در سال آخر حياتشان به دليل كسالتي كه داشتند و بنا به تأكيد و توصيه پزشكِ مخصوص نمي‎خواستيم كه ايشان به مشهد مقدس بروند. ولي ايشان اصرار داشتند و رفتند. پس از مراجعت از مشهد، به ايشان گفتم سرانجام به مشهد رفتيد، فرمود: «پسرم جز مشهد كجاست كه آدم بتواند دردهايش را بگويد و درمانش را بگيرد؟»
1210722 462" />
  • واکنش انفعالی گروسی به تجاوز اخیر آمریکا

  • ایران اعتبار نظامی آمریکا را به چالش کشیده است

  • بازگشایی صحن آزادی، امکان زیارت محل خاکسپاری رهبر شهید فراهم شد

  • حمله به زیرساخت‌ها مقابله‌ به‌ مثل خواهد شد

  • تهران حملات تروریستی در جنوب غرب پاکستان را محکوم کرد

  • دیدار وزرای امور خارجه ایران و اندونزی در مشهد

  • مترو و اتوبوس تهران از شنبه باز هم رایگان است؟

  • هیچ شرایطی اجازه در امور تنگه هرمز به آمریکا داده نخواهد شد

  • عملیات موفق خنثی‌سازی بمب ۲۰۰۰ پوندی در کرج

  • پروازهای فرودگاه مشهد از سر گرفته شد

  • قدردانی محسن رضایی از حضور مردم عراق در تشییع رهبر شهید

  • قاب‌هایی از تشییع تاریخی رهبر شهید انقلاب در مشهد

  • هشدار برای والیبالیست‌های ایران با سقوط در رنکینگ جهانی

  • آمریکا و اسرائیل باعث اتحاد میان اهل سنت و شیعیان شدند!

  • ترامپ جنگ را از سر نمی‌گیرد

  • حمله آمریکا به اسکله پنج‌پله بندرعباس

  • نمودار درختی مرحله حذفی جام جهانی پس از صعود فرانسه

  • پرسپولیس با این مدیریت ضربه می‌خورد

  • ولایت فقیه یعنی بعد از ۴۷سال حکمرانی

  • حمله انتحاری به منزل یک رهبر سیاسی در پاکستان

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 10159
    تاریخ انتشار: 16/شهريور/1394 - 16:55

    علامه طباطبائی چگونه به زیارت امام رضا (ع) می رفت؟

    پایگاه خبری حامیان ولایت/فرهنگی

    در سال آخر حياتشان به دليل كسالتي كه داشتند و بنا به تأكيد و توصيه پزشكِ مخصوص نمي‎خواستيم كه ايشان به مشهد مقدس بروند. ولي ايشان اصرار داشتند و رفتند. پس از مراجعت از مشهد، به ايشان گفتم سرانجام به مشهد رفتيد، فرمود: «پسرم جز مشهد كجاست كه آدم بتواند دردهايش را بگويد و درمانش را بگيرد؟»
    1210722 462

     علامه طباطبائی چگونه به زیارت امام رضا (ع) می رفت؟

    سيره ولايي علامه طباطبايي(ره) صاحب تفسير الميزان در رابطه با حضرت رضا عليه‎السلام بسیار درس آموز است.

    علامه طباطبايي مي‎فرمودند: «همه امامان عليهم السلام لطف دارند، اما لطف حضرت رضا عليه‎السلام محسوس است.» و در نقلي ديگر، بيان مي‎كردند: «همه امامان معصوم عليهم السلام رئوف هستند، اما رأفت حضرت امام رضا عليه السلام ظاهر است.»


    و نيز مي‎فرمودند: «انسان هنگامي كه وارد حرم رضوي عليه السلام مي‎شود، مشاهده مي‎كند كه از در و ديوار حرم آن امام رأفت مي‎بارد.»

    ايشان هر ساله به مشهد مشرف مي‎شد حتي در پنج شش ماه آخر عمر با همه كسالتي كه داشت به مشهد مشرف شد. يكي از بستگان نزديك ايشان مي‎گفت:

    «با آغوش باز با آن كهولت سن و كسالت، جمعيت را مي‎شكافت و با علاقه ضريح را مي‎بوسيد و توسل مي‎جست كه گاهي به زحمت او را از ضريح جدا مي‎كرديم ... .»

    ايشان مي‎گفت: «من به حال اين مردم كه اين طور عاشقانه ضريح را مي‎بوسند، غبطه مي‎خورم ... .»

