پنجشنبه 05 شهريور 1405 - Thu 27 Aug 2026
  • اکونومیست: چرا نمی‌توان انصارالله را شکست داد؟

  • هشدار سیا به روسیه درباره ایران و اوکراین

  • تصاویر آخرالزمانی از سیل نپال

  • قیمت دینار عراق امروز پنجشنبه ۵ شهریور

  • خواص انار برای قلب

  • قیمت نفت امروز پنجشنبه ۵ شهریور

  • روایت تلخ دختری که در خانه هواداری منافقین مورد تجاوز قرار گرفت/ کودک سرباز رجوی در اردوگاه پهلوی!+ عکس

  • استوری رامین رضاییان و دعوت از هواداران فولاد

  • شهید موسوی علمدار رهبر شهید در جنگ سوم بود

  • سیل ویرانگر در نپال با ۱۷ کشته صدها مفقودی / فیلم

  • جهان به روایت تصویر /از غرق شدن ترامپ تا حمله به غزه

  • سیدمجید بنی فاطمه/مشتری نگاه تو خورشیده

  • عذرخواهی هافبک سپاهان از استقلالی‌ها

  • بِسِنت خالی بست؛ مستندات چه می‌گویند؟

  • امارات ویزای هادی چوپان را باطل کرد

  • بابت گرانی‌ها از مردم عذرخواهی می‌کنیم

  • آمریکا شرایط ما را نپذیرد، تنگه هرمز باز نخواهد شد

  • ۱۲ میلیون لیتر بنزین بیشتر در راه است

  • بزرگ‌ترین انجیرستان دیم جهان در فصل برداشت / عکس

  • قیمت دلار کاهشی شد

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 431873
    تاریخ انتشار: 05/شهريور/1405 - 10:17

    همه چیز حتی ریگ بیابان ذکر خدا می‌گویند

    جهان از نگاه قرآن، مجموعه‌ای خاموش و بی‌جان نیست؛ از آسمان و زمین گرفته تا کوچک‌ترین ذرات عالم، هر کدام به شیوه‌ای در حال تسبیح پروردگارند. سوره تغابن با یادآوری همین حقیقت، انسان را به شنیدن ذکری دعوت می‌کند که شاید گوش ظاهری ما توان شنیدنش را نداشته باشد.

    همه چیز حتی ریگ بیابان ذکر خدا می‌گویند

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» 

    سوره تغابن از جمله سوره‌هایی است که انسان را از سطح زندگی روزمره فراتر می‌برد و او را با حقیقتی بزرگ‌تر روبه‌رو می‌کند، این دنیا میدان سنجش انسان است، اما نتیجه واقعی انتخاب‌ها در روزی آشکار می‌شود که دیگر امکان بازگشت و جبران وجود ندارد.


    آیات ۱ تا ۹ این سوره، از حاکمیت مطلق خداوند آغاز می‌کند، به آفرینش انسان و علم الهی می‌رسد و در نهایت، از «یوم التغابن» روزی که سود و زیان واقعی انسان‌ها آشکار می‌شود، سخن می‌گوید.

     


    جهان بی‌حساب آفریده نشده است

     


    سوره با این حقیقت آغاز می‌شود که همه موجودات خدا را تسبیح می‌کنند «یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ». در نگاه علامه طباطبایی در المیزان این تسبیح تنها یک تعبیر زبانی نیست، بلکه همه موجودات با وجود و ساختار خود، بر کمال و تنزه خداوند از نقص دلالت می‌کنند.


    از نگاه این آیات، تسبیح فقط کاری نیست که موجودی دارای زبان انجام دهد؛ بلکه هر موجودی با اصل وجود، نظم و ویژگی‌هایش بر کمال و پاکی خالق دلالت می‌کند. تعبیر «یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» نشان می‌دهد که سراسر عالم در برابر خداوند موضعی از خضوع و تسبیح دارد.


    بنابراین حتی ریگ بیابان، سنگ، درخت و دیگر موجودات، به زبان متناسب با وجود خود، آینه‌ای از صفات و کمالات الهی‌اند. از منظر المیزان، این تسبیح را باید در حقیقتِ وجود موجودات جست‌وجو کرد؛ یعنی عالم با هستی خود شهادت می‌دهد که آفریدگاری حکیم، قادر و منزّه از هر نقص دارد.

     

     

     


    پس از آن، آیه دوم انسان‌ها را به دو دسته کلی تقسیم می‌کند «هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ فَمِنْکُمْ کَافِرٌ وَ مِنْکُمْ مُؤْمِنٌ». خداوند همه انسان‌ها را آفریده، اما تفاوت در آفرینش نیست، تفاوت در انتخاب و واکنش انسان نسبت به حقیقت است. از نگاه المیزان، ایمان و کفر نتیجه موضعی است که انسان در برابر حقیقت اتخاذ می‌کند و همین انتخاب، مسیر زندگی او را رقم می‌زند.


