یکشنبه 03 آبان 1405 - Sun 25 Oct 2026
|ف |
| | | |
کد خبر: 435524
تاریخ انتشار: 03/آبان/1405 - 09:14

حاکم مسقط: من چاکر ایرانم

وقتی نماینده ناصرالدین‌شاه قصد داشت پای فرانسه را به عنوان ضامن به قرارداد اجاره بندرعباس باز کند، حاکم مسقط، جمله‌ای گفت که دیپلمات‌های بریتانیا را شوکه کرد: «ایران آن‌قدر قدرت دارد که از دولت بیگانه ضامن نخواهد»؛ اعترافی که درست پس از شکست سنگین نیروهای مسقط در نبرد خونین سال ۱۲۳۳ شمسی و سقوط قلعه هلندی‌ها به دست سپاه همدان مطرح شد.

حاکم مسقط: من چاکر ایرانم

به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس

روزی که حاکم مسقط در برابر اقتدار ایران زانو زد و اعتراف کرد که «دولت ایران آن‌قدر قدرتمند است که نیازی به ضامن خارجی ندارد»، یکی از روشن‌ترین اسناد تاریخی از شکست توطئه‌های استعمار پیر رقم خورد؛ روایتی از روزهایی که بریتانیا با تمام قوا تلاش می‌کرد تا با تحریک شیوخ محلی، خلیج فارس را از دست ایران خارج کند. 


نقش مخرب و نفوذ بریتانیا در تمام گلوگاه‌های حساس کشور به چشم می‌خورد. 
انگلستان پس از آنکه در جریان معاهده پاریس توانست امتیازهای بزرگی از ایران بگیرد، تمام توان خود را گذاشت تا پایگاه‌هایش را در خلیج فارس محکم‌تر کند. هدف اصلی انگلیسی‌ها مشخص بود: تضعیف حکومت مرکزی ایران، دست گذاشتن روی حاکمان محلی و شیوخ منطقه‌ای و در نهایت تسلط کامل بر آب‌های استراتژیک جنوب. 


اگر نگاهی به گذشته بیندازیم، می‌بینیم که هر زمان حکومت‌های قدرتمند ایرانی سر کار بودند، اجازه هیچ‌گونه زیاده‌خواهی را به قدرت‌های خارجی نمی‌دادند. 
برای نمونه، نادرشاه افشار پس از سرکوب شورش‌های داخلی و بیرون راندن نیروهای روس و عثمانی، خیلی سریع اهمیت خلیج فارس را درک کرد. او دستور داد چوب‌های لازم را از جنگل‌های شمال به ساحل خلیج فارس منتقل کنند تا کشتی جنگی ساخته شود.

 

 

 

 


نادرشاه حتی با خرید کشتی از هلندی‌ها و انگلیسی‌ها، بوشهر و بندرعباس را مرکز نیروی دریایی ایران کرد. اگرچه قتل ناگهانی نادرشاه و هرج‌ومرج‌های بعد از او این مسیر را متوقف کرد و دوباره پای بازرگانان انگلیسی و هلندی را به شیراز و اصفهان باز ساخت، اما کریم‌خان زند بار دیگر اقتدار کشور را نشان داد.


در زمان زندیه، نیروهای کمپانی هند شرقی چاره‌ای جز تسلیم شدن در برابر اراده کریم‌خان نداشتند و رسماً حاکمیت ایران را بر خلیج فارس و جزایری مثل بحرین به رسمیت شناختند. 
اما پس از مرگ کریم‌خان زند و در طول جنگ‌های داخلی میان لطفعلی‌خان زند و آغامحمدخان قاجار، انگلیسی‌ها دقیقاً از همان نقطه‌ضعف همیشگی یعنی جنگ‌های داخلی استفاده کردند. 


در حدود سال ۱۱۶۳ شمسی (۲۴۲ سال قبل)، اعراب عتبی از شبه جزیره عربستان به جزایر بحرین حمله کردند و پادگان ایرانی را بیرون کردند. عمان هم از کنترل ایران خارج شد و در سال ۱۱۷۲ شمسی، سید سلطان (امام مسقط) توانست بر بنادر اطراف، جزیره قشم و مناطق چابهار و ناحیه گوادر در مکران مسلط شود. 


دولت بریتانیا که همیشه از وجود حکام محلی و مستقل برای تجزیه و تضعیف ایران استقبال می‌کرد، بلافاصله پشت سر امام مسقط قرار گرفت و او را زیر چتر حمایتی خود برد. بعدتر هم که فتحعلی‌شاه قاجار درگیر جنگ‌های طولانی با روسیه تزاری شد، انگلیسی‌ها فرصت را غنیمت شمردند تا نفوذشان را در خلیج فارس بیشتر کنند.


در اوایل دوره فتحعلی‌شاه، اداره بندرعباس و جزیره هرمز با شرط پرداخت سالانه ۶۰ میلیون ریال اجاره، به بن‌احمد (امام مسقط) واگذار شد. انگلیسی‌ها از همین فرصت استفاده کردند، در بندرعباس تجارتخانه‌ای ساختند و به بهانه حفظ اموالشان، یک گروه ۷۰۰ نفره از سربازان هندی را در آنجا پیاده کردند. 
در سال ۱۲۳۳ شمسی، سعیدخان (پسر بن‌احمد) با تحریک مستقیم بریتانیا مدعی مالکیت بندرعباس و قشم شد و با چند کشتی جنگی به بندرعباس حمله کرد. نیروهای ایرانی حاضر در بندر که به دلیل بدی آب‌وهوا و شیوع بیماری ضعیف شده بودند، مجبور به عقب‌نشینی شدند. 


اما این زیاده‌خواهی با پاسخ قاطع نیروهای ایرانی روبه‌رو شد. مؤیدالدوله (حکمران فارس)، فرزندش عبدالباقی‌میرزا را همراه با عبدالله‌خان قراگزلو (صارم‌الدوله) و سربازان همدانی به بندرعباس فرستاد. 
در پاییز ۱۲۳۳ شمسی، نبردی سخت میان دو طرف درگرفت. نیروهای مسقط به قلعه قدیمی شهر پناه بردند، اما سپاه ایران با حمله به قلعه، شکست سختی به آن‌ها وارد کرد؛ طوری که مابقی نیروها همراه خود امام مسقط به سواحل عمان فرار کردند.

 

 

 


پس از این شکست، امام مسقط که دستش از همه جا کوتاه شده بود، با ارسال هدایا و میانجی‌گری برخی درباریان و البته فشارهای سیاسی انگلستان، دست‌به‌دامن ناصرالدین‌شاه قاجار شد. 
در نهایت فرمانی ۱۶ ماده‌ای در اردیبهشت ۱۲۳۵ شمسی صادر شد که طی آن حکومت بندرعباس، قشم، هرمز، شمیل، میناب و بندر خمیر به مدت ۲۰ سال به او اجاره داده شد. 


طبق این قرارداد، حاکم مسقط متعهد شد سالانه ۱۶ هزار تومان (شامل ۱۲ هزار تومان مالیات دیوانی، ۲ هزار تومان پیشکش صدر اعظم، هزار تومان پیشکش حکمران فارس و هزار تومان هدیه شجاع‌الملک) به خزانه ایران بپردازد. 
در تمام بندهای این سند صراحتاً آمده بود که حاکم بندرعباس فقط یک رعیت و دست‌نشانده ایران است، پرچم ایران باید همیشه بالای سر بندر در اهتزاز باشد و حق ندارد هیچ نیروی بیگانه‌ای را به منطقه راه دهد. 


حتی خود سعید بن احمد در نامه‌ای رسمی که در تاریخ ثبت شده است، به صراحت اقرار کرد: «من خود را از چاکران و بستگان دولت ایران می‌دانم و متعهدم مالیات را بدون تأخیر بپردازم و هیچ کاری برخلاف نظر دولت انجام ندهم.» 
علاوه بر این، وقتی ناصرالدین‌شاه قصد داشت دولت فرانسه را به عنوان ضامن این قرارداد تعیین کند، سید ثوینی (پسر امام مسقط) در دیدار با حاجی عبدالمحمد (ملک‌التجار بوشهر) با هوشمندی این بند را رد کرد و گفت: «دولت ایران آن‌قدر قدرتمند است که خودش می‌تواند حقش را بگیرد و نیازی به ضامن خارجی ندارد.»

 

 

 

 

 


با این حال، انگلیسی‌ها دست‌بردار نبودند. آن‌ها بلافاصله بعد از مرگ سعیدخان، پسرش را تشویق کردند تا زیر بار تعهداتش به ایران نرود و اعلام استقلال کند. بریتانیا با امضای قراردادهای سری و دادن وعده پشتیبانی نظامی از سوی حکومت هند، تمام تلاش خود را کرد تا پایگاه‌هایش را در بندرعباس و بحرین نگه دارد. 

 


اما هوشیاری و ایستادگی ایران در سال ۱۲۴۷ شمسی دوباره بریتانیا را مجبور کرد تا حاکمیت رسمی و بدون چون‌وچرای ایران بر جزایر بحرین و بنادر خلیج فارس را به رسمیت بشناسد؛ پرونده‌ای که نشان می‌دهد دشمنی استعمار با اقتدار ملی ایران پیشینه‌ای طولانی و کهن دارد.

مرتبط ها
نظرات بینندگان
نظرات شما