعکنندگان با امام شهید/ گلباران پیکر مطهر قائد شهید در مسیر تشییع/ مردم! آقا از تهران رفتند... +عکس و فیلم
سرویس دهی مترو به حالت عادی بازگشت
قیمت طلا امروز یکشنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۵
سرمربی جدید پرسپولیس انتخاب شد؟
مبلغ اعتبار و آخرین جزئیات کالابرگ تیر ۱۴۰۵
دیپلماسی تهاجمی
اقامه نماز بر پیکر رهبر شهید انقلاب و خانواده ایشان با حضور گسترده مردم، فرزندان امام شهید و مسئولان کشوری و لشکری +عکس و فیلم
تمام خطوط اتوبوس تندرو تهران فعال هستند
باد کلاه پاپ لئو چهاردهم را به دریا برد / فیلم
تمساح لاشه پلیکان را تکهتکه کرد / فیلم
شلیک موشک کروز راهبردی توسط کره شمالی
قیمت محصولات سایپا امروز یکشنبه 14 تیر
موج جمعیت در تشییع رهبر شهید
فیلم/ مردم؛ آقا از تهران رفتند
فیلم/ سکته اینترنشنال از اتحاد میلیونی مردم ایران
شعار معناداری مردم پس ازنماز
زنی که میزبان نوهی شهید رهبر شد.
پشت صحنه آماده سازی مراسم
خدانگهدارسیذعلی
باد کلاه پاپ لئو چهاردهم را به دریا برد / فیلم
تمساح لاشه پلیکان را تکهتکه کرد / فیلم
فیلم/ وداع آخر خانوادههای شهدای میناب با قائد شهید

واکنش عارف به خونخواهی رهبر شهید

رهبر ایرانی ترین ایرانیِ مسلمان بود

غافلگیری های ترامپ ادامه دارد؛

حضوربی نظیرمردم برای نمازبرپیکررهبرشهید

کاری نداریم جز تدارک لحظه انتقام بزرگ تو

هشدار جدی غریبآبادی به فرانسه و انگلیس

روایت زینب سلیمانی از آخرین وداع با رهبر شهید

یادبود بچههای میناب پیش چشم مقامات خارجی

مرد از غصه گریه نمیکند؛ تمام میشود...

پاسخ عراقچی به پیام اخیر سنتکام
ارتباط میگرن و خطر سکته مغزی
فعالیت عادی بازارهای میوه و ترهبار
قیمت نفت افزایش یافت
قیمت عمده میوه و سبزیجات
عیدی به پرسپولیس پیوست
قاتلان قائد شهید امت مجازات خواهندشد
رسوایی جنسی جدید در میان «حاکمان اپستین»
موج جمعیت در تشییع رهبر شهید
آماده سازی کربلابرای رهبرشهید
قیمت سکه و طلا امروز سه شنبه ۱۶ تیر
فرودگاه مشهد پنجشنبه تعطیل است
مضرات هندوانه برای عده ای خاص
نشست ناتو و کشورهای عرب درباره تنگه هرمز
عرضه بنزین سوپر وارداتی در بورس انرژی
پدر نیمار مقابل تصمیم احتمالی پسرش ایستاد
زمان دریافت کارت ورود به جلسه آزمونهای نهایی
قیمت خودرو در بازار آزاد سهشنبه ۱۶ تیر
اعتراف نشریه فارنپالیسی: مهار ایران شکست خورد
روسیه از مذاکرات مربوط به تنگه هرمز استقبال میکند
کیفیت «قابلقبول» هوای پایتخت
پیام سردار قاآنی در آستانه برگزاری تشییع رهبر شهید
صعود بلزیک به مرحله یک چهارم نهایی+فیلم
کاهش حضور نظامی آمریکا در کشورهای ناتو
مشتهای ایران و عراق برابر فتنههای آمریکایی
قاتلان قائد امت به سزای عملشان خواهند رسید
اقامه نماز بر پیکر شهدا در جمکران
بسیج عراق برای تشییع«قائد شهید»
آتشسوزی گسترده در فرانسه
ترامپ ادعاهای دروغین خود را تکرار کرد
مکرون وارد دمشق شد
تشییع تاریخی امام شهید توسط امت مبعوث
سفر پزشکیان و عراقچی به عراق
بزرگترین تشییع ثبتشده در تاریخ
دعوت مقتدی صدر از زائران اربعین
آب به هورالعظیم رسید
واژگونی مینیبوس در جاده مهاباد
هندوانه برای این گروه مضر است!
۴۰۰ اتوبوس و ۶ قطار برای مراسم تشییع در عراق
«وداع» مصطفی راغب منتشر شد
عرضهرتخم مرغ کمتر از قیمت تمام
«آه از آن اسفند» در سوگ رهبر شهید
امروز یک معادله جدید در تهران شکل گرفت
ترافیک نیمهسنگین در ۶ محور مواصلاتی کشور
فیلم/ مردم؛ آقا از تهران رفتند
کییف زیر آتش
پرواز دومین هواپیمای ایرانی به صنعا
انتقال پیکرهای مطهر به قم پیش از اذان مغرب
واکنش عارف به خونخواهی رهبر شهید
خداحافظی دراماتیک نیمار با تیم ملی
روایت پکن از «وداع یک ملت»+ تصاویر
ترافیک سنگین در آزادراه قم–تهران
اقامه نماز بر پیکر رهبر شهید انقلاب و خانواده ایشان با حضور گسترده مردم، فرزندان امام شهید و مسئولان کشوری و لشکری +عکس و فیلم
ماراتن دوحه برای باز کردن گره ۶ میلیارد دلاری /عقبنشینی ترامپ از جنگ تمامعیار +فیلم
آمریکا به دنبال مذاکرات فرسایشی نقض تفاهمنامه و تضییع حقوق ایران
سیاهبازی دشمن و ضرورت تغییر نگاه ما
بر پدر "آیلان" چه میگذرد؟
پایگاه خبری حامیان ولایت/بین الملل

عکس آیلان کوردی، پناهجوی سه سالۀ سوری که در مسیر ترکیه به یونان غرق شد، جهان را در بهت و حیرت فرو برد. حال پدر او، عبدالله، از رنجی که میبرد میگوید.
من و خانوادهام، کمی پس از آغاز جنگ در سوریه دمشق را ترک کردیم. من آرایشگر بودم؛ ما در محلۀ کردنشین رکنالدین زندگی میکردیم. اما شرایط روز به روز برای ما خطرناکتر میشد و در نتیجه همسر و فرزندانم را به کوبانی بردم. ما در آنجا چند درخت زیتون و زمین زراعی داشتیم و هر تابستان زمین را شخم میزدیم و مرتب بین دو شهر در رفت و آمد بودیم. خیلی زود مجبور شدم خانوادهام را در آنجا تنها بگذارم و برای کار در کارخانۀ نساجی به استانبول بروم.
هر روز دوازده ساعت کار میکردم و دستمزدم را به کوبانی میفرستادم. من در محل کار میخوابیدم تا بتوانم پول بیشتری پسانداز کنم. محل خوابم زیرزمین کثیفی بود که رییسم شبها در آن را از بیرون قفل میکرد. ما سه سال اینطور زندگی میکردیم و مرتب به خانوادهام سر میزدم.
سپس در سال 2014، داعش به کوبانی حمله کرد. ریحان، همسرم، و پسرهایم آیلان و گالب مثل دهها هزار نفر دیگر از ساکنان شهر، فرار کردند. آن وقت بود که همسرم برای اولین بار گفت: "قبول دارم، باید از سوریه برویم." پیش از آن او هرگز دلش نمیخواست سوریه را ترک کند.
او و بچههایمان به استانبول آمدند. به دنبال کار بنایی رفتم تا بتوانم پول بیشتری دربیاورم. هر روز، 200 کیسه سیمان را بالا میبردم و 11 ساعت کار میکردم. کار سختی بود و زندگی در ترکیه برای ما بسیار گران است. ما یک اتاق پیدا کردیم که تاریک و نمور بود اما اجارهاش 400 لیر ترکیه (116 یورو) بود. خواهرم که 25 سال است در کانادا زندگی میکند، اجارۀ ما را تقبل کرد.
ما اولین بار، پنج ماه پیش به فکر ترک ترکیه افتادیم. گالب و آیلان به یک بیماری پوستی مبتلا شده بودند و ما باید سه بار در روز به پوستشان کرم میمالیدیم. قیمت کرم 7 لیر ترکیه بود و آنها هر روز به یک کرم نیاز داشتند. قمیت کرمها به 210 لیر در ماه میرسید. غیرممکن بود. دوستانی که خود را به اروپا رسانده بودند، میگفتند که زندگی در آنجا بهتر است.
"** کمکتان میکنیم"
ما قبلاً در نوامبر سال 2011، در دفتر سازمان ملل استانبول و آنکارا درخواست پناهندگی در کشوری دیگر را داده بودیم. آنها به من گفتند: "موبایلت را روشن نگه دار، ما با تو تماس خواهیم گرفت. کمکتان میکنیم." من همیشه موبایلم را روشن نگه میداشتم، اما هیچوقت کسی از سازمان ملل با من تماس نگرفت. با کمک خواهرم از کانادا درخواست پناهندگی کردیم، اما درخواستمان را رد کردند. آن موقع بود که تصمیم گرفتیم به آلمان فرار کنیم. برادرم الان آنجا زندگی میکند. در یک مرکز پناهندگان در هیدلبرگ. ما هم سعی کرده بودیم که از راه زمینی خود را به آنجا برسانیم، اما پلیس ترکیه من را در مرز بلغارستان دستگیر کرد.
