او بیدرنگ به جولانی دستور داد تا از طریق نوار صوتی، تبعیت جبهه النصره را به دولت اسلامی عراق اعلام کند؛ ولی جولانی هیچ پیامی صادر نکرد. بغدادی، بار دیگر، به صورت توبیخی، از جولانی خواست تا هر چه سریعتر این کار را انجام دهد؛ اما جولانی در پاسخ به بغدادی گفت: «این اقدام به مصلحت شورش در سوریه نیست و تمامی اعضای شورای مجاهدین نسبت به این امر اتفاق نظر دارند».
پس از آنکه جولانی دستور بغدادی را نسبت به دو انفجار، در ترکیه و سوریه رد کرد، بغدادی به فکر برنامهای برای ملحق کردن جبهه النصره به دولت اسلامی عراق افتاد و با فرستادن پیامی شدیداللحن، خطاب به جولانی، او را مخیر میان دو امر کرد: تبعیت از دولت اسلامی عراق یا انحلال جبهه النصره و تشکیل سازمانی جدید
با رد این پیشنهاد از سوی الجولانی، بغدادی به همراه افراد خود، به سوریه وارد شد و پس از سه هفته، در بیانیهای، در رمضان ۱۴۳۴ق.، انحلال جبهه النصره و تأسیس دوله الإسلامیه فی العراق و الشام (داعش) را اعلام کرد. در پی این اقدام، افراد جبهه النصره به سه دسته تقسیم شدند: نیمی از آنها با بغدادی بیعت کردند و یکچهارم از آنها با جولانی باقی ماندند و بقیه از این مجموعه خارج شدند. ابوالأثیر العبسی، همراه پانصد جنگجو، زهران علوش فرمانده جیشالإسلام، حسان عبود (ابو عبد الحموی) رهبر حرکه احرار الشام، احمد عیسی الشیخ (ابو عیسی) رهبر صقور الشام و ندیم بالوش به ابوبکر البغدادی پیوستند. جولانی در واکنش به این اقدام بغدادی، با صدور بیانیهای، بیعت خود با ظواهری و تشکیلات القاعده را رسماً اعلام کرد.
پس از گذشت چند ماه از این قضیه، ایمن الظواهری در ضمن بیانیهای، جبهه النصره را به عنوان شاخۀ القاعده در شام و امیر آن را ابو محمد الجولانی معرفی کرد و از ابوبکر البغدادی خواست تا به عراق بازگردد و در شام دخالت نکند و مبارزه در شام را به جبهه النصره و جولانی واگذار کند؛ اما بغدادی با صدور بیانیهای با نام «باقیه فی الشام و العراق» درخواست ظواهری را با استناد به اینکه ما ملتزم به مرزهایی نیستیم که به واسطۀ پیمان سایس بیکو {سایس بیکو نام پیمانی بینالمللی است که پس از جنگ جهانی اول و با سقوط امپراتوری عثمانی، بین کشورهای غربی، برای تعیین مرز میان کشورهای تحت سلطۀ عثمانی منعقد شده است} بعد از جنگ جهانی اول پدید آمدند، فرمان ایمن الظواهری را رد کرد.
به همین علت، درگیریهای میدانی میان داعش و جبهه النصره آغاز شد و از اوایل ۲۰۱۳ شدت گرفت و تعداد زیادی از دو طرف کشته شدند. به دنبال این اختلافات، بغدادی حکم ارتداد الجولانی، فرمانده جبهه النصره و ابوماریه القحطانی، رئیس هیئت شرعی جبهه النصره را به دلیل شکستن بیعت و ایجاد اختلاف در صفوف مجاهدین صادر کرد.
از نظر طرفداران جبهه النصره، در وضعیتی که آنها بر مناطق وسیعی از سوریه تسلط داشتند، جایز نبود به تبعیت از دولت اسلامی عراق و ابوبکر البغدادی ملحق شوند؛ درحالیکه دستاوردهای میدانی جبهه النصره در شام به اعادۀ قدرت دولت اسلامی در عراق نیز منجر شده بود.
وضعیت سیاسی عراق در زمان آغاز حملات داعش به عراق
با آغاز اقدامات تروریستی در سوریه و حمایت کشورهای غربی و برخی کشورهای خلیجفارس از گروههای مخالف دولت سوریه، داعش نیز، با ورود به صحنۀ مبارزات در سوریه و تصاحب سرزمینهای بسیاری در آنجا، قدرت فراوانی به دست آورد. داعش از ابتدای سال ۲۰۱۳، با انجام عملیاتهای متعدد در عراق، مثل بمبگذاری مقابل ساختمان دادگستری عراق، حمله به زندان ابوغریب و الحوت در حومه بغداد و آزادی صدها زندانی که با عنوان «هدم الاسوار» انجام شد، تسلط بر بخشی از شهر الرمادی و تمامی فلوجه، انجام عملیات انتحاری در شهر اربیل، پایتخت کردستان عراق، حضور خود در عراق را پررنگتر کرد. در سال ۲۰۱۴، هم زمان با ماههای پایانی حکومت نوری مالکی و انتخابات پارلمانی عراق و با پیروزی حزب وی در انتخابات پارلمانی برای بار سوم، بسیاری از مخالفان مالکی (اعم از جریانهای شیعه و سنی) حاضر نبودند نخستوزیری مجدد مالکی را بپذیرند. همین امر موجب شد بحران سیاسی در عراق ایجاد شود. برخی از مخالفان دولت عراق، در داخل و خارج، به منظور فشار بر دولت مرکزی، به حمایت از داعش پرداختند و فرصتی طلایی برای داعش فراهم کردند. داعش نیز، با همکاری نیروهای بعثی، در مناطق سنی نشین توانست بیش از پنجاه درصد خاک عراق، از جمله استان نینوا و دیالی را به تصرف درآورد و شهر موصل، مرکز استان نینوا، به راحتی و با خیانت استاندار به تصرف داعش درآمد. داعش با این پیروزی بزرگ، خود را برای تصرف بغداد آماده میکرد که اتحاد اضطراری شیعیان و برخی از اهل سنت و همفکری آنان، باعث شد بغداد سقوط نکند و توانستند پیشروی نیروهای داعش را متوقف کنند. در اینجا، از خیانت برخی از سیاسیون، مثل رئیس مجلس عراق و خوشحالی کردها از وقایع به وجود آمده، در پیچیدهتر کردن وقایع عراق به نفع داعش نباید گذشت.
داعش با تسلط بر این مناطق و متصل کردن سرزمینهای خود در سوریه به عراق، در نهایت، در ۲۹ ژوئن ۲۰۱۴ خلافت اسلامی را اعلام و ابوبکر البغدادی را خلیفه معرفی کرد. ابو محمد العدنانی، سخنگوی رسمی داعش، به همین مناسبت، در سخنرانی خود با نام «هذا وعد الله»، پرچم داعش را همان پرچم توحید دانست که از حلب تا دیالی گسترده شده و در این دولت، مسلمانان عزیز و کفار ذلیل و اهل سنت مورد اکرام و اهل بدعت، پست و ذلیل شدند و همانا اسیران به واسطۀ تیزی شمشیر آزاد شدند. منظور عدنانی از مسلمانان، داعشیها و منظور از کفار، شیعیان و اسیران یعنی اعضای القاعده بود که در زندانهای عراق بودند. بنابراین، باید با ادبیات سلفیان جهادی آشنا باشیم تا در دام واژههای آنها گرفتار نشویم و به دلیل علم نداشتن، خطای در راهبرد نداشته باشیم.
عدنانی در ادامه میگوید:
بنابراین، دولت اسلامی که نمایندۀ اهل حلّ و عقد از بزرگان و رهبران و امیران و مجلس شورا است، خلافت اسلامی را اعلام و خلیفۀ مسلمین را منصوب میکند و با شیخ مجاهد عالم عامل عابد امام همام و مجدد سلاله بیت نبوت، عبدالله ابراهیم بن عواد بن ابراهیم بن علی بن محمد البدری القریشی الهاشمی الحسینی که متولد سامرا و رشد یافته و درس آموختۀ بغداد است، بیعت کرده، او نیز بیعت را پذیرفته است و به موجب همین امر، امام و خلیفۀ مسلمین، در هر مکانی شده است؛ بنابراین، اسم عراق و شام، از نام دولت اسلامی، در معاملات و مبادلات رسمی حذف و با صدور این بیانیه، تنها بر نام دولت اسلامی اکتفا خواهد شد.
عدنانی در این بیانیه، بیعت با ابوبکر البغدادی را به عنوان خلیفۀ مسلمین، بر تمامی مسلمانان واجب دانسته، خطاب به گروههای جهادی در سراسر دنیا بیان میدارد: «در یاری نکردن این دولت هیچ عذر شرعی برای شما باقی نمانده است؛ زیرا حق ظهور کرده و فتوحاتی که در این یک سال به دست آمده، در طول سالها، بلکه قرنها به دست نیامده بود. همانا این امت توانسته است با تعداد کم، فقط در ۲۵ سال، بر دو امپراتوری بزرگ مجوس و صلیبیون پیروز شود»
اویس




