به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»
وقتی ناصرالدینشاه قاجار در توصیف رفتار انگلیسها جملهای تاریخی را بر زبان آورد، در واقع عصاره سیاست استعماری غربیها در قبال ایران را روایت میکرد؛ او بیپرده گفت: «انگلیسیها میخواهند همه چیز را از ما بگیرند ولی ما نمیتوانیم تا این درجه تن به مذلت بدهیم.» این گواهی است بر طغیان صبر ایران در برابر سلسله رفتارهای تحقیرآمیز و مداخلات بیپایان لندن؛ رفتارهایی که ریشه در نیمه دوم قرن نوزدهم میلادی (سالهای ۱۲۱۳ تا ۱۲۸۴ شمسی) دارد و با اِعمال فشار، تحریم و تهدید نظامی، استقلال کشور را به چالش کشید.
ریشه این تیرگی عمیق به دوران پادشاهی محمدشاه قاجار و تصمیم او برای اعاده حاکمیت ملی بر هرات در سال ۱۲۱۷ شمسی (۱۸۸ سال قبل) بازمیگردد. پس از پایان جنگهای ایران و روسیه و تحمیل قرارداد ترکمانچای، دربار روسیه روابط سیاسی موقت خود را به دائمی تبدیل کرد. امپراتوری بریتانیا نیز که نمیخواست از رقیب تزاری خود در دستاندازی به منافع منطقه عقب بماند، به بهانه حفظ موازنه قدرت و مراقبت از مستعمراتی چون هند، به دنبال تثبیت نفوذ دائمی در ایران افتاد. اما همین که شاه ایران برای سرکوب تمردها و تأمین امنیت مرزهای شرقی به سوی هرات لشکر کشید، بریتانیا نقاب از چهره برداشت.
لندن که اِعمال حاکمیت ایران بر هرات را خطری برای نفوذ استعماری خود میدید، تمام تعهدات پیشین خود را زیر پا گذاشت. بر اساس فصل نهم عهدنامه مجمل و مفصل (مورخ ۱۱۹۳ شمسی / ۱۲۲۹ هجری قمری) بین ایران و انگلیس، تصریح شده بود: «اگر جنگ و نزاعی فیمابین دولت علیه ایران و افغان اتفاق افتد، اولیای دولت بهیه انگریز (انگلیس) را در آن میان کاری نیست و به هیچ طرف کمک و امدادی نخواهند کرد مگر این که به خواهش طرفین واسطه صلح گردند.» با این حال، انگلستان این تعهد صریح را کاملاً نقض کرد و اقدام مشروع شاه ایران برای ایجاد امنیت را عمل خصمانه نسبت به بریتانیا خواند. در گام نخست، لرد پالمرستون، وزیر امور خارجه وقت بریتانیا، به ابزار تطمیع و باجخواهی متوسل شد.
او پیامی رسمی فرستاد مبنی بر اینکه اگر محمدشاه از محاصره هرات دست بردارد، دولت بریتانیا مبلغ دو کرور تومان پول طلا نقداً به دربار پرداخت کرده و هزینه سالانه سپاه آذربایجان را نیز بر عهده خواهد گرفت. اما وقتی غیرت ملی پادشاه ایران مانع تسلیم شدن در برابر این پیشنهاد حقارتآمیز شد، خصومت غربیها ابعاد نظامی به خود گرفت.
جان مکنیل، سفیر وقت بریتانیا در تهران، بارها در اردوگاه محاصره هرات با محمدشاه ملاقات کرد و چون پاسخ منفی شنید، به عنوان اعتراض به همراه هیئت نظامی انگلیسی از اردوگاه شاه خارج شد و راه تهران را پیش گرفت. همزمان، ناوگان دریایی بریتانیا دست به تجاوز زد؛ نیروی دریایی انگلیس پس از تصرف و اشغال جزیره استراتژیک خارک، به سمت بندر بوشهر حرکت کرد و بدین ترتیب بریتانیا رسماً علیه ملت ایران وارد جنگ شد.
در همین بحبوحه، محمدشاه دیپلمات با درایت خود، حسینخان آجودانباشی را به عنوان سفیر فوقالعاده به همراهی میرزا جعفرخان مشیرالدوله عازم اروپا کرد. مأموریت حسینخان این بود که ضمن عرض تبریک جلوس ملکه ویکتوریا بر تخت سلطنت بریتانیا، نامه شکایت رسمی شاه ایران درباره مداخلات آشکار و رفتارهای غیرقانون مکنیل در امور داخلی ایران و مسئله هرات را به ملکه تسلیم کند.
اما دیپلماتهای انگلیسی که از افشای حقیقت هراس داشتند، دیپلماسی زور را از همان استانبول آغاز کردند. سفیر انگلیس در عثمانی به حسینخان پیغام فرستاد: «سفر شما به انگلستان اگر فقط برای سیاحت و بازدید باشد مانعی ندارد، اما اگر به عنوان مأمور سیاسی عازم هستید، تا زمانی که رضایت خاطر مکنیل حاصل نشود، به خاک بریتانیا راه داده نخواهید شد.»
با وجود این کارشکنیها، حسینخان به وینه (وین) رفت و با کلمنس فون مترنیخ، صدراعظم و وزیر امور خارجه هوشمند اتریش، دیدار و گفتوگو کرد.سفیر ایران در این نشست افشا کرد که اخبار منتشرشده در اروپا تحریفشده است و بریتانیا با مداخله در هرات، مفاد پیمان ۱۱۹۳ شمسی را نقض کرده است.
مترنیخ پس از شنیدن مستندات و دلایل محکم ایران، حق را به جانب ایران داد و پیشنهاد کرد: «استدلال و بیانات حسینخان به صورت گزارشی دقیق تنظیم، به انگلیسی ترجمه و برای دربار و مقامات بریتانیا فرستاده شود.» حسینخان همین مسیر را پی گرفت و فرجالله بیک، پیک مخصوص خود را با گزارش اقدامات به تهران فرستاد. اما پاسخ وزارت خارجه انگلیس تنها وقاحت بیشتر بود و در نامهای مدعی شدند که «ما با ایران سر جنگ نداریم و آنچه مستر مکنیل انجام داده برحسب وظیفه و مصلحت بوده است؛ بنابراین دولت ایران باید درباره اهانتی که به سفیر انگلیس وارد آمده عذرخواهی کند!»
حسینخان پس از ۵۰ روز توقف در اتریش و دریافت پاسخ امپراتور اتریش، عازم فرانسه شد و سرانجام با تهیه یک گذرنامه معمولی توانست وارد لندن شده و با لرد پالمرستون ملاقات کند. اما پایان این مذاکرات، تسلیم یک یادداشت تحقیرآمیز و هشتمادهای از سوی وزیر خارجه بریتانیا بود که تجدید روابط و پایان حالت جنگ را مشروط به قبول بیچونوچرای تمام بندهای آن میکرد.
بر اساس شرایط تحمیلی لندن، دولت ایران باید در قدم اول بابت اهانت ادعایی به پیک مخصوص بریتانیا کتباً عذرخواهی میکرد. همچنین بایستی فرمانی رسمی صادر، چاپ و توزیع میشد که تمام خادمان و کارکنان میسیون انگلیسی در امان باشند؛ شرطی ننگین که در عمل، اعطای مصونیت به تمامی خائنان و جاسوسانی بود که به کشور خود خیانت کرده و در خدمت انگلیس بودند.
در بندهای دیگر، ایران به تخلیه غوریان و تحویل آن به حاکم هرات، عذرخواهی کتبی بابت ضبط اموال اقامتگاه افسر انگلیسی در تهران و تنبیه کسانی که علیه نماینده بریتانیا در بوشهر ابراز احساسات کرده بودند ملزم میشد. شرمآورتر اینکه لندن خواستار عزل حکمران ملیگرای بوشهر به جرم برخورد با سر جیمز میتلند، نماینده سیاسی انگلیس و اعلام علنی علت عزل او شد تا به زعم آنان درسی باشد برای مردم که مبارزه با بیگانه بدون کیفر نخواهد ماند. تسویه مطالبات تبعه انگلیسی در معامله آهن قرهداغ (ارسباران)، پرداخت مطالبات افسران انگلیسی و در نهایت امضای یک پیمان بازرگانی جدید، دیگر شروط این یادداشت بود.
در نهایت، تحت فشار تحریم، تجاوز نظامی به جنوب و اشغال جزیره خارک و البته مسامحه برخی رجال دربار از جمله حاجی میرزا آغاسی، این شروط تحمیلی مورد قبول قرار گرفت.در فروردین ۱۲۲۰ شمسی (صفر ۱۲۵۷ هجری قمری)، فرمان واگذاری غوریان به عمال کامرانمیرزا (حاکم هرات) صادر شد و با حضور نماینده انگلیس تحویل داده شد تا نیروهای بریتانیا ظاهراً خارک را تخلیه کنند؛ جزیرهای که به دلیل غفلت دربار، سالها زیر نفوذ نظامی و اقتصادی بیگانه باقی ماند. بازخوانی این سند تاریخی، پرده از زیادهخواهی قدرتهای غربی برمیدارد؛ قدرتمندانی که از گذشته تا به امروز، هر جا منطقی برای گفتگو نداشتهاند، به تهدید، اشغال، تحریم و باجخواهی متوسل شدهاند.
مرور این وقایع به خوبی نشان میدهد که تنها راه حفظ عزت و تمامیت ارضی کشور، ایستادگی در برابر زیادهخواهان و تکیه بر توان و اقتدار داخلی است. منابع: ۱. کتاب «تاریخ روابط خارجی ایران (از ابتدای دوران صفویه تا پایان جنگ جهانی دوم)»، عبدالرضا هوشنگ مهدوی۲. کتاب «تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس در قرن نوزدهم» از محمود محمود۳. کتاب «ایران در دوره سلطنت قاجار» از علیاصغر شمیم



