به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»
آیات ۲۷ تا ۴۴ سوره نجم، مسیر استدلال خود را از نقد یک باور بیپایه درباره فرشتگان آغاز میکند و به یکی از مهمترین اصول مسئولیت انسان میرسد، اینکه هیچکس نمیتواند بار گناه دیگری را بر دوش بکشد و هر انسان در نهایت با حاصل تلاش و عمل خودش روبهرو خواهد شد.
در نگاه علامه طباطبایی در المیزان، این آیات در کنار هم تصویری منسجم از رابطه «شناخت، عمل و جزا» ارائه میکنند؛ تصویری که در پایان با تأکید بر ربوبیت مطلق خداوند کامل میشود.
وقتی «گمان» جای حقیقت را میگیرد
آیه ۲۷ درباره کسانی است که به آخرت ایمان ندارند و فرشتگان را «تَسْمِیَةَ الْأُنثَى»؛ با عنوانی مؤنث میخوانند. آیه بلافاصله ریشه این باور را آشکار میکند «وَمَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ» آنان هیچ دانشی درباره آن ندارند و «إِن یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ». مسئله فقط اشتباه در یک اعتقاد نیست، مشکل آنجاست که انسان چیزی را بدون دلیل، حقیقت فرض کند.
قرآن در اینجا مرز روشنی میان علم و گمان ترسیم میکند، «إِنَّ الظَّنَّ لَا یُغْنِی مِنَ الْحَقِّ شَیْئًا». گمان، حتی اگر در ذهن انسان اطمینان ایجاد کند، جای حقیقت را نمیگیرد. بنابراین بخشی از انحرافهای اعتقادی از جایی آغاز میشود که انسان میل و تصور خود را به جای معرفت مینشاند.
دنیازدگی، وقتی سقف دانش کوتاه میشود
آیه ۲۹، نقطه دیگری از این آسیب را نشان میدهد «فَأَعْرِضْ عَمَّن تَوَلَّىٰ عَن ذِکْرِنَا وَلَمْ یُرِدْ إِلَّا الْحَیَاةَ الدُّنْیَا». از نگاه قرآن، مشکل کسی که فقط دنیا را میخواهد، صرفاً علاقه به زندگی مادی نیست، بلکه این است که دنیا به نهایت خواسته و افق فکری او تبدیل شده است.

به همین دلیل آیه بعد میگوید که «ذَٰلِکَ مَبْلَغُهُم مِّنَ الْعِلْمِ» این نهایت علم آنان است. در مقابل، خداوند «أَعْلَمُ» است، هم گمراه را میشناسد و هم هدایتیافته را. یعنی معیار نهایی ارزشگذاری انسان، ادعای خود او نیست، بلکه علم خداوند به حقیقت درون و مسیر زندگی اوست.
تقوا با ادعا ثابت نمیشود
آیه ۳۱ از مالکیت مطلق خداوند بر آسمانها و زمین سخن میگوید و هدف این مالکیت را نیز بیان میکند «لِیَجْزِیَ الَّذِینَ أَسَاءُوا بِمَا عَمِلُوا وَیَجْزِیَ الَّذِینَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَى». یعنی نظام آفرینش، بیحساب و بیهدف نیست، عمل انسان در این نظام، نتیجه و پیامد دارد.
سپس آیه ۳۲ از کسانی تمجید میکند که از «کَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشِ» دوری میکنند، اما در عین حال از «اللمم» سخن میگوید. علامه طباطبایی با بررسی دیدگاههای مختلف، معنای «لمم» را در اینجا گناهی میداند که انسان گهگاه مرتکب میشود و در آن مداومت و تبدیل شدن به خصلت وجود ندارد.
از همین رو بلافاصله میفرماید که «إِنَّ رَبَّکَ وَاسِعُ الْمَغْفِرَةِ». راه بازگشت بسته نیست اما انسان نیز نباید به خودستایی برسد «فَلَا تُزَکُّوا أَنفُسَکُمْ». خداوند بهتر از هرکس میداند چه کسی واقعاً اهل تقواست.
هیچکس نمیتواند مسئولیت خودش را واگذار کند
از آیه ۳۳، بحث وارد مرحلهای جدیتر میشود «أَفَرَأَیْتَ الَّذِی تَوَلَّىٰ وَأَعْطَىٰ قَلِیلًا وَأَکْدَىٰ». سخن از انسانی است که روی برمیگرداند و اندکی میبخشد، اما ادامه نمیدهد. قرآن سپس با لحنی چالشبرانگیز میپرسد که «أَعِندَهُ عِلْمُ الْغَیْبِ فَهُوَ یَرَىٰ؟» آیا او از غیب خبر دارد که چنین تصمیمی گرفته است؟

پس از آن، قرآن به تعالیم حضرت موسی و ابراهیم(ع) بازمیگردد، «أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ». هیچ انسانی بار گناه دیگری را حمل نمیکند. این اصل، پایه مسئولیت فردی در منطق قرآن است، نه گناه دیگری به حساب انسان نوشته میشود و نه انسان میتواند مسئولیت عمل خودش را به گردن دیگری بیندازد.
آنچه برای انسان میماند، «سعی» اوست
اوج این بخش در آیه ۳۹ است «وَأَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ». در نگاه المیزان، «لام» در «للإنسان» بیانگر نوعی مالکیت حقیقی است یعنی آنچه واقعاً و ماندگار برای انسان میماند، حاصل سعی و عمل خود اوست، نه مال، مقام، فرزند یا دیگر جلوههای موقتی دنیا.
اما این سعی پنهان نمیماند «وَأَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُرَىٰ» تلاش انسان دیده خواهد شد و سپس «یُجْزَاهُ الْجَزَاءَ الْأَوْفَىٰ» کاملترین جزا به او داده میشود. بنابراین در منطق این آیات، هیچ عمل معناداری گم نمیشود و هیچ مسئولیتی به دیگری منتقل نخواهد شد.
پایان همه راهها به خدا میرسد
در پایان، آیه ۴۲ یک اصل فراگیر را مطرح میکند «وَأَنَّ إِلَىٰ رَبِّکَ الْمُنتَهَىٰ». علامه طباطبایی «منتهی» را به معنای پایان مطلق میگیرد؛ یعنی هر موجود و هر اثر و هر تدبیر، در نهایت به خداوند منتهی میشود.
از همین رو آیات بعدی میفرمایند که «وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَکَ وَأَبْکَىٰ» و «أَنَّهُ هُوَ أَمَاتَ وَأَحْیَا». خنداندن و گریاندن، میراندن و زنده کردن، همگی در نظامی رخ میدهند که سررشته نهایی آن در اختیار خداست. این به معنای نفی اسباب طبیعی و انسانی نیست، بلکه به این معناست که هیچ سببی استقلال مطلق از خداوند ندارد.
در نتیجه، آیات ۲۷ تا ۴۴ سوره نجم از یک هشدار درباره «گمان» آغاز میشوند و به یک حقیقت بنیادین ختم میشوند، اینکه انسان نه با ادعا، نه با نسبت، نه با خیال و نه با واگذاری مسئولیت به دیگران، به مقصد نمیرسد، آنچه برای او میماند سعی اوست و پایان همه سعیها نیز به پروردگار بازمیگردد.



