سه شنبه 30 تير 1405 - Tue 21 Jul 2026
  • یمن محاصره دریایی را بر عربستان اعمال کرد

  • بی محلی ستاره فوتبال اسپانیا به ترامپ!/ فیلم

  • خلیل الحیه رئیس دفتر سیاسی حماس شد

  • چرا واشنگتن قادر به پیروزی نیست؟ /آمریکا و سه جنگ بی‌نتیجه

  • آمریکا از تروریست‌های سابق، جنتلمن می سازد! /پرده از قمار جدید آمریکا علیه حزب‌الله لبنان

  • درد و بلاشون تو سر علی کریمی و اشکان خطیبی

  • تماشاگر پشت شیشه؟

  • کنفرانس جهانی هوش مصنوعی ۲۰۲۶ در چین / عکس

  • جنگ تا دست‌یابی به بازدارندگی کامل ادامه دارد

  • متن و حاشیه فینال جام جهانی / عکس

  • حمله سایبری به شاپرک رخ نداده است

  • کاپ جام جهانی در دستان لامین یمال و برادرش / فیلم

  • استوری در فضای مجازی؛ دستگیری در میدان آرژانتین+ فیلم

  • کوچ شاه ماهی پرسپولیسی به تراکتور تبریز +عکس

  • اشک های اسکالونی سرمربی تیم ملی آرژانتین / فیلم

  • شور فرمانروای سرزمینم یا رقیه / طاهری

  • بورس با رشد ۵۸ هزار واحدی

  • پشت‌پردۀ روایت «ضدجنگ»؛ بازسازی یک دوقطبی انتخاباتی

  • نتانیاهو امشب نشست امنیتی برگزار می‌کند

  • تکذیب دستور تخلیهٔ چابهار

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 429487
    تاریخ انتشار: 29/تير/1405 - 12:28

    حمله موشکی ایران به نزدیکی العقبه در اردن

    تحلیلگر سیاسی عرب در تحلیلی نوشت حمله موشکی اخیر ایران به نزدیکی العقبه در اردن، در ادامه سلسله حملات به پایگاه‌های آمریکا در منطقه ارزیابی نمی‌شود؛ بلکه به عقیده ناظران، پیامی راهبردی درباره معادلات بازدارندگی، نقش اسرائیل و تحول در قواعد درگیری‌های منطقه‌ای به شمار می‌رود.

    حمله موشکی ایران به نزدیکی العقبه در اردن

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» 

    عباس المعلم، نویسنده و تحلیلگر سیاسی عرب در تحلیل خود در روزنام البناء نوشت هدف قرار گرفتن اخیر اردن با موشک‌های ایران، دیگر در چارچوب سنتی حملات متقابل میان تهران و واشنگتن قابل تفسیر نیست و نمی‌توان آن را ادامه طبیعی حملات پیشین مرتبط با هدف قرار دادن پایگاه‌ها و دارایی‌های نظامی آمریکا دانست. زمان‌بندی، ماهیت مسیر حرکت و محل سقوط موشک‌ها، همگی نشانه‌هایی هستند که حاکی از آن‌ است این عملیات، ابعاد عملیاتی و راهبردی گسترده‌تری نسبت به هدف اعلام‌شده داشته و پیامی چندجانبه و ترکیبی را منتقل می‌کند که از جغرافیای اردن فراتر رفته و مستقیماً معادلات بازدارندگی منطقه‌ای را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

    هدف قرار گرفتن محدوده العقبه، به‌طور مشخص، به این عملیات اهمیت ژئوپلیتیکی بسیار حساسی می‌بخشد؛ زیرا این شهر در محل تلاقی یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های راهبردی منطقه قرار دارد؛ جایی که مرزهای اردن با فلسطین اشغالی همجوار است و منافع امنیتی رژیم صهیونیستی با سامانه‌های هشدار و رهگیری غربی به هم می‌رسد. از این منظر، مسیر موشک‌ها صرفاً یک خط عبور به سوی هدفی آمریکایی نبود، بلکه مسیری بود که عملاً آنچه رژیم صهیونیستی محدوده پیشرفته هشدار زودهنگام و دفاع پیشگیرانه خود می‌داند، نقض کرد؛ محدوده‌ای که از نگاه اسرائیل، پیش از آنکه از مرزهای سیاسی آن آغاز شود، خارج از مرزهای آن شکل می‌گیرد.

    از همین رو، مشارکت مستقیم و علنی رژیم صهیونیستی در رهگیری موشک‌ها، صرفاً یک جزئیات میدانی گذرا نبود، بلکه بازتاب آن است که نهاد نظامی این رژیم با این رخداد به‌عنوان تهدیدی علیه سامانه امنیت داخلی خود برخورد کرده است، پیش از آنکه آن را تهدیدی علیه اردن بداند. در دکترین نظامی اسرائیل، خطرات بر اساس خطوط مرزی بین‌المللی سنجیده نمی‌شوند، بلکه معیار، میزان نزدیک شدن تهدید به فضای هشدار راهبردی است؛ فضایی که هرگونه پرتابه واردشده به آن، حتی اگر از نظر حقوقی خارج از حریم هوایی اراضی اشغالی باشد، هدفی مشروع برای رهگیری محسوب می‌شود.

    در سطح نظامی، پیام ایران پیچیده‌تر از صرف هدف قرار دادن یک پایگاه یا موقعیت آمریکایی به نظر می‌رسد. تهران آگاه است که هر موشکی که از این گذرگاه جغرافیایی عبور کند، بلافاصله توسط شبکه‌های فرماندهی و کنترل آمریکا و اسرائیل رصد و شناسایی خواهد شد؛ از این‌رو، ارزش این عملیات تنها در احتمال اصابت به هدف خلاصه نمی‌شود، بلکه در آزمودن زمان واکنش، سازوکارهای هماهنگی میان سامانه‌های پدافند هوایی و میزان یکپارچگی عملیاتی میان ایالات متحده، اسرائیل و اردن نیز نهفته است. این داده‌های اطلاعاتی، از اهمیت کمتری نسبت به آثار تخریبی خود موشک‌ها برخوردار نیستند؛ زیرا بخشی از ساختار دفاعی منطقه را در شرایط درگیری واقعی آشکار می‌کنند.

    از نظر سیاسی، به نظر می‌رسد اردن بار دیگر در جایگاه «جغرافیای پیام‌رسانی» قرار گرفته، نه در جایگاه یکی از طرف‌های درگیری. این کشور بیش از آنکه هدفی مستقیم باشد، به عرصه‌ای تبدیل شده که پیام‌های قدرت و نفوذ میان بازیگران بزرگ از فراز آن عبور می‌کند؛ واقعیتی که با گسترش دامنه رویارویی‌های منطقه‌ای، چالش‌های امنیتی و حاکمیتی فزاینده‌ای را بر این کشور تحمیل می‌کند. در مقابل، رژیم صهیونیستی این رخداد را بهانه‌ای دیگر برای تثبیت مفهوم «دفاع پیش‌دستانه» یافته است؛ مفهومی که دامنه مداخله نظامی این رژیم را با عنوان حفاظت از امنیت داخلی، عملاً فراتر از مرزهای سنتی آن گسترش می‌دهد.

    بر این اساس، آنچه رخ داد نباید صرفاً با عنوان «سقوط موشک‌ها در اردن» خلاصه شود، بلکه باید آن را نشانه‌ای از تحول تدریجی در قواعد درگیری‌های منطقه‌ای دانست. ایران چنان به نظر می‌رسد در حال ترسیم خطوط جدیدی برای بازدارندگی است؛ خطوطی که بر اساس آن، هیچ رویارویی با ایالات متحده از اسرائیل جدا نیست و فاصله میان پایگاه‌های آمریکایی و فضای امنیتی اسرائیل، از دیدگاه تهران، به یک میدان عملیاتی واحد تبدیل شده است. اگر این الگو ادامه یابد، منطقه ممکن است وارد مرحله‌ای شود که در آن، مرزهای سیاسی اهمیت خود را در برابر نقشه‌های درگیری نظامی از دست بدهند؛ کشورهای واقع در مسیر عبور به عرصه‌های اعمال فشار تبدیل شوند و پیام‌های موشکی بیش از آنکه ابزاری برای دستیابی به یک هدف تاکتیکی مشخص باشند، به ابزاری برای بازترسیم موازنه‌های راهبردی تبدیل خواهند شد.

     

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما