چهارشنبه 04 شهريور 1405 - Wed 26 Aug 2026
  • ۵ دلیل شلوغی پمپ‌بنزین‌های تهران

  • دستم را دادم که چادر از سر شما نیفتد

  • صادرات نفت ایران در دل جنگ ۱۰ درصد بالا رفت

  • حتی کانادا هم نسخه انفعال اصلاح‌طلبان را پس زد+ عکس

  • قمار ترامپ با «روز دی» اقتصادی؛ این بار ایران تسلیم می‌شود؟

  • عجیب‌ترین تعویض عمر رونالدو

  • شارژ کالابرگ خانوارهای با کد ملی ۷، ۸ و ۹

  • حمید و سعید نجفی، اعضای مافیای سرقت مسلحانه کشور اعدام شدند

  • اریک والبرگ: آیت‌الله خامنه‌ای زندگی زاهدانه خود را وقف اسلام و ایران کرد + عکس و فیلم

  • آمریکا در منگنه ایران و کانادا

  • تهران در کانون رایزنی‌های صلح /وزیر خارجه عمان وارد تهران شد / باب المندب همچنان پرحادثه

  • حج آینده درگیر یک ابهام تعیین‌کننده شد

  • تولد ۵۲ سالگی مهران غفوریان در خارج از کشور

  • کریدورهای زمینی جایگزین بنادر جنوبی

  • میدان را در چارچوب منافع ملی گسترش خواهیم داد

  • وقوع طوفان مهیب در جنوب فرانسه / فیلم

  • شهادت یک پاسدار در پی حمله به ایست‌وبازرسی

  • اینترنشنال هزینه دروغ‌های رسانه‌ای خود را می‌دهد؟

  • ریزش ذخایر نفت آمریکا ادامه دارد + جدول

  • پیشنهاد جدید عاصم منیر به ایران

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 431812
    تاریخ انتشار: 04/شهريور/1405 - 11:01

    قمار ترامپ با «روز دی» اقتصادی؛ این بار ایران تسلیم می‌شود؟

    ترامپ که از گزینه نظامی ناامید شده، همه کارت‌هایش را روی میز کارزار تازه تحریم‌های شدید علیه ایران گذاشته است. آیا این‌بار تهران به زانو در می‌آید یا باز هم اهرم‌های تلافی‌جویانه‌ای در آستین دارد که معادله را بر هم بزند؟

    قمار ترامپ با «روز دی» اقتصادی؛ این بار ایران تسلیم می‌شود؟

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس؛

    اعلام راهبرد جدید کاخ سفید تحت عنوان «تحریمهای بی‌سابقه» علیه ایران، پس از ناکارآمدی گزینه نظامی، بار دیگر این سوال را طرح می‌کند که آیا ابزار فشار اقتصادی می‌تواند به‌تنهایی ایران را به میز مذاکره و پذیرش خواسته‌های آمریکا بکشاند، یا اینکه این سیاست تنها به تشدید تقابل و بن‌بست سیاسی دامن خواهد زد.
     
    لیلی نقولا استاد روابط بین‌الملل در دانشگاه لبنان با انتشار یادداشتی در المیادین با واکاوی ابعاد اقتصادی و سیاسی این راهبرد، به پاسخ این سوال پرداخت که آیا این رویارویی اقتصادی، که با اهرمهای قدرتمند مالی آمریکا پشتیبانی می‌شود، واقعاً می‌تواند ایرانِ خستگی‌ناپذیرِ در طول چندین دهه تحریم را به زانو درآورد؟ یا مانند تجارب پیشین در عراق، ونزوئلا و حتی خود ایران در دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ، این فشارها نه‌تنها به امتیاز‌دهی سیاسی منجر نخواهد شد، که عاملی برای انسجام داخلی و راهبرد تشدید تنش خواهد بود؟در مقدمه این یادداشت آمده است: دولت ترامپ با اعلام کارزار «تحریمهای بی‌سابقه» که وزیر خزانه‌داری‌ آمریکا «اسکات بسنت» آن را «روز دی اقتصادی» (Economic D-Day) نامیده، از گذار به «مرحله نهایی» رویارویی با ایران خبر داده و تهدید کرده‌اند که بر هر کشور، شرکت یا نهادی که راهی مالی یا تجاری برای ایران فراهم کند، هزینه‌های اقتصادی تحمیل خواهند کرد.«روز دی اقتصادی» اصطلاحی است که دولت ترامپ برای کارزار جدید تحریم‌های بی‌سابقه علیه ایران به کار می‌برد که از «D-Day» در جنگ جهانی دوم (نورماندی) که نماد آغاز یک عملیات سرنوشت‌ساز و نهایی بود، گرفته شده است.
    اعلام این راهبرد پس از آن صورت می‌گیرد که دولت آمریکا دریافته گزینه نظامی و تهدید به بمباران ایران و زیرساختهای آن، دیگر قادر به دستیابی به اهداف موردنظر نیست. اما با اعلام این راهبرد جدید، این پرسش مطرح می‌شود که آیا آمریکا واقعاً قابلیت اجرای این استراتژی را دارد؟ در مرحله بعد، آیا این استراتژی و حداکثر فشار اقتصادی باعث خواهد شد که ایرانیها از مواضع خود عقب‌نشینی کرده و آنچه ترامپ می‌خواهد را بپذیرند؟
     
    • نخست: شانس موفقیت راهبرد از نظر اقتصادی و مالی
    از منظر اقتصادی و مالی، ایالات متحده ابزارهای مهم و قابل توجهی برای فشار اقتصادی در اختیار دارد. آمریکا به دلیل مرکزیت دلار و نهادهای مالی آمریکا و تسلط بر جریان پرداختهای بین‌المللی، نفوذ استثنایی بر نظام مالی جهانی دارد. از این‌رو، هنگامی که آمریکا تحریم‌های یک‌جانبه‌ای را اعلام می‌کند، این تحریمها «عملاً» به تحریمهای بین‌المللی تبدیل می‌شوند، زیرا شرکتها و بانکها می‌ترسند که در نتیجه همکاری با یک شرکت یا نهاد تحریم‌شده توسط آمریکا، مشمول تحریمهای ثانویه گردند.قدرت این سیاست آمریکا در این است که بسیاری از شرکت‌های بین‌المللی از دسترسی به نظام مالی آمریکا هراس دارند؛ حتی کشورهایی که از نظر سیاسی با تحریمها مخالفند، مانند چین و روسیه، ممکن است شرکتهایشان ناچار شوند در صورت بیشتر بودن هزینه تحریم‌های آمریکا نسبت به بازده اقتصادی مورد انتظار، تعاملات خود با ایران را کاهش دهند.
     
    نویسنده در ادامه تصریح می‌کند: با این وجود، موفقیت تحریمها کاملاً قطعی نیست؛ چین مهمترین روزنه اقتصادی ایران به شمار می‌رود. حتی اگر برخی شرکتهای چینی ناچار به کاهش تعاملات خود با ایران شوند، بعید است که چین به‌عنوان یک کشور، در برابر این تحریمها تسلیم شود، زیرا پیشتر نیز از سوی دولت ترامپ تهدیدهای مشابهی را تجربه کرده است؛ بنابراین انتظار می‌رود که به خرید نفت ایران ادامه داده و کانالهای تجاری و مالی جایگزین فراهم کند.
     
    • دوم: آیا فشارهای اقتصادی به عقب‌نشینی سیاسی ایران منتهی می‌شود؟
    تاریخ ثابت کرده است که تحریمهای اقتصادی همواره به تغییرات سیاسی متناسب با حجم خسارات اقتصادی منجر نمی‌شوند. تحریمهای گسترده بین‌المللی که در دوران صدام بر عراق اعمال شد، با وجود پیامدهای مخرب زیاد اقتصادی و اجتماعی، به سرنگونی نظام منجر شد و تغییر نظام بعدها در نتیجه مداخله نظامی آمریکا در سال ۲۰۰۳ رخ داد. همچنین تحریمها علیه ونزوئلا به سقوط مادورو منجر نشد، افزون بر نمونه‌های دیگری که آمریکا در آنها برای دستیابی به تغییر سیاسی مورد نظر خود به مداخله نظامی نیاز پیدا کرد.نویسنده تاکید می‌کند که در مورد ایران، موضوع دشوارتر است؛ زیرا ایران کشوری است که دهه‌هاست اشکال گوناگونی از تحریمها را تجربه کرده است. رئیس‌جمهور ترامپ در دوره اول ریاست خود، سخت‌ترین تحریمها را بر ایران اعمال کرد، اما این تحریمها به نتایج مورد نظر او دست نیافت. ایران در طول دهه‌ها، سازوکارهایی برای تطبیق‌پذیری و دور زدن تحریمها توسعه داده و ایرانیان با تحریمها با اقتصاد مقاومتی، صبر راهبردی و مقاومت مواجه می‌شوند. علاوه بر این، یک عامل روانی و سیاسی بسیار مهم برای ایرانیان وجود دارد: هرگاه دولت آمریکا اعلام کرده که هدف از این سیاست «سرنگونی نظام» یا «خفه کردن ایران» است، انسجام ایرانیان افزایش یافته است؛ به‌ویژه پس از جنگهایی که بر کشورشان تحمیل شده و آمریکا به «نابودی یک تمدن کامل» تهدید کرده است.
     
    نقولا با همین استدلال نوشت: باور به اینکه ایرانی‌ها تسلیم شوند و عقب‌نشینی کنند دشوار است و خود آمریکاییها نیز این را می‌دانند. از این رو، ممکن است هدف این راهبرد جدید آمریکا، صرفاً پیشبرد مسیر مذاکره باشد؛ البته به‌شرطی که رهبری ایران قانع شود که هزینه اقتصادی بسیار سنگین شده و راه‌حل سیاسی قابل‌قبولی از طریق بازگشت به میز مذاکره وجود دارد.
    در ادامه این یادداشت تاکید شده که با این حال، این احتمال نیز باقی است که ایران مسیری کاملاً متضاد در پیش گیرد، یعنی دست به تشدید تنش بزند، به‌ویژه اگر تشخیص دهد که ترامپ درصدد به‌زیرکشیدن او یا پیشبرد تغییر نظام از طریق تحریک فشارهای اقتصادی و ایجاد «انقلابی داخلی« است. این احتمال بهویژه با توجه به اینکه ایران پس از جنگ اخیر، از فضای واکنش، صبر و دفاع از خود به فضای عمل، حمله و پیشدستی تغییر رویه داده است، کاملاً قابل تصور است.نویسنده در خاتمه تصریح می‌کند: « موفقیت راهبرد جدید ترامپ را نه با حجم خسارات اقتصادی وارده به ایران، بلکه با توانایی دولت آمریکا در تبدیل این راهبرد به دستاوردهای سیاسی ملموس باید سنجید. و این، بر اساس تجارب تاریخی، دشوارترین و کم‌تضمین‌ترین بخش هر جنگی اقتصادی است.

     

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما