پنجشنبه 19 شهريور 1405 - Thu 10 Sep 2026
  • حمله به یک نفتکش در آب‌های سرزمینی عراق

  • دشمن ۲ هدف از ما بزند، به ۲۰ هدف حمله می‌کنیم

  • جنایت بی‌رحمانه جنگنده‌های سعودی در یمن

  • بارش برف ریزه ترکیه را سفیدپوش کرد / فیلم

  • خسارات بارندگی شدید و طوفان در ساری / عکس

  • گل تماشایی روماریو در دیدار نمایشی / عکس

  • پاکستان: عملیات یمن علیه عربستان توافقنامه مکه را فعال می‌کند

  • شهادت ماموستا محمد نزهتی توسط گروهک‌های تجزیه‌طلب

  • قیمت آیفون ۱۷ امروز چهارشنبه ۱۸ شهریور

  • جدایی یک ستاره پرسپولیسی در پایان فصل

  • حاج داود کریمی؛ مبارز مکتبی

  • سید امیر حسینی دلم پر از شکایته امام مهربون

  • این خودروها سهمیه اول و دوم بنزین ندارند

  • افشاگری علی کریمی علیه اکانت‌های سایبری پهلوی

  • نتانیاهو شمشیر انتخاباتی را از رو بست

  • قیمت گوشت قرمز امروز ۱۸ شهریور ۱۴۰۵

  • متلاشی شدن باند فساد اداری در شهرستان کلاردشت

  • برگ برنده استقلالی‌ها برای بازی با السد قطر

  • موج زائران در مسجدالحرام؛ سعودی‌ها چه کردند+ فیلم

  • تقدیر و تشویق دریادار عظمایی توسط رئیس ستادکل نیروهای مسلح

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 432772
    تاریخ انتشار: 19/شهريور/1405 - 10:28

    روزی که انسان‌ها از قبرها بیرون می‌آیند

    یات پایانی سوره معارج، تصویری هولناک از روزی ارائه می‌کند که انسان‌ها از قبرها بیرون می‌آیند و با شتاب به سوی صحنه قیامت می‌روند، روزی که دیگر راهی برای فرار از حقیقت و نتیجه اعمال باقی نمانده است.

    روزی که انسان‌ها از قبرها بیرون می‌آیند

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» 

    در ادامه سوره معارج، قرآن بار دیگر بر قدرت مطلق خداوند و ناتوانی انسان در فرار از سرنوشت الهی تأکید می‌کند. آیات ۴۰ تا ۴۴ با سوگند به پروردگار مشرق‌ها و مغرب‌ها، یعنی مالکیت و تدبیر همه جهات عالم، آغاز می‌شود «فَلَا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ».


    از نگاه علامه طباطبایی، این تعبیر نشانه احاطه کامل خداوند بر نظام هستی است؛ خدایی که هیچ نقطه‌ای از عالم از قلمرو قدرت و تدبیر او خارج نیست.


    پس از این سوگند، خداوند می‌فرماید می‌تواند انسان‌هایی بهتر از آنان را جایگزین کند «عَلَىٰ أَن نُّبَدِّلَ خَیْرًا مِّنْهُمْ». بنابراین، مخالفت انسان‌ها هیچ خللی در اراده الهی ایجاد نمی‌کند. اگر گروهی حقیقت را نپذیرند، این‌گونه نیست که راه خدا متوقف شود، بلکه انسان است که فرصت حضور در مسیر حق را از دست می‌دهد.


    چرا انسان از یاد قیامت فرار می‌کند؟


    آیات پایانی سوره معارج تصویری تکان‌دهنده از حال کسانی ارائه می‌کند که در برابر حقیقت ایستاده‌اند. آنان همچنان در غفلت و سرگرمی خود باقی می‌مانند تا زمانی که ناگهان با صحنه قیامت مواجه شوند. قرآن می‌گوید: «یَوْمَ یَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ سِرَاعًا»؛ روزی که از قبرها با شتاب بیرون می‌آیند.


    در آن روز، چشم‌ها خاشع و ترس در وجودشان آشکار است و انسان‌ها چنان پریشان‌اند که گویی به سوی نشانه‌ای برپا شده می‌دوند. اما این فرجام، نتیجه همان بی‌اعتنایی دنیوی آنان است. در نگاه المیزان، مسئله اصلی این نیست که انسان از قیامت بی‌خبر بوده، بلکه مشکل آن است که حقیقت قیامت را جدی نگرفته و زندگی خود را بر اساس آن تنظیم نکرده است.


    قرآن در پایان می‌فرماید که «ذَٰلِکَ الْیَوْمُ الَّذِی کَانُوا یُوعَدُونَ» این همان روزی است که به آنان وعده داده می‌شد. یعنی قیامت حادثه‌ای ناگهانی و بی‌مقدمه نیست؛ بارها درباره آن هشدار داده شده، اما انسان غافل تا رسیدن آن روز، هشدارها را نادیده گرفته است.


    مأموریتی که نوح با «انذار» آغاز کرد


    با پایان سوره معارج، سوره نوح آغاز می‌شود و داستان یکی از مهم‌ترین پیامبران الهی را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد. نخستین آیات این سوره، مأموریت حضرت نوح(ع) را چنین بیان می‌کند: «أَنْ أَنذِرْ قَوْمَکَ مِن قَبْلِ أَن یَأْتِیَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ».


    انذار صرفاً ترساندن نیست بلکه آگاه کردن انسان از نتیجه مسیری است که در پیش گرفته است. نوح(ع) مأمور می‌شود پیش از رسیدن عذاب، قوم خود را بیدار کند. او سپس پیام خود را روشن بیان می‌کند «اعْبُدُوا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ وَأَطِیعُونِ» خدا را بپرستید، تقوا پیشه کنید و از من اطاعت کنید.


    این سه فرمان، در حقیقت سه مرحله از اصلاح انسان را نشان می‌دهد بازگشت به توحید، اصلاح رفتار بر اساس تقوا و پذیرفتن راهنمایی پیامبر الهی.


    نوح؛ پیامبری که راه توبه را هم نشان داد


    یکی از مهم‌ترین بخش‌های آغاز سوره نوح، وعده‌ای است که حضرت نوح(ع) برای بازگرداندن قوم خود مطرح می‌کند «یَغْفِرْ لَکُم مِّن ذُنُوبِکُمْ وَیُؤَخِّرْکُمْ إِلَىٰ أَجَلٍ مُّسَمًّى».


    یعنی بازگشت به خدا تنها یک هشدار درباره عذاب نیست درهای رحمت نیز گشوده است. نوح(ع) به مردم خود می‌گوید اگر مسیر اصلاح را انتخاب کنند، خداوند آنان را مشمول آمرزش خود قرار می‌دهد و تا زمان معین به آنان مهلت می‌دهد.


    علامه طباطبایی بر ارتباط میان استغفار و گشایش در زندگی تأکید می‌کند چراکه گناه و سرکشی انسان را از مسیر طبیعی خیر و برکت دور می‌کند و بازگشت به خدا زمینه رفع این موانع را فراهم می‌سازد.


    وقتی دعوت آشکار و پنهان نتیجه نمی‌دهد


    نوح(ع) در ادامه، از تلاش گسترده خود برای هدایت قوم سخن می‌گوید «قَالَ رَبِّ إِنِّی دَعَوْتُ قَوْمِی لَیْلًا وَنَهَارًا». او شب و روز آنان را دعوت کرد، اما نتیجه‌ای نگرفت. سپس می‌گوید که «ثُمَّ إِنِّی دَعَوْتُهُمْ جِهَارًا» آشکارا آنان را فراخواندم و پس از آن، دعوت را به شکل پنهانی نیز ادامه دادم.


    این آیات نشان می‌دهد که دعوت الهی محدود به یک شیوه نیست. پیامبر برای اصلاح جامعه، از روش‌های مختلف استفاده می‌کند، گاهی آشکارا و گاهی با گفت‌وگوی خصوصی و پنهانی. اما مشکل قوم نوح نه کمبود دلیل و استدلال بود و نه کوتاهی پیامبر، بلکه آنان به جای شنیدن حقیقت، بر لجاجت خود افزودند.


    استغفار؛ راهی برای باز شدن درهای رحمت


    در آیات ۱۰ تا ۱۲، نوح(ع) یکی از روشن‌ترین راه‌های بازگشت به خدا را معرفی می‌کند «فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کَانَ غَفَّارًا». سپس از پیامدهای این استغفار سخن می‌گوید: فرستادن باران فراوان، افزایش اموال و فرزندان و قرار دادن باغ‌ها و نهرها.


    این وعده‌ها به معنای یک رابطه مکانیکی و ساده میان استغفار و رفاه مادی نیست بلکه استغفار واقعی، بازگشت انسان از مسیر فساد به مسیر عبودیت است و چنین اصلاحی می‌تواند زمینه نزول خیر و برکت الهی را فراهم کند.


    به این ترتیب، پیوند پایان معارج با آغاز نوح نیز معنادار است، معارج انسان غافل را در برابر حقیقت قیامت قرار می‌دهد و نوح راه بازگشت را نشان می‌دهد. پیش از آنکه وعده الهی به واقعیتی اجتناب‌ناپذیر تبدیل شود، هنوز فرصت «استغفار» و بازگشت وجود دارد.

    نظرات بینندگان
    نظرات شما