خاستگاه
بیرونی در ۱۴ شهریور ۳۵۲ خورشیدی (۲۹ ذیقعده ۳۶۲ قمری برابر ۵ سپتامبر ۹۷۳ میلادی) در خوارزم که در قلمرو سامانیان بود به دنیا آمد، و زادگاه او که در آن زمان روستای کوچکی بود، «بیرون» نام داشت. مرگش در غزنه در اوان انقلاب سلجوقیان و پادشاهی مسعود بن محمود غزنوی بودهاست و برخی درگذشت او را در ۲۲ آذر ۴۲۷ خورشیدی (۲۷ جمادیالثانی ۴۴۰ قمری برابر ۱۳ دسامبر ۱۰۴۸ میلادی) میدانند.
نگاه کلی به ابوریحان بیرونی
بیرونی البته یک فیلسوف رسمی که دارای روش خاص فلسفی باشد، نبود، اما دارای آگاهی عمیق فلسفی بوده و این امر از اشارات بسیاری که در ضمن کتابهایش به چشم میخورد، مسلم میشود. حتا در ضمن این مباحث میبینیم که برخی مشکلات کلامی و مذاهب فلسفی را نام میبرد و با عباراتی پرمعنی و پخته از آنها انتقاد یا استقبال میکند.
ابن ابی اصیبعه در این زمینه میگوید: «او معاصر با شیخالرییس ابن سینا بود و میان آن دو مراسلات و محادثاتی رد و بدل میشد و من جواب چند سؤال را از آن ابن سینا که ابوریحان از او پرسیده بود، پیدا کردم که حاوی امور مفید و سودمندی بود».
و ازجمله کارهایی که بیرونی کرده این است که «وجوه توافق میان فلسفه فیثاغوری افلاطونی و حکمت هندی و بسیاری از مذاهب صوفیه را بیان کرده است».
او از اولین کسانی است که به پیدا کردن وزن مخصوص بسیاری از اجسام مبادرت کرد و آنچنان این کار را دقیق انجام داد که اختلاف وزنهای محاسبهشدهاش با وزنهایی که دانشمندان در قرنهای اخیر با توجه به تمام وسایل جدید خود تهیه کردهاند، بسیار ناچیز است. ابوریحان در طول عمر خود به شهرهای مختلفی سفر میکرد و به اندازهگیری طول و عرض جغرافیایی آن شهرها میپرداخت و سپس موقعیت هر شهر را روی یک کره مشخص میکرد و پس از سالها توانست آن نقاط را روی یک نقشه مسطح پیاده کند و این مقدمه علم کارتوگرافی بود که اینکار با ابوریحان شروع شد.
نزد ابونصر منصور علم آموخت، در 17 سالگی ارتفاع خورشیدی نصفالنهار را رصد کرد و بدین ترتیب عرض جغرافیایی زمینی آن را استنتاج کرد.
در دربار مأمون خوارزمشاهی قرب و منزلت عظیم داشته، چند سال هم در دربار شمسالمعالی قابوس بن وشمگیر بهسر برده است. در حدود سال 404 هجری قمری به خوارزم مراجعت کرد. زمانی که سلطان محمود غزنوی خوارزم را گرفت، درصدد قتل او برآمد و به شفاعت درباریان از کشتن وی درگذشت و او را در سال 408 هجری با خود به غزنه برد. در سفر محمود به هندوستان، ابوریحان همراه او بود و در آنجا با حکما و علما ی هند معاشرت کرد و زبان سانسکریت آموخت و مواد لازم را برای تألیف کتاب خود ـ "ماللهند" ـ جمعآوری کرد.
ابوریحان در طول زندگی خود حدود یکصد و 43 کتاب در زمینههای نجوم، هیأت، منطق و حکمت نوشت. ازجمله تألیفات او "قانون مسعودی" در نجوم و جغرافیا و "آثار الباقیه" در تاریخ، آداب و عادات ملل است. از دیگر آثارش به "التفهیم"، تحقیق "ماللهند"، "اسطرلاب"، "سدس"، "تحدید"، "چگالیها"، "سایهها"، "وترها"، "پاتنجلی"، "قرهالزیجات"، "قانون"، "ممرها"، "الجماهر" و "صیدنه" میتوان اشاره کرد.