به همین خاطر بود که تصمیم گرفتیم خانوادگی از راه دریایی برویم، و اول به ازمیر رفتیم. همسرم موافقت کرد و این برای من مهم است. ناپدریم به من گفت که باید تنهایی بروم و سپس خانوادهام را از طریق قانونی پیش خودم ببرم. اما من دلم نمیخواست آنها را تنها بگذارم.
ما به ازمیر رفتیم و در یک هتل ساکن شدیم و دوازده روز آنجا ماندیم. روزی 50 دلار. قاچاقچیهای ترک و سوری به صورت کاملاً علنی در ازمیر کار میکنند و ما خیلی زود یک نفر را پیدا کردم. اول، 6000 یورو از ما میخواست. اما گالب و آیلان روی هم یک نفر حساب میشدند و من فقط 4000 یورو به او دادم. این پول خواهرم بود. ما به بودروم رفتیم، چرا که خیلی از یونان دور نیست.
ما سوار یک قایق موتوری شدیم. طولش به نظرم 6 متر بود و حدود 2 متر عرض داشت. به نظر ایمن میرسید. ما 13 نفر مسافر بودیم. کاپیتان به ما گفت که سواری 10 دقیقه طول میکشد. ما میتوانستیم جزیره را ببینیم، به نظر خیلی نزدیک میرسید. همه میگفتند که آنجا "کوس" است. ما ساعت یازده شب یکم سپتامبر حرکت کردیم.
آب آرام بود. اما پنج دقیقۀ بعد همه چیز تغییر کرد. کاپیتان متوجه شد که دریا، زیادی ناآرام شده است. سعی کرد که برگردد. سپس یک موج بزرگ آمد و قایق ما را چپ کرد. بعضیها گفتهاند که من سکان را در دست گرفتهام، اما واقعیت ندارد، کاپیتان با ما ماند. قاچاقچیها همانجا در ساحل رفته بودند. هوا تاریک بود. دیگر نمیتوانستم زن و بچههایم را ببینم. اما میتوانستم صدای جیغ زنم را بشنوم. آخرین کلماتش این بود: "ابو گالب (پدر گالب) مواظب بچهها باش!" اما نمیتوانستم آنها را بگیرم. به قایق چسبیدم تا اینکه یکی از ماها به ساحل رسید و به پلیس زنگ زد. آنها من را گرفتند و به یک سلول انداختند.
** همۀ آنچه که برایم مانده
بعد از آن همه چیز محو شد. افسران پلیس من را به یک بیمارستان بردند. آنها گفتند که اجساد خانوادهام را پیدا کردهاند. گریه کردم. ریحان همسر عزیزم. آیلان بچهای بود که همیشه میخندید و عاشق بچههای دیگر بود. گالب، کمی شیطان بود و آرام و قرار نداشت.
دوم سپتامبر، با خانوادۀ بیجانم با هواپیما از استانبول به اورفا رفتیم. از آنجا، با ماشین از مرز ترکیه و سوریه گذشتیم. انور مسلم، رییس دولت کردی در کوبانی، از من استقبال کرد. مراسم تشییع سه ساعت طول کشید و بیشتر از هزار نفر آمده بودند. بعد از آن، از عزاداران در خانۀ ویران شدۀ ناپدریم که حالا در آن زندگی میکنم، پذیرایی کردیم.
زندگی در کوبانی مثل این است که مرگ مغزی شده باشید. هیچ زیر ساختی نیست، همه جا گرد و خاک است، و اجساد کشتهشدهها زیر خرابهها مدفون هستند. بوی متعفنی دارد. ما نمیتوانیم بخوابیم، چونکه حشرهها نیشمان میزنند. شر کافی برای بچهها نیست، دارو نیست، آب هم به سختی گیر میآید.
اما من دیگر هرگز کوبانی را ترک نخواهم کرد. میخواهم نزدیک خانوادهام باشم. حتی اگر تمام آنچه که از آنها برایم باقی مانده لباسهایشان باشد. دیگر نمیتوانم هیچ کاری بکنم. احساس میکنم که مردهام.
منبع:فرهنگ نیوز



