جمعه 26 تير 1405 - Fri 17 Jul 2026
|ف |
| | | |
کد خبر: 429212
تاریخ انتشار: 25/تير/1405 - 14:10

آغاز جنگ واقعی از میدان رسانه و ذهن مردم

آیات ۱۲ تا ۱۸ سوره حجرات با نهی از تهمت، شایعه، غیبت، سوءظن و... نشان می‌دهد که حفظ امنیت روانی و انسجام اجتماعی، یکی از مهم‌ترین میدان‌های نبرد است و پیروزی در این میدان، با ایمان، تقوا و پاسداری از حرمت انسان‌ها رقم می‌خورد.

آغاز جنگ واقعی از میدان رسانه و ذهن مردم

به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» 

آیات ۱۲ تا ۱۸ سوره حجرات را می‌توان منشور اخلاق اجتماعی اسلام دانست، آیاتی که از ریشه‌های فروپاشی یک جامعه پرده برمی‌دارد و راه ساختن جامعه‌ای متحد، سالم و مورد رضایت الهی را نشان می‌دهد.


علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، این بخش از سوره حجرات را ادامه مسیر تربیت جامعه ایمانی می‌داند جامعه‌ای که پس از اصلاح رابطه با خدا و پیامبر(ص)، اکنون باید روابط درونی خود را نیز بر پایه ایمان، اعتماد، احترام و صداقت تنظیم کند.


دشمنی از دل‌ها آغاز می‌شود


خداوند در آغاز این بخش می‌فرماید که «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ...»؛ ای اهل ایمان، از بسیاری از گمان‌ها بپرهیزید که برخی از گمان‌ها گناه است.


مقصود، همه گمان‌ها نیست زیرا زندگی اجتماعی بدون برخی ظنون عقلایی امکان‌پذیر نیست. آنچه قرآن از آن نهی می‌کند، سوءظنی است که بدون دلیل، آبروی مؤمن را هدف قرار می‌دهد و زمینه رفتارهای نادرست را فراهم می‌کند. بسیاری از اختلاف‌ها پیش از آنکه در میدان عمل شکل بگیرند، در ذهن انسان آغاز می‌شوند جایی که بدگمانی جای حسن‌ظن را می‌گیرد و اعتماد اجتماعی را از بین می‌برد.


قرآن در همین آیه، دو آفت دیگر را نیز در کنار سوءظن قرار می‌دهد «وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضًا» تجسس نکنید و غیبت یکدیگر را انجام ندهید. این سه دستور، زنجیره‌ای به هم پیوسته هستند؛ سوءظن انسان را به تجسس می‌کشاند و نتیجه تجسس، غالباً غیبت و هتک حرمت دیگران است.

 

 

 


غیبت، خوردن گوشت برادر مرده است


قرآن برای نشان دادن زشتی غیبت، یکی از تکان‌دهنده‌ترین تشبیه‌های خود را به کار می‌برد «أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ». این تشبیه، حقیقت باطنی غیبت را آشکار می‌کند. همان‌گونه که انسان از خوردن گوشت برادر مرده خود به شدت نفرت دارد، در عالم حقیقت نیز غیبت چیزی جز نابود کردن شخصیت و آبروی مؤمن نیست. کسی که غیبت می‌شود، مانند مرده‌ای است که توان دفاع از خود را ندارد و غیبت‌کننده نیز حیثیت او را می‌درد.


در پایان همین آیه، خداوند راه بازگشت را نیز باز می‌گذارد «وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِیمٌ» یعنی حتی اگر جامعه گرفتار این بیماری شده باشد، با توبه و تقوا می‌توان آن را درمان کرد.


معیار برتری، تقوا است نه قومیت و نژاد


پس از بیان آسیب‌های اخلاقی، قرآن به یکی از مهم‌ترین عوامل اختلاف اجتماعی می‌پردازد، برتری‌جویی قومی و نژادی.


آیه سیزدهم می‌فرماید که «یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا...».
تفاوت اقوام، ملت‌ها و قبایل، برای شناخت متقابل و سامان یافتن زندگی اجتماعی است، نه برای فخر فروشی و تبعیض. تفاوت‌های ظاهری هیچ ارزش ذاتی ایجاد نمی‌کند و تنها ملاک ارزش انسان، همان جمله پایانی آیه است «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ».


این آیه همه معیارهای جاهلی را کنار می‌زند نه ثروت، نه قدرت، نه نژاد، نه زبان و نه جایگاه اجتماعی، هیچ‌کدام ملاک کرامت نیستند. تنها تقواست که انسان را نزد خدا بزرگ می‌کند.


ایمان ادعا نیست، حقیقتی در دل و عمل است


در ادامه، قرآن به ماجرای گروهی از اعراب بادیه‌نشین اشاره می‌کند که با افتخار می‌گفتند که «آمَنَّا» ما ایمان آورده‌ایم.


اما خداوند به پیامبر(ص) دستور می‌دهد بگو که «قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَکِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمَانُ فِی قُلُوبِکُمْ» شما هنوز مؤمن نشده‌اید، بلکه بگویید اسلام آورده‌ایم، زیرا ایمان هنوز وارد دل‌هایتان نشده است.


علامه طباطبایی میان اسلام و ایمان تفاوت روشنی بیان می‌کند. اسلام، پذیرش ظاهری احکام و ورود به جامعه اسلامی است اما ایمان، حقیقتی قلبی است که آثارش در رفتار انسان آشکار می‌شود. ممکن است کسی مسلمان باشد، اما هنوز به مرتبه ایمان نرسیده باشد.


بر همین اساس، قرآن در آیه بعد، مؤمنان واقعی را معرفی می‌کند «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ...» ایمان حقیقی با یقین، استقامت و آمادگی برای فداکاری همراه است، نه صرف ادعا.


خداوند از حقیقت دل‌ها آگاه است


آخرین آیات این بخش، کسانی را نکوهش می‌کند که ایمان خود را بر پیامبر(ص) منت می‌گذاشتند. خداوند می‌فرماید که  «یَمُنُّونَ عَلَیْکَ أَنْ أَسْلَمُوا...» آنان اسلام آوردن خود را بر تو منت می‌گذارند.


قرآن پاسخ می‌دهد که این خداست که با هدایت انسان به ایمان، بر او نعمت داده است، نه انسان بر خدا یا پیامبر. در پایان نیز تأکید می‌کند که «إِنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ غَیْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ بَصِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ»؛ خداوند از حقیقت نیت‌ها و اعمال انسان آگاه است و هیچ ادعایی جای اخلاص واقعی را نمی‌گیرد.


آیات ۱۲ تا ۱۸ سوره حجرات در مجموع، نقشه راه ساخت یک جامعه ایمانی را ترسیم می‌کنند جامعه‌ای که در آن سوءظن، تجسس، غیبت، تبعیض و خودبرتربینی جایی ندارد و معیار ارزش، تنها تقوا، صداقت و ایمان حقیقی است. 


از منظر تفسیر المیزان، هر اندازه این اصول در جامعه تقویت شوند، اعتماد عمومی، وحدت و استحکام امت اسلامی نیز افزایش خواهد یافت؛ و هرگاه این ارزش‌ها فراموش شوند، شکاف‌های اجتماعی و اخلاقی، سرمایه بزرگ امت را تهدید خواهند کرد.

نظرات بینندگان
نظرات شما