سید امین درباره بیرونی چنین میگوید: «بیرونی حکیم ریاضی، عالم به نجوم بود و در فلسفه و طب و جغرافی و تاریخ و ادب و شعر لغت مهارت داشت».
ابن ابی اصیبعه نیز معتقد است: «ابوریحان به علوم فلسفی اشتغال داشت و در هیأت و نجوم فاضل بود و همو در صناعت طب نظری نیکو داشت».
صفدی او را چنین وصف میکند: «... در دانشهای فلسفه و ریاضی یگانه روزگار خود بود، و در طب و نجوم بسیار کوشیده و ماهر گشته بود».
سخائو - خاورشناس آلمانی - که درباره بیرونی تحقیقاتی کرده و چند کتاب را در این زمینه چاپ کرده، درباره او گفته است: «بیرونی از بزرگترین شخصیتهای عقلی است که تاریخ اسلام به خود دیده است».
سمیث در بخش نخستین از کتاب "تاریخ ریاضیات" مینویسد: «بیرونی درخشانترین چهره علمی زمان خود در ریاضی بوده است، و اروپاییان بسیاری از معلومات نادر و کمیاب خود را در باب «هند» مدیون ابوریحان و آثار ارزنده او هستند».
جرج سارتن در کتاب "مقدمهای بر تاریخ علم" به نبوغ بیرونی و وسعت اطلاعات او اذعان کرده و میگوید: «بیرونی نه فقط از فیلسوفان و ریاضیدانان و جغرافیدانان نامبردار است، بلکه از بزرگترین مورخان اسلام و از نامدارترین دانشمندان جهان است».
بروکلمان در "تاریخ رجال اسلامی" میآورد: «حقیقت این است که شجاعت فکری بیرونی و حب او به آگاهی علمی و دور بودنش از توهم و دوستداری حقیقت و تسامح و پاکی ضمیر او، جملگی از خصالی است که در قرون وسطا بینظیر بوده است. درواقع او نابغهای نوآور بود و در مسائل علمی بصیرت کامل داشت و نظرش نافذ و صائب بود».
اما ابوالفضل بیهقی در اینباره چنین مینویسد: «... و من که این تاریخ پیش گرفتهام، التزام اینقدر بکردهام تا آنچه نویسم یا از معاینه من است یا از سماع درست از مردی ثقه، و پیش از این به مدتی دراز کتابی دیدم به خط استاد ابوریحان، و او مردی بود که در ادب و فضل و هندسه و فلسفه در عصر او چنو دیگری نبود و به گزاف چیزی ننوشتی،... و این دراز از آن دادم تا مقرر گردد که من در تاریخ، چون احتیاط میکنم».
و عبدالحمید دجیلی درباره بیرونی چنین میگوید: «اگرچه ابوریحان معمولا آثار خود را به عربی و سانسکریت مینوشت، اما از لحاظ فارسی دارای تسلط کامل بود تا آنجا که کتاب "التفهیم" وی که به دو زبان پارسی و تازی نوشته شده است، هماکنون به عنوان یک مرجع لغت فارسی مورد توجه دانشمندان و ادبای فارسی است.