    فرزند ايشان نقل مي‎كردند: در سال آخر حياتشان به دليل كسالتي كه داشتند و بنا به تأكيد و توصيه پزشكِ مخصوص نمي‎خواستيم كه ايشان به مشهد مقدس بروند. ولي ايشان اصرار داشتند و رفتند.

    پس از مراجعت از مشهد، به ايشان گفتم سرانجام به مشهد رفتيد، فرمود: «پسرم جز مشهد كجاست كه آدم بتواند دردهايش را بگويد و درمانش را بگيرد؟»

    علامه طباطبايي وقتي به مشهد، مشرف مي‎شد، از وي تقاضا مي‎كردند كه در خارج از مشهد چون طُرقبه و ... به دليل اعتدال هوا، سكونت داشته باشند و گهگاهي براي زيارت مشرف گردد. ايشان ابداً قبول نمي‎كرد و مي‎فرمود: «ما از پناه امام هشتم به جاي ديگري نمي‎رويم.»

    يكي از شاگردان علامه طباطبايي مي‎گويد: «... هيچ به خاطر ندارم كه از اسم هر يك از ائمه عليهم‎السلام بدون اداي احترام گذشته باشند. در مشهد كه همه ساله مشرف مي‎شدند و تابستان را در آنجا مي‎ماندند وقتي وارد صحن حضرت رضا عليه السلام مي‎شدند، بارها كه در خدمتشان بودم و مي‎ديدم كه دست‎هاي مرتعش را روي آستانه در مي‎گذاشتند و با بدن لرزان از جان و دل آستانه در را مي‎بوسيدند، گاهي از محضرشان التماس دعا درخواست مي‎شد مي‎گفتند: «برويد از حضرت بگيريد؛ ما اينجا كاره‎اي نيستيم؛ همه چيز آنجاست! »

    زماني نويسنده مشهوري بوسيدن ضريح امامان عليهم السلام و اين قبيل احترام نهادن‎ها را تشنيع مي‎كرد. وقتي سخن او را به مرحوم علامه در حرم رضوي عليه السلام عرض كردند، ايشان فرمود: «اگر منع مردم نبود، من از دم مسجد گوهرشاد تا ضريح، زمين را مي‎بوسيدم.»

    و روزي در صحن حرم امام رضا عليه السلام شخصي به علامه [كه اصلاً اذن نمي‎داد كسي دست ايشان را ببوسد] عرض كرد: «از راه دور آمده‎ام و مي‎خواهم دست شما را ببوسم.» علامه فرمود: «زمين صحن را ببوس كه از سر من هم بهتر است! »

    يك بار علامه مي‎خواستند به روضه رضوي عليه السلام مشرف شوند. به ايشان عرض شد: « آقا! حرم شلوغ است؛ وقت ديگري برويد! » فرمودند: «خوب، من هم يكي از شلوغ‎ها! » و رفتند. مردم هم كه ايشان را نمي‎شناختند تا راهي برايشان بگشايند و در نتيجه، هر چه سعي كردند دستشان را به ضريح مبارك برسانند، نشد و مردم ايشان را به عقب هل دادند. وقتي بازگشتند، اطرافيان پرسيدند: «چطور بود؟» فرمودند: «خيلي خوب بود! خيلي لذت بردم! »

    حجت الاسلام معزّي نقل مي‎كند كه يك بار در ايام طلبگي به مشهد رفته بودم و در صحن‎هاي حرم رضوي عليه السلام قدم مي‎زدم و به بارگاه امام مي‎نگريستم اما داخل رواق‎ها و روضه نمي‎رفتم. ناگهان دست مهرباني بر روي شانه‎هايم قرار گرفت و با لحني آرام فرمود:

    «حاج شيخ حسن! چرا وارد نمي‎شوي؟! » نگاه كردم و ديدم علامه طباطبائي است. عرض كردم: خجالت مي‎كشم با اين آشفتگي روحي بر امام رضا عليه السلام وارد شوم. من آلوده كجا و حرم پاك ايشان كجا! آنگاه مرحوم علامه فرمود:

    «طبيب براي چه مطب باز مي‎كند؟ براي اين كه بيماران به وي مراجعه كنند و با نسخه او تندرستي خود را بيابند. اين جا هم دارالشفاي آل محمد ـ عليهم السلام ـ است. داخل شو كه امام رضا عليه‎السلام طبيب الأطباء است.»

    منبع: بی باک نیوز

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما