به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس
وقتی سفیر انگلیس در استانبول اولتیماتوم ۶ مادهای دولت متبوعش را روی میز فرخخان غفاری، امینالدوله، نماینده سیاسی و وزیر مختار ایران در دربار عثمانی، گذاشت، گمان میکرد تهران زیر بار فشار روانی خروج از هرات و تحویل حاکمیت منطقهای میرود؛ اما بند ششم این اولتیماتوم که عزل مستقیم صدراعظم ایران را طلب میکرد، چهره واقعی یک زیادهخواهی تمامعیار را عیان ساخت.
دشمن میخواست نه فقط خطوط مرزی، بلکه مرکز تصمیمگیری سیاسی کشور را دیکته کند، اما پاسخ ایران، ثبت یکی از ماندگارترین صحنههای مقاومت ملی در خلیج فارس بود. ریشههای این رویارویی دیپلماتیک و نظامی به دهه ۱۲۳۰ خورشیدی (۱۷۵ سال قبل) بازمیگشت؛ جایی که پس از آغاز سلطنت ناصرالدینشاه قاجار در سال ۱۲۲۷ خورشیدی (۱۸۴۸ میلادی)، زیادهخواهی استعماری بریتانیا در رقابت با روسیه تزاری شدت گرفت. در این میان، پرنس دالگورکی، سفیر روسیه تزاری در تهران، پیشنهاد اتحادی علیه عثمانی را به دربار ایران داد، اما ناصرالدینشاه که در پی لغو عهدنامه تحمیلی ترکمانچای بود، این پیشنهاد را رد کرد و به دنبال توازن قوا با غرب بود. هنگامی که لشکریان ایران برای حفظ امنیت مرزهای شرقی وارد هرات شدند، دولت بریتانیا با قطع روابط دیپلماتیک، اولتیماتومی سنگین تحویل نماینده ایران داد.
در این سند مطالبه شده بود که ایران نیروهای خود را از هرات خارج کند، از ادعای حاکمیت بر افغانستان صرفنظر کند، عهدنامههای یکجانبه تجاری را بپذیرد، بندرعباس را به امام مسقط، فرمانروای وقت مسقط و از دوستان حکومت بریتانیا، واگذار کند و میرزا آقاخان نوری اعتمادالدوله، صدراعظم وقت ایران، را از کار برکنار کند.

پس از آنکه فرخخان غفاری، امینالدوله، سفیر و نماینده ایران، تحت فشارهای سنگین سیاسی مجبور به پذیرش شروط اصلی اولتیماتوم انگلیس شد، دربار لندن برای تکمیل سناریوی تحقیر دیپلماتیک ایران، شرط زیادهخواهانهای را روی میز گذاشت؛ آنها مطالبه کردند که هنگام ورود دوباره سفیر بریتانیا به تهران، باید به نشانه احترام و عذرخواهی، ۲۱ تیر توپ شلیک شود.
این درخواست با مقاومت سرسختانه فرخخان روبهرو شد. دیپلمات ایرانی در برابر نمایندگان انگلیس ایستاد و یادآور شد که طبق پروتکلهای دربار ایران، شلیک ۲۱ تیر توپ تشریفاتی کاملاً حاکمیتی است که «تنها و تنها منحصر به مقام سلطنت» بوده و شلیک آن برای یک سفیر، نقض صریح آئینهای تشریفاتی کشور و بدعتی تحقیرآمیز محسوب میشود. در کنار این چالش تشریفاتی، ماجرای «میرزا هاشمخان» نیز به یکی از جنجالیترین پروندههای دیپلماتیک میان دو کشور تبدیل شده بود. میرزا هاشمخان از مأموران ارشد دولت ایران بود که پس از مغضوب شدن نزد دربار قاجار و مواجهه با اتهامات، به سفارت بریتانیا پناهنده شد.
.png)
با رد این اولتیماتوم، فرمانفرمای کل هندوستان دستور عملیات نظامی را صادر کرد و نیروی دریایی بریتانیا به همراهی سرداران نامداری چون سر جیمز اوترام، فرمانده کل قوای مهاجم، و ژنرال هیولاک با ۳۰ فروند کشتی جنگی و هزاران سرباز هندی، انگلیسی، بلوچ و سند به سمت آبهای بوشهر حرکت کردند. جالب آنکه پیش از آغاز درگیری، ونز، کنسول انگلیس در بوشهر، به حاکم شهر مراجعه کرده و اموال و اثاثیه خود را امانت به حسنعلیخان دریابیگی، حاکم وقت بنادر و بوشهر، سپرده و رسید دریافت کرده بود! دریاسالار سر هنری، فرمانده نیروی دریایی انگلیس و استاکر، نماینده سیاسی دولت بریتانیا، پیام تهدیدآمیزی برای حسنعلیخان فرستادند و مهلتی مشخص تعیین کردند تا پرچم ایران پایین کشیده شود و شهر تسلیم شود.
بااین حال، محاسبات نظامی بریتانیا با سد سخت مقاومت مردمی برخورد کرد. دلاوران تنگستان و دشتستان به رهبری باقرخان تنگستانی، از سران شجاع مبارزات جنوب، فرزند جوانش احمدخان و شیخ حسین چاهکوتاهی با حدود ۴۰۰ تفنگچی و اسلحه ساده فتیلهای راه را بر دشمن بستند. در منطقه بهمنی، نبردی خونین درگرفت. در شرایطی که ناوهای جنگی انگلیس با توپهای سنگین قلعه را زیر آتش گرفته بودند، مدافعان وطن نبرد تنبهتن با شمشیر را آغاز کردند و در حماسهای بینظیر، ۷۴۰ نفر از نیروهای اشغالگر انگلیسی را به خاک افکنده و ۵ عراده توپ (آلات جنگی شبیه منجنیق) دشمن را به غنیمت گرفتند. در اوج درگیریها، وقتی منشی کنسولگری انگلیس در نامهای احمدخان تنگستانی را تهدید کرد و خواستار تسلیم شد، احمدخان در پاسخی صریح و غرورآفرین سرود: «احمد ای آن که شاه خوبانی / بیبی بخت باد دمسازت / چار آسیم ما نمیترسیم/ از سه لکاته و دو سربازت».
این مجاهد جوان پس از ایثاری کمنظیر در همان میدان نبرد به شهادت رسید و ۷۲ تن از خویشاوندان باقرخان نیز جان خود را فدای خاک میهن کردند. ترانه معروف مردم جنوب در رثای او تا ابد جاودانه شد: «خبر آمد که دشتستان بهار آمد / زمین از خون احمد لالهزار است / الا ای مادر پیرش کجایی / که احمد یک تن و دشمن هزار است». اگرچه ناهماهنگیهای مدیریتی، خیانتها یا خطاهای محاسباتی برخی عوامل و عدم پشتیبانی به موقع باعث شد پایگاه بهمنی سقوط کند، اما بریتانیاییها برای توجیه شکستهای سنگین خود ادعا میکردند بوشهر با رشوه ۳۰ هزار تومانی سقوط کرده است؛ حربهای سیاسی برای بدنام کردن بزرگان فارس. پس از تسلط اشغالگران، بریتانیا حکومت نظامی برپا کرد، اسلحه مردم را جمعآوری کرد و حسنعلیخان دریابیگی را به همراه چند مقام دیگر به عنوان اسیر جنگی به بمبئی تبعید کرد.
در اعلامیه حکومت نظامی انگلیس موارد عجیبی چون ممنوعیت کامل حمل اسلحه، ممنوعیت خرید و فروش مشروبات الکلی و آزادی فوری بردگان و ممنوعیت بردهفروشی گنجانده شده بود. بازخوانی این رویداد تاریخی نشان میدهد که ابزار اولتیماتوم و زیادهخواهی قدرتهای مداخلهگر غربی همواره با هدف سلب اراده ملی اعمال شده است؛ رویکردی که تنها با هوشمندی، حفظ وحدت داخلی و روحیه مقاومت در برابر فشار بیگانه خنثی میشود.