این روایت معروف است که در واپسین ساعات عمر ابوریحان بیرونی شخصی به دیدنش آمد و او در بستر بیماری پاسخ مسألهای علمی را از وی پرسید. اطرافیان که از کار او متعجب شده بودند، از بحث علمی برحذرش داشتند؛ ابوریحان در پاسخ چنین گفت: «آیا پاسخ این سوال را بدانم و بمیرم بهتر است یا ندانسته بمیرم؟»
نجوم
نوشتههایی از بیرونی در دست است که به وضوح در آنها از گردشِ زمین به دورِ خودش نام برده میشود. در کتابِ «استیعاب الوجوه الممکنة فی صنعة الاسطرلاب» ابوریحان میگوید: «از ابو سعید سجزی، اُسطرلابی از نوع واحد و بسط دیدم که از شمالی و جنوبی مرکّب نبود و آن را اسطرلاب زورقی مینامید و او را به جهت اختراع آن اسطرلاب تحسین کردم چه اختراع آن متکی بر اصلی است قائم به ذات خود و مبنی بر عقیدهٔ مردمی است که زمین را متحرّک دانسته و حرکت یومی را به زمین نسبت میدهند و نه به کرهٔ سماوی. بدون شک این شبههای است که تحلیلش در نهایتِ دشواری؛ و قولی است که رقع و ابطالش در کمال صعوبت است. مهندسان و علمای هیئت که اعتماد و استناد ایشان بر خطوط مساحیه(= مدارات و نصف النهارات و استوای فلکی و دائرةالبروج) است؛ در نقضِ این شبهه و رد آن عقیدت بسی ناچیز و تهی دست باشند و هرگز دفع آن شبهه را اقامت برهان و تقریر دلیلی نتوانند نمود. زیرا چه حرکت یومی را از زمین بدانند و چه آن را به کرهٔ سماوی نسبت دهند در هر دو حالت به صناعت آنان زیانی نمیرسد و اگر نقض این اعتقاد و تحلیل این شبهه امکانپذیر باشد موکول به رای فلاسفهٔ طبیعی دان است.»
ضمناً بیرونی در کتاب «الاسطرلاب» روشی برای محاسبهٔ شعاع زمین ارائه میکند (بوسیلهٔ افتِ افق وقتی از ارتفاعات به افق نگاه میکنیم). بعدها در کتابِ «قانون مسعودی» ابوریحان عملی کردن این روش توسط خود را گزارش میدهد.اندازه گیریِ او یک درجهٔ سطح زمین را ۵۸ میل بدست آوردهاست که با توجه به اینکه هر میل عربی ۱۹۷۳٫۳ متر است، شعاعِ زمین ۶۵۶۰ کیلومتر (بر حسبِ واحدهایِ امروزی) به دست میآید که تا حدِ خوبی به مقدارِ صحیحِ آن نزدیک است.
خورشیدگرفتگی هشتم آوریل سال ۱۰۱۹ میلادی را در کوههای لغمان (افغانستان کنونی) رصد و بررسی کرد و ماهگرفتگی سپتامبر همین سال را در غزنه به زیر مطالعه برد.

زیستشناسی و تکامل (فرگشت)
بیرونی در فصل ۴۷ کتاب تحقیق ماللهند تلاش میکند که از دید یک طبیعی دان به توضیح این که چرا نزاعهای مهاباراتا «باید رخ میداد» بپردازد. او در آن کتاب به توضیح روندهای طبیعی و از جمله نظرات زیست شناختی مربوط به تکامل (فرگشت) میپردازد. برخی از اندیشمندان نظرات بیرونی را با داروینیسم و انتخاب طبیعی قابل قیاس میدانند. یکی از این نظرات مشابه با نظریه بنیادین مالتوس درباره عدم تناسب میان نسبت تولید مثل و نیازهای ابتدایی حیات است. بیرونی میگوید:
«حیات جهان بستگی به دانه افشانی و زاد و ولد دارد. با گذشت زمان هر دوی این فرایندها افزایش مییابند. این افزایش نامحدود است حال آنکه جهان محدود است».
او سپس به این اصل موجودات زنده اشاره میکند.
«هنگامی که گروهی از گیاهان یا جانوران دیگر تغییری در ساختمانشان رخ ندهد و گونه ویژه نامیرایی را بوجود آورند، اگر یکایک اعضای این گونهها به جای آنکه تنها به دنیا بیایند و از بین بروند، به زاد و ولد بپردازند و چندین بار، چندین موجود همانند خود را به وجود آورند، به زودی تمام دنیا از همان یک گونه گیاهی یا جانوری پر خواهد گشت و آنها هر قلمرویی که بیابند تسخیر خواهند کرد».
بیرونی سپس به تشریح انتخاب مصنوعی میپردازد:
«کشاورز زرع خود را بر میگزیند و تا جایی که میخواهد به کشت و زرع آن میپردازد و آنچه را که نمیخواهد ریشه کن میکند. جنگل دار شاخههایی که به نظرش برگزیده هستند را نگه میدارد و سایر شاخهها را میبرد. زنبورها افرادی از گروه را که تنها میخورند ولی کاری برای کندویشان نمیکنند، میکشند».
وی سپس نظر خود را در باره طبیعت اعلام میکند. با کمی توجه میتوان دلمشغولیهای داروین در باره انتخاب طبیعی را در این عبارات بازیافت:
«طبیعت به شیوهای مشابه عمل میکند، ولی در تمامی شرایط رویکردش در مورد همه یکسان است. او اجازه نابودی برگ و میوه را میدهد و بدین طریق جلوی آنها را برای تولید آنچه هدف نهاییشان است میگیرد. طبیعت آنها را نابود میکند تا جایی برای دیگران باز نماید».
حکومتهای همدوره
در زمان بیرونی، سامانیان بر شمالشرقی ایران شامل خراسان بزرگتر و خوارزم به پایتختی بخارا، زیاریان بر گرگان و مازندران و مناطق اطراف، بوئیان بر سایر مناطق ایران تا بغداد، بازماندگان صفاریان بر سیستان و غزنویان بر جنوب ایران خاوری (مناطق مرکزی و جنوبی افغانستان امروز) حکومت میکردند و همه آنان مشوق دانش و ادبیات فارسی بودند و سامانیان بیش از دیکران در این راه اهتمام داشتند. بیرونی که در جرجانیه خوارزم نزد ابونصر منصور تحصیل علم کرده بود، مدتی نیز در گرگان زیر پشتیبانی مادی و معنوی زیاریان که مرداویج سر دودمان آنها بود به پژوهش پرداخته بود و پس از آن تا پایان عمر در ایران خاوری آن زمان به پژوهشهای علمی خود ادامه داد. با این که محمود غزنوی میانه بسیار خوبی با بیرونی نداشت و وسایل کافی برای پژوهش، در اختیار او نبود ولی این دانشمند لحظهای از تلاش برای تکمیل تحقیقات علمی خود دست نکشید.
کتابها و کارها
یک طراحی از کتاب فارسی بیرونی. در این نمایه، شماری از گامهای ماه به تصویر کشیده شدهاست.
بیرونی که بر زبانهای یونانی، هندی و عربی هم چیره بود، کتب و رسالات بسیار که شمار آنها را بیش از ۱۴۶ گزارش کردهاند نوشت که جمع سطور آنها بالغ بر ۱۳ هزار است. او خود در رساله ای که در در بیان موءلفات محمدبن زکریای رازی در 427 ق به عمر 65 سالگی خود نوشت و در آن تألیفات خـود را نیز تـا هـمین سال شرح داد. تعداد کتابهایش را تا ان موقع یکصد و سیزده نسخه شمرده اسـت.
مهمترین آثار او التنجیم در ریاضیات و نجوم، آثار الباقیه در تاریخ و جغرافیا، قانون مسعودی که نوعی دانشنامهاست و کتاب تحقیق ماللهند درباره اوضاع این سرزمین از تاریخ و جغرافیا تا عادات و رسوم و طبقات اجتماعی آن. بیرونی کتاب دانشنامه خود را به نام سلطان مسعود غزنوی حاکم وقت کرد، ولی هدیه او را که سه بار شتر سکه نقره بود نپذیرفت و به او نوشت که که کتاب را به خاطر خدمت به دانش و گسترش آن نوشتهاست، نه پول.
بیرونی، همدورهٔ بوعلی سینا بود که در اصفهان مینشست و با هم مکاتبه و تبادل نظر فکری داشتند.
بیرونی در جریان لشکرکشیهای محمود غزنوی به هند (پاکستان امروز بخشی از آن است) امکان یافت که به این سرزمین برود، زبان هندی فراگیرد و در باره اوضاع هند پژوهش کند که فراوردهٔ این پژوهش، کتاب «هندشناسی» اوست.
از دیگر آثار وی میتوان به کتاب الصیدنه فی الطب اشاره کرد که کتابی است در باره گیاهان دارویی و با تصحیح دکتر عباس زریاب خویی منتشر شدهاست.

آثار
تحقیق ماللهند: موضوع این کتاب مذهب و عادات و رسوم هندوان و نیز گزارشی از سفر به هند است.
قانون مسعودی: کتابی است در نجوم و تقویم شامل یازده بخش. در این کتاب بخشهایی مربوط به مثلثات کروی و نیز زمین و ابعاد آن و خورشید و ماه و سیارات موجود است.
التفهیم لاوایل صناعة التنجیم: این کتاب نیز در نجوم و به فارسی نوشته شدهاست و برای مدت چند قرن متن کتاب درسی برای تعلیم ریاضیات و نجوم بودهاست.
الجماهر فی معرفة الجواهر: بیرونی این کتاب را به نام ابوالفتح مودود بن مسعود تألیف کرد و موضوع کتاب معرفی مواد معدنی و مخصوصاً جواهرات مختلف است. ابوریحان در این کتاب فلزات را بررسی کرده و نوشتهاست. او نظریّات و گفتههای دانشمندانی مانند ارسطو اسحاق الکندی را درباره حدود سیصد نوع ماده معدنی ذکر کردهاست.
وی در این کتاب به شرح فلزها و جواهرهای قارههای آسیا، اروپا و آفریقا میپردازد و ویژگیهای فیزیکی ماند بو، رنگ، نرمی و زبری حدود ۳۰۰ نوع کانی و مواد دیگر را شرح میدهد و نظریهها و گفتارهای دانشمندان یونانی و اسلامی را دربارهٔ آنها بیان میکند.
الصیدنة فی الطب: این کتاب دربارهٔ داروهای گیاهی و خواص و طرز تهیه آنها نوشته شدهاست.
آثار الباقیه عن القرون الخالیه (اثرهای مانده از قرنهای گذشته): ابوریحان در این کتاب مبدأ تاریخها و گاهشماری اقوام مختلف را مورد بحث و بررسی قرار دادهاست. از جمله این اقوام - ایرانیها - یونانیها - یهودیها - مسیحیها عربهای زمان جاهلیت و عربهای مسلمان نام برده و درباره اعیاد هر یک به تفصیل سخن گفتهاست. این کتاب را میتوان نوعی تاریخ ادیان دانست. آثار الباقیه عن القرون الخالیه ابوریحان بیرونی با تصحیح عزیزالله علیزاده توسط نشر فردوس تهران در سال ۱۳۹۰ در ۵۶۰ صفحه همراه با نمایه و واژه نامه منتشر شده است.
استیعاب الوجوه الممکنة فی صنعة الاصطرلاب: در باب ارائهٔ روشهای مختلف ساخت انواع اسطرلاب است.

تمبر یادبود بیرونی چاپ شده در شوروی
اکتشافات و اختراعات و تحقیقها
استخراج جَیب یک درجه
قاعدهٔ تسطیح کره و ترسیم نقشههای جغرافیایی
چاه آرتزین؛ این کشف را به موسیوزله منسوب کردهاند اما در واقع از اکتشافت ابوریحان بوده و سالها پیش در کتاب آثارالباقیه آمده بود.
ترازوی ابوریحان، که یکی از دقیق ترین ترازوهای تاریخ علم جهان است.
حرکت خاصه وسطی خورشید
خاصیت فیزیک الماس و زمرد
جزر و مد رودها و نهرها
چشمههای متناوب
اشکال هندسی گلها و شکوفهها
امکان خلأ
کیفیت و چگونگی ساختن عسل توسط زنبور عسل
رصد خسوف و کسوف
مقدار حرکت دوری ثوابت
تحقیق در تأسیس دولت ساسانیان
اطلاعات دقیق و کشف سلسله هخامنشیان
تصاعیف خانههای شطرنج
ساختن کره جغرافیایی
ساختن آلات و افزارهای رصدی همانند سه میله، شاغول ...
طرح نظریاتی دربارهٔ وجود قاره آمریکا
قاعدهٔ یافتن سمت قبله و ساختن محراب مساجد
ابوریحان بیرونی در سال 440 هجری قمری در سن 78 سالگی در شهر غزنین از دنیا رفت.
منبع: حامیان ولایت




