به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»
این پرسشی است که علیرغم اظهار نظرهای فراوان درباره ضرورت پایان جنگ کمتر به آن پرداخته می شود.
پاسخ به این پرسش، به دلیل پیچیدگیهای ساختاری اقتصاد ایران آسان نیست. طبیعی است در درگیری نظامی مستقیم، اقتصاد در وضعیت «شوکهای همزمان شدید» قرار دارد (شوک تورم، شوک کمبود ارز، شوک تخریب زیرساخت و شوک بیاعتمادی). اگر بخواهیم نخستین و حیاتیترین اقدام را انتخاب کنیم، باید آن را در سه سطح در نظر بگیریم.
بازسازی اعتماد و تثبیت ارزش پول ملی
اقتصاد ایران با بحران «بیاعتمادی» روبرو است. در نبود اعتماد، هیچ سرمایهگذاری (چه داخلی و چه خارجی) انجام نمیشود. دولت باید با اعلام سیاستهای شفاف و غیرقابل تغییر، از ایجاد شوکهای پولی جدید (مانند چاپ بیرویه پول برای جبران کسری بودجه) پرهیز کند و سپس به سراغ تثبیت نرخ ارز و کنترل تورم اولیه برود چرا که اگر ارزش پول ملی در روزهای اول پس از جنگ پایدار نشود، تمام اقدامات بعدی در برابر موج تورم و سقوط قدرت خرید مردم بیاثر خواهد بود.
تأمین نقدینگی برای زیرساختهای حیاتی (تأمین بقا)
پس از تثبیت نسبی پول، اقتصاد باید از حالت «بقاء» به حالت «کارکرد» بازگردد.
برای بازسازی «زنجیره انرژی» (برق، گاز و نفت) و «شبکههای توزیع کالا» تخصیص فوری بودجه باید انجام شود. اگر تولیدکننده مواد اولیه یا سیستمهای انرژی از کار بیفتند، تولید ملی متوقف میماند و اقتصاد وارد یک رکود عمیق و طولانیمدت میشود.
بازگشت به جریانهای مالی بینالمللی (دیپلماسی اقتصادی)
ایران در جنگ، در یک انزوای شدید قرار داشت. آغاز فوری مذاکرات برای کاهش تدریجی تنشها و بازگرداندن بخشهایی از سیستم بانکی به چرخه جهانی از مهمترین اقدامات لازم برای خروج ازاین انزواست.
بازگرداندن جریان ارز و دسترسی دوباره به تکنولوژیهای لازم برای بازسازی، هدف این اقدامات است. بدون دسترسی به سیستم مالی بینالمللی، ایران حتی با داشتن منابع، قادر به خرید تجهیزات مدرن برای بازسازی نخواهد بود.
منبع : الف