    انسان چیزی را پنهان می‌کند که خدا می‌داند


    آیات بعدی بر علم فراگیر خداوند تأکید می‌کنند «یَعْلَمُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَیَعْلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعْلِنُونَ». انسان می‌تواند ظاهر خود را مدیریت کند، سخنی را پنهان کند یا حتی رفتار خود را به گونه‌ای تنظیم کند که دیگران درباره او قضاوت خاصی داشته باشند، اما هیچ فاصله‌ای میان انسان و علم خدا وجود ندارد.


    علامه طباطبایی با توجه به سیاق آیات، این علم را مقدمه‌ای برای توجه دادن انسان به مسئولیت اعمال خود می‌داند. خدا تنها اعمال آشکار را نمی‌بیند «ما تُسِرّون» و «ما تُعلِنون» هر دو نزد او معلوم است. بنابراین، معیار حقیقت انسان چیزی فراتر از تصویری است که در برابر دیگران می‌سازد.


    وقتی غرور انسان را از گذشته بی‌خبر می‌کند


    آیات ۵ و ۶ به سرنوشت اقوام گذشته اشاره می‌کنند، کسانی که پیامبران با «الْبَیِّنَات» نزد آنان آمدند، اما آنان گفتند که «أَبَشَرٌ یَهْدُونَنَا؟» مسئله اصلی آنان ناآگاهی از حقیقت نبود، بلکه نپذیرفتن آن بود.


    در منطق آیات، انسان گاهی به جای آنکه پیام حقیقت را بررسی کند، پیام‌آور را زیر سؤال می‌برد. این همان نقطه‌ای است که غرور می‌تواند راه فهم را ببندد. آنان وقتی روی گرداندند، خدا نیز آنان را بی‌نیاز از ایمان دید و نتیجه این انتخاب، محرومیت از هدایت بود.


    انکار حقیقت، واقعیت را تغییر نمی‌دهد


    یکی از محورهای مهم این بخش، مسئله معاد است. برخی منکران تصور می‌کردند مرگ پایان ماجراست و می‌گفتند که «أَلَّن یُبْعَثُوا». پاسخ قرآن صریح است «بَلَىٰ وَرَبِّی لَتُبْعَثُنَّ» آری، به پروردگارم سوگند که حتماً برانگیخته خواهید شد.

     

     

     


    در نگاه المیزان، تأکیدهای پی‌درپی آیه بر تحقق بعث، برای شکستن همین پندار است که انسان بتواند با انکار، حقیقت را از میان ببرد. قیامت واقعیتی مستقل از باور یا ناباوری انسان است. انسان ممکن است آن را نپذیرد، اما نمی‌تواند از وقوعش جلوگیری کند.


    روزی که همه محاسبات انسان تغییر می‌کند


    آیه ۹ از «یَوْمَ یَجْمَعُکُمْ لِیَوْمِ الْجَمْعِ» سخن می‌گوید روزی که همه انسان‌ها گردآوری می‌شوند و سپس تعبیر تعیین‌کننده «ذَٰلِکَ یَوْمُ التَّغَابُنِ» را مطرح می‌کند.


    «تغابن» از ریشه «غبن» به معنای زیان و فریب در معامله است. علامه طباطبایی توضیح می‌دهد که در آن روز، غبن و زیان واقعی آشکار می‌شود، انسان‌ها خواهند دید چه سرمایه‌ای در اختیار داشتند و با آن چه کردند. آنچه در دنیا سود تصور می‌شد، ممکن است در قیامت زیان باشد و چیزی که انسان آن را از دست دادن می‌پنداشت، در حقیقت سرمایه نجات او بوده باشد.


    از این منظر، «تغابن» تنها یک حسرت فردی نیست روزی است که حقیقت معاملات انسان با عمر، فرصت‌ها، ایمان و اعمالش آشکار می‌شود. قرآن در پایان این بخش می‌گوید که «وَمَن یُؤْمِن بِاللَّهِ وَیَعْمَلْ صَالِحًا یُکَفِّرْ عَنْهُ سَیِّئَاتِهِ وَیُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ». یعنی راه نجات، تنها ادعا نیست ایمان باید در عمل صالح خود را نشان دهد.


    حساب واقعی زندگی، در پایان معلوم می‌شود


    مجموع این آیات تصویری روشن از زندگی انسان ارائه می‌دهد، جهانی که همه اجزای آن تحت حاکمیت خداست، انسانی که هیچ رفتار پنهانی‌اش از علم الهی خارج نیست و آینده‌ای که در آن حقیقت انتخاب‌های انسان آشکار می‌شود.


    پیام اصلی آیات ۱ تا ۹ سوره تغابن را می‌توان در همین نکته خلاصه کرد، انسان ممکن است در دنیا خود را برنده بداند، اما معیار پیروزی واقعی در پایان مسیر مشخص می‌شود. «یوم التغابن» روزی است که معلوم خواهد شد چه کسی سرمایه عمرش را درست به کار گرفت و چه کسی چیزی را که می‌توانست وسیله نجاتش باشد، از دست داد.

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما