به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس ،
رسانههای آمریکایی درباره جنجال کاهش تجهیزات و مهمات نظامی آمریکا در استفاده از جنگ علیه ایران آژیر هشدار را روشن کردهاند. در اخرین اخبار این رویداد و رسوایی مهم نظامی رویترز گزارش داده که «جنگ با ایران بخش بزرگی از ذخایر موشکهای رهگیر پاتریوت آمریکا و کشورهای خلیج فارس را مصرف کرده است.»

بر اساس برآورد مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، آمریکا بین فوریه تا ژوئیه حدود ۶۵ درصد از ذخایر رهگیر پاتریوت خود را مصرف کرده و تعداد این موشکها از حدود ۲۳۳۰ فروند پیش از آغاز جنگ ایران به کمتر از ۸۵۰ فروند رسیده است. عربستان سعودی نیز در ۳۸ روز نخست درگیری حدود ۸۶ درصد از ۲۸۰۰ رهگیر PAC-3 خود را مصرف کرده است.رویترز همچنین نوشته است که آمریکا فروش ۵۲۵۰ رهگیر پاتریوت به بحرین، کویت، قطر و امارات متحده عربی را برای جبران ذخایر مصرفشده تایید کرده است.

«سیاوش اردلان» خبرنگار بیبیسی فارسی به همین جنجال اشاره کرد و نوشت: «روزنامه واشنگتن پست به نقل از چند مقام دولتی امریکا نوشته ترامپ در یک جلسه کابینه به پیت هگست وزیر دفاعش توپیده که چرا گذاشتی ذخایر تسلیحاتی ما وسط جنگ ته بکشه. اونم تقصیر رو انداخت گردن معاون خودش که گزارش درست نداد. هگست جزو حامیان پر و پا قرص حمله به ایران بود که اوایل جنگ در لفاظی و کرکری خوندن همتا نداشت.»

همچنین وی در پستی دیگر در شبکه ایکس با اشاره به شکسته شدن هژمونی آمریکا ان را ناباورانه توصیف کرد و نوشته است: «واکنش کاربران ایرانی در مواجهه با اخبار بیبرنامگی و آشفتگی در حمله آمریکا به ایران، ناباوری دوگانه جالبی رو نشون میده: گرایشی در میان حامیان حکومت میگن این اخبار، عملیات فریب آمریکا برای پایین آوردن گارد ایران و غافلگیر کردنشه.
مخالفان عموما سلطنت طلب میگن حتما نقشه هوشمند و بزرگ تری در کاره که آزادی رو برای ما رقم خواهد زد. اولی ناباور و ستیزه جو، دومی ناباور و شیفته. اولی میگه سختی بکشیم تا آمریکا رو از منطقه بیرون کنیم. دومی میگه سختی بکشیم تا حکومت رو از ایران بیرون کنیم. اولی میگه شاخ آمریکا رو بشکنیم، دومی میگه ما خود شاخ آمریکائیم.»

بیبیسی اخیرا در گزارشی با عنوان «چرا رسانههای آمریکا از «گیر افتادن» واشنگتن در جنگ با ایران میگویند؟» نوشت: «بر اساس برآورد مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، آمریکا پیش از آغاز جنگ اخیر با ایران حدود ۳۶۰ رهگیر سامانه تاد، ۲۳۳۰ رهگیر پاتریوت، ۴۱۰ موشک رهگیر اسام-۳ و ۱۱۶۰ موشک اسام-۶ در اختیار داشت. این برآوردها بر پایه محاسبات نویسندگان گزارش از دادههای بودجهای و تدارکاتی وزارت دفاع آمریکا تهیه شده است.
این اندیشکده همچنین برآورد میکند که در ۳۹ روز کارزار هوایی و موشکی پیش از آتشبس، آمریکا بین ۱۹۰ تا ۲۹۰ رهگیر تاد، ۱۰۶۰ تا ۱۴۳۰ رهگیر پاتریوت، ۱۳۰ تا ۲۵۰ رهگیر اسام-۳ و ۱۹۰ تا ۳۷۰ موشک اسام-۶ مصرف کرده است.» این موارد نشان میدهد چگونه استراتژی نظامی ایران با استفاده از جنگ موشکی و پهپادی آمریکا را که دستکم در چند کشور عربی همسایه ایران پایگاه نظامی دارد تا حدود زیادی آمریکا را خلع سلاح کرده است.موضوعی که در ان ایران درواقع در چند جبهه در برابر چند کشور ایستادگی کرد.

در ادامه بیبیسی فارسی نوشت: ارزیابی لئون پانهتا که در دولتهای دموکرات هم رئیس سازمان سیا و هم وزیر دفاع بود این است که چند اشتباه دولت فعلی آمریکا باعث شده این کشور در وضعیت فعلی گرفتار شود. او میگوید «هر آنچه امید داشتیم در مذاکره به دست آوریم نقش بر آب شده، آتشبس فروپاشیده، و به گمان من همین حالا گیر افتادهایم که بالاخره برای پایان دادن به این جنگ چه راهی در پیش بگیریم.»آنچه از لابهلای مطالب بیبیسی و دیگر رسانههای غربی میتواند مورد توجه قرار بگیرد، موضوع شکست ابرقدرتی و هژمونی آمریکا در برابر ایران است. استیصال و گرفتاری در ادبیات این رسانهها مشهود است؛ اگرچه از شکست افسانه نظامی آمریکا حرفی نمیزنند.

آنچه در این گزارشها بیش از خود اعداد و آمار اهمیت دارد، تغییر ادبیات رسانههای غربی درباره توان و موقعیت آمریکا است. سالها تصویری از ایالات متحده بهعنوان قدرتی با توان نظامی نامحدود، ذخایر تسلیحاتی گسترده و امکان مدیریت همزمان چند بحران در نقاط مختلف جهان ارائه میشد؛ اما حالا در روایت رسانههای همین کشورها، از «کاهش ذخایر»، «نگرانی درباره مهمات»، «بیبرنامگی»، «گرفتار شدن» و دشواری پایان دادن به جنگ سخن گفته میشود.

اگر این موضوع را در کنار هزینههای جنگ، وابستگی به زنجیره تأمین تسلیحات و محدودیت توان آمریکا برای حفظ یک جنگ فرسایشی در برابر حملات موشکی و پهپادی قرار دهیم، یک واقعیت مهم آشکار میشود؛ تصویر آمریکا بهعنوان قدرتی که میتواند بدون هزینه و محدودیت، جنگ را مدیریت و بر نتیجه آن تحمیل کند، دیگر قابل اتکا نیست.
از همین منظر، شاید مهمترین دستاورد جنگ برای ایران صرفاً انهدام یک سامانه یا مصرف شدن تعدادی موشک نباشد؛ بلکه به چالش کشیدن محاسبهای است که بر اساس آن آمریکا میتواند با تکیه بر برتری تسلیحاتی، اراده خود را بر طرف مقابل تحمیل کند.وقتی رسانهای مانند بیبیسی از «گیر افتادن» واشنگتن مینویسد و در همان حال درباره کاهش شدید ذخایر رهگیرهای آمریکایی و متحدانش گزارش منتشر میشود، مسئله فقط یک بحران تسلیحاتی نیست؛ بلکه نشانهای از شکاف میان تصور قدرت مطلق و واقعیت هزینههای اعمال قدرت است.



