جمعه 02 مرداد 1405 - Fri 24 Jul 2026
  • یزید زمان به زائران کربلا حمله کرد

  • جاده‌ای میان دو اقلیم / عکس

  • مشاهده یک خرس غول‌پیکر بر فراز تیر برق! / فیلم

  • قیمت دلار امروز پنجشنبه ۱ مرداد

  • اولتیماتوم ترامپ به عون: یا جولانی، یا نتانیاهو! + عکس

  • هلاکت متجاوزان در درگیری مرزبانان با گروهک تروریستی

  • روایت خبرنگار بی‌بی‌سی از دقت موشک‌های ایرانی

  • پاسخ قالیباف به ترامپ: امنیت برای همه یا هیچکس!

  • ایران با سریع‌ترین رشد سالمندی روبه‌رو است

  • ترامپ در باتلاق جنگ ایران گرفتار شده است

  • هشدار ستاد اربعین درباره پول همراه زائران

  • خسارت سنگین به سوله پهپادهای MQ۹، انهدام ۸فروند پهپاد

  • خسارت سنگین به سوله پهپادهای MQ۹، انهدام ۸فروند پهپاد

  • حمله سنگین سپاه به پایگاه‌های آمریکا در اردن/فیلم

  • افزایش حملات متقابل ایران و آمریکا و نگرانی از گسترش جنگ/مذاکرات پشت‌پرده با ایران در جریان است /توانمندی موشکی ایران همچنان پابرجاست+عکس

  • ادعای دوباره آمریکا علیه تنگه هرمز و ایران

  • سفر اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس به استان‌های جنوبی

  • دوراهی ستاره آبی پوش بین استقلال و پرسپولیس

  • تصویر ماهواره‌ای از انهدام رادار هشدار اولیه آمریکا در کویت

  • فیلم / کارگاه بمب‌سازی عامل فعال کودتای دی‌ماه ۱۴۰۴

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 429731
    تاریخ انتشار: 01/مرداد/1405 - 15:04

    «جاه‌طلبی هسته‌ای»؛ توجیه ترور دانشمند ایرانی

    «جاه‌طلبی هسته‌ای ایران»، «توسعهٔ کلاهک هسته‌ای» و «کارشناس تسلیحات هسته‌ای»؛ این تنها بخشی از عبارت‌های اتهام‌آلودی است که رسانه‌های غربی در پوشش خبر ترور شهید «داریوش رضایی‌نژاد» به کار بردند. به بهانهٔ سالروز شهادت این دانشمند ایرانی، روایت رسانه‌های غربی را بازخوانی کرده‌ایم.

    «جاه‌طلبی هسته‌ای»؛ توجیه ترور دانشمند ایرانی

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس

    اول مرداد، سالروز ترور یکی از دانشمندان هسته‌ای کشورمان، شهید «داریوش رضایی‌نژاد» است. بازخوانی پوشش رسانه‌های غربی از این ترور در سال ۱۳۹۰، نکات قابل‌توجهی را دربارهٔ شیوهٔ روایت‌سازی آنها آشکار می‌کند.بررسی گزارش‌های منتشرشده از سوی آسوشیتدپرس، رویترز، گاردین و فارین‌پالیسی نشان می‌دهد که این رسانه‌ها، از همان ساعات اولیهٔ پس از ترور تا ماه‌های بعد، این حادثه را در چارچوب پروندهٔ هسته‌ای ایران روایت، و در واقع توجیه کرده‌اند.

    آسوشیتدپرس از قربانی، متهم ساخت!

    آسوشیتدپرس ساعتی بعد از ترور شهید رضایی‌نژاد (۲۳ جولای ۲۰۱۱) بخش قابل توجهی از خبر خود در این باره را به برنامهٔ هسته‌ای ایران، ترور دانشمندان هسته‌ای و اتهام‌های غرب علیه تهران اختصاص داد؛ به‌گونه‌ای که ذهن مخاطب در چارچوب «پروندهٔ هسته‌ای ایران» می‌ماند.این شیوه را می‌توان نمونه‌ای از «چارچوب‌بندی» رسانه‌ای دانست؛ یعنی انتخاب زاویه‌ای خاص برای روایت که برداشت مخاطب را در مسیر مشخصی شکل می‌دهد.در همین راستا، خبر با استفاده از پیش‌زمینه‌هایی مانند ادعای تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هسته‌ای، برنامهٔ موشکی، تحریم‌های سازمان ملل و نگرانی کشورهای غربی، این جنایت را به مناقشهٔ هسته‌ای پیوند می‌زند.همچنین وزن روایت‌ها در گزارش یکسان نیست؛ دیدگاه آمریکا و متحدانش با جزئیات بیشتری تشریح می‌شود، اما موضع ایران تنها در قالب یک جملهٔ کوتاه مبنی بر رد این اتهام‌ها بازتاب می‌یابد که می‌تواند بر نحوهٔ ادراک مخاطب از ماجرا اثر بگذارد.از سوی دیگر، انتخاب واژگان نیز در جهت‌دهی به روایت نقش قابل توجهی دارد. استفاده از تعابیری مانند «برنامهٔ هسته‌ای مورد مناقشه»، «توانایی ساخت سلاح هسته‌ای» و «نگرانی کشورهای غربی» بار معنایی مشخصی دارند و ایران را در قالب یک موضوع امنیتی معرفی می‌کنند.در حالی که اصطلاحاتی مانند «حق غنی‌سازی طبق معاهدات بین‌المللی»، «مواضع حقوقی ایران» یا «اختلاف نظر دربارهٔ پروندهٔ هسته‌ای» در متن جایی ندارند.

    سفیدشویی جنایت با بهانهٔ «توسعهٔ کلاهک هسته‌ای»

    سه روز بعد از این ترور، در ۲۶ جولای، رویترز، گزارشی منتشر کرد با عنوان «تحلیلگران معتقدند قتل دانشمند ایرانی کار عوامل خارجی بوده است.»در این گزارش، رویترز روایت خبر را به‌جای تمرکز بر خود حادثه، در چارچوب «جنگ پنهان بر سر برنامهٔ هسته‌ای ایران» قرار داد و با مرور ترورهای پیشین، تحریم‌ها، فعالیت‌های هسته‌ای و موشکی، این برداشت را در ذهن مخاطب تقویت می‌کند که این ترور بخشی از یک منازعهٔ امنیتی گسترده است.در عین حال، گزارش بارها بر «سردرگمی»، «تناقض» و «اختلاف روایت» در میان مقام‌های ایرانی تأکید می‌کند و این موضوع را به‌عنوان نشانه‌ای از ضعف یا ابهام در روایت رسمی ایران نشان می‌دهد.از طرفی، بخش عمدهٔ تحلیل‌ها به کارشناسان و تحلیلگران مستقر در لندن، واشنگتن و دبی اختصاص دارد و در مقابل، موضع ایران عمدتاً به نقل چند تکذیب یا اظهارنظر کوتاه مقام‌های رسمی محدود می‌شود.علاوه بر این، گزارش با پرداختن به موضوعاتی مانند اختلافات داخلی جمهوری اسلامی ایران، تحولات بهار عربی، سوریه، اسرائیل و توسعهٔ برنامه موشکی، دامنهٔ روایت را از یک ترور فراتر می‌برد و تصویری از ایران به‌عنوان بازیگری درگیر بحران‌های امنیتی و منطقه‌ای ترسیم می‌کند.انتخاب واژگان نیز در شکل‌دهی این چارچوب نقش مهمی دارد. استفاده از تعابیری مانند «جنگ پنهان»، «نفوذ اطلاعاتی غرب»، «کارزار روابط عمومی»، «سردرگمی»، «توسعهٔ کلاهک هسته‌ای»، «شکار افراد مرتبط با برنامهٔ هسته‌ای» و «عملیات اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل»، همگی بار معنایی امنیتی و تقابلی دارند و ذهن مخاطب را به سمت روایت خاصی از ایران هدایت می‌کنند.

    «جاه‌طلبی هسته‌ای ایران»؛ توجیه ترور دانشمند ایرانی

    مدتی بعد (۳ نوامبر)، گاردین در گزارشی با عنوان «جاه‌طلبی‌های هسته‌ای ایران، جنگی پنهان با غرب را آغاز کرده است.» صراحت بیشتری در روایت‌سازی خود به خرج می‌دهد. این رسانه، مسئولیت آغاز تقابل را به «جاه‌طلبی‌های هسته‌ای ایران» نسبت می‌دهد و اقدامات اطلاعاتی، خرابکاری، حملات سایبری و ترور دانشمندان را در قالب پاسخی به این «جاه‌طلبی» بازنمایی می‌کند.در سراسر این گزارش، رخدادها نه به‌عنوان مجموعه‌ای از وقایع مستقل، بلکه به‌عنوان اجزای یک روایت واحد دربارهٔ تقابل ایران و غرب کنار هم قرار می‌گیرند؛ از کشف تأسیسات فردو و بدافزار استاکس‌نت تا ترور دانشمندان هسته‌ای. به این ترتیب، مخاطب از ابتدا تا انتهای متن با این پیش‌فرض همراه می‌شود که محور اصلی همهٔ این تحولات، برنامهٔ هسته‌ای ایران و پیامدهای آن است.تمرکز اصلی نیز بر روایت و ارزیابی مقام‌ها و کارشناسان غربی است. گزارش با استناد به مقام‌های پیشین آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، دولت‌های آمریکا، انگلیس و فرانسه و همچنین روایت‌های منتشرشده دربارهٔ عملیات اطلاعاتی، تصویری نسبتاً منسجم از موفقیت عملیات‌های مخفی غرب ارائه می‌دهد.در مقابل، مواضع ایران عمدتاً در قالب نقل‌قول‌هایی کوتاه مانند تکذیب‌ها، اعتراض به خرابکاری یا متهم کردن اسرائیل مطرح می‌شود و حتی در مواردی مانند اعتراف متهم پروندهٔ ترور «مسعود علی‌محمدی»، گزارش بلافاصله با طرح احتمال اعتراف گرفتن زیر شکنجه، اعتبار روایت ایران را زیر سؤال می‌برد.
    همچنین، گزارش در پایان با محاسبهٔ اینکه ذخایر اورانیوم ایران «برای ساخت چهار بمب هسته‌ای کافی است»، دوباره مخاطب را به سمت تهدیدآمیز بودن برنامهٔ هسته‌ای ایران هدایت می‌کند؛ هرچند هم‌زمان اشاره می‌کند که این ذخایر تنها در صورت غنی‌سازی تا سطح تسلیحاتی چنین قابلیتی خواهند داشت.استفاده از تعابیری مانند «جاه‌طلبی‌های هسته‌ای ایران»، «جنگ پنهان»، «خرابکاری»، «نفوذ»، «ترور»، «کارزار مخفی»، «بمب هسته‌ای» و «برنامهٔ هسته‌ای مورد هدف»، همگی بار معنایی امنیتی و تقابلی دارند و ایران را در جایگاه منشأ یک بحران راهبردی تصویر می‌کنند.در مقابل، واژگانی که بتوانند ابعاد حقوقی، استدلال‌های ایران دربارهٔ ماهیت صلح‌آمیز برنامهٔ هسته‌ای یا اختلاف دیدگاه‌های موجود در عرصهٔ بین‌المللی را برجسته کنند، سهم بسیار کمتری در متن دارند.

    دانشمند ایرانی «کارشناس تسلیحات هسته‌ای» نامیده شد

    فارین‌پالیسی با بازنشر و تقویت گزارشی از اشپیگل (۲ آگوست) از همان ابتدا، فرض اصلی را بدون فاصله‌گذاری جدی در برابر مخاطب قرار می‌دهد؛ اینکه «موساد پشت ترورهای دانشمندان ایرانی قرار دارد» و این اقدامات بخشی از کارزار سازمان‌یافته برای تخریب برنامهٔ هسته‌ای ایران است.سپس با استناد به منابع منتسب به سرویس‌های اطلاعاتی اسرائیل و گزارش‌های قبلی، ترور شهید رضایی‌نژاد را در کنار ترورهای پیشین قرار می‌دهد و بدون ارائهٔ شواهد مستقل، این مجموعه حوادث را به یک روایت واحد دربارهٔ برنامهٔ هسته‌ای ایران پیوند می‌زند.از منظر تحلیل رسانه، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این متن، برجسته‌سازی گزینشی است. گزارش، تقریباً تمام روایت خود را بر مبنای منابع غربی و اسرائیلی بنا می‌کند و به روایت ایران تنها در حد اشاره‌ای کوتاه می‌پردازد.همچنین، متن با کنار هم قرار دادن ترور دانشمندان، بدافزار استاکس‌نت و عملیات‌های اطلاعاتی، تصویری از یک نبرد اطلاعاتی مشروع علیه برنامهٔ هسته‌ای ایران ترسیم می‌کند، بدون آنکه به ابعاد حقوقی یا پیامدهای بین‌المللی ترور دانشمندان و عملیات‌های مخفی در خاک یک کشور بپردازد.انتخاب واژگان نیز در جهت‌دهی به این روایت مؤثر است. استفاده از تعابیری مانند «نابودی تقریباً کامل فیزیک‌دانان نخبهٔ ایران»، «کارزار خرابکاری»، «کارشناس تسلیحات هسته‌ای»، «برنامهٔ تسلیحات هسته‌ای ایران»، «عاملان موتورسوار» و «عملیات موساد»، همگی مخاطب را در چارچوب یک نبرد امنیتی و هسته‌ای قرار می‌دهد و این پیش‌فرض را تقویت می‌کند که افراد هدف، بخشی از یک برنامهٔ نظامی بوده‌اند.

    کلمات در خدمت سفیدشویی ترور

    مرور این گزارش‌ها نشان می‌دهد که بخش مهمی از روایت رسانه‌های غربی، به‌جای تمرکز بر اصل ترور، در چارچوب اتهام‌های هسته‌ای علیه ایران شکل گرفته است.این رسانه‌ها با به‌کارگیری تعابیری مانند «جاه‌طلبی هسته‌ای ایران» و «توسعهٔ کلاهک هسته‌ای» و همچنین معرفی شهید داریوش رضایی‌نژاد با عناوینی مانند «کارشناس تسلیحات هسته‌ای»، این ترور را به برنامهٔ هسته‌ای ایران گره زده‌اند.از منظر این تحلیل، استفاده از چنین چارچوب و واژگانی در جهت ارائهٔ روایتی پیش رفته که می‌توان آن را تلاش برای توجیه یا عادی‌سازی این ترور در قالب مقابله با یک تهدید امنیتی تلقی کرد؛ روایتی که بر برداشت مخاطبان از این حادثه اثر می‌گذارد.

    نظرات بینندگان
    نظرات شما