از نخستین دقایق صبح امروز، هیئتهای عزاداری از محلهها و شهرهای دور و نزدیک به خیابانهای اطراف حرم میرسند و وارد صحن و سرای رضوی میشوند.
صبح زود از منزل راهی میشوی، شور و حال خاصی در خیابانهای مشهد، همراه توست، گویی همه مردم شهر به همان مرثیهای گوش فرا میدهند که در دل تو مرور میشود:" کنار قدمهای جابر، سوی نینوا رهسپاریم...". آری! سراپای عاشقان، امروز آکنده است از غبطه به غافلهای که بیش از 10 روز پیش از خانهها، کوچهها و رهگذرهای این شهر، راهی راهپیمایی اربعین شدهاند و جاماندهها همراه کاسه آب، اشک دیده را پشت پای آنها جاری کردهاند.
آنها که ستونهای جاده را به شوق حرم سیدالشهداء(ع) شمار زدهاند، امروز دسته دسته در آن صراط باشکوه مستقیم، چشمشان به دو گنبد طلایی، روشن شده است و تو که هم صدای آنها، چله زیارت اربعین گرفته بودی، پارچه سبز دلت را به پنجره فولاد رضا(ع) گره میزنی و شمردن ستونها را آرزو میکنی.
کافی است در حرم، سری بچرخانی تا هم قطارهای خود را در حال و هوای مشابه خود ببینی، مداح اهل بیت به گرمی میخواند و عاشقان همراهیاش میکنند، اما در آخر آن چه بیشتر از اشک چشمانشان میدرخشد، آوای هماهنگشان با قدمهای جابر است.
زیارت اربعین میخوانی به آرزوی اربعینی شدن
به رسم هر سال، صحنها و رواقهای حرم امام رئوف(ع)، مملو از جمعیت است، مدیحهخوانی گروههای کوچک و بزرگ سینهزنی از هر سو، دلت را زیر و رو میکند، خیلیها پابرهنه آمدهاند برای عرض ارادت و به التماس برات زیارت و چه کسی دردآشناتر از امام غریبمان، علی بن موسی الرضا(ع)!
نوای سوزناک جوان سیاهپوشی در کنار سقاخانه صحن جمهوری اسلامی که به همراه رفقای خود دم گرفته، تو را نیز همراه میکند، زیارت عاشورا را چنان گرم میخواند که تو میتوانی چشمانت را ببندی و زیر سایه آخرین ستون، به مولایت بگویی:"بابی انت و امی، لقد عظم مصابی بک"!
چند قدم آن طرفتر، عزاداران سید میانسالی را دور کردهاند، با اقتدا به او، زیارت اربعین میخوانند، دستها را روبه آسمان گرفتهاند. اینها هم هوای بینالحرمین دارند، پا جای پای زینب کبری(س) میگذارند و برای تک تک مرثیههای سروده و ناسروده صحرای کربلا، اشک میریزند و این چله غربت و آوارگی را با سلامی عاشقانه به قتیل العبرات(ع)، پایان میدهند.
عطر بین الحرمین در صحن گوهرشاد
سید مداح چنان دلنشین زیارت اربعین را میخواند که دلت آرام میگیرد، خانم جوانی دست پدر مسن خود را گرفته و میخواهد او را به مسجد گوهرشاد ببرد، به تو میگوید: برای پدرم، فاصله منبر امام زمان(عج) مسجد گوهرشاد تا گنبد طلای امام رضا(ع)، همیشه تداعی کننده بین الحرمین بوده، همیشه حاجتهایش را همان جا از خدا میخواهد.
همراهشان میروی و هرچه میگذرد، این تعبیر دلنشین برایت خواستنیتر میشود، شاید آرزوی پیادهروی اربعین در بینالحرمین صحن گوهرشاد، مستجابتر باشد! و شاید پای منبر بلند بالای امام زمان(عج) بتوانی شبیه رباب(س) و سکینه(س)، بیقراری اباعبدالله(ع) را به جانت بچشانی.
تکتک کاشیها، گلدستهها، آیینه شکستهها و کبوترها، امروز دلشان در صحن و سرای دیگری پر میکشد، چهار گوشه ضریح در دل خود، شفابخشترین مرهم این جماعت حسرت به دل را جا داده است.
هر لحظه حلقه حاجت جاماندگان از اربعین، گرد ضریح مطهر، تنگتر و شلوغتر میشود.
شبنم اجابت را که از لبان امام سریع الرضا میچکد تا دلهای ترک خورده عشاق را جانی دوباره بخشد و تو نیز شهد شیرین آن را می چشی، انشاءالله!
منبع : فارس



