به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس ،
اظهارات متناقض مقامهای غربی، بار دیگر شکاف میان روایت رسانهای و واقعیت میدانی را آشکار کرده است. از یک سو، دونالد ترامپ مدعی میشود که اروپا در جنگ علیه ایران کمکی به آمریکا نکرد و از سوی دیگر، دبیرکل ناتو از نقش گسترده کشورهای اروپایی در پشتیبانی لجستیکی عملیات آمریکا سخن میگوید؛ از در اختیار گذاشتن پایگاهها و حریم هوایی گرفته تا مشارکت در زنجیره پشتیبانی نظامی. این تناقض نشان میدهد که حتی اگر اروپا در خط مقدم نبوده باشد، در پشت صحنه بخشی از سازوکار عملیات غربی بوده است.
اعترافی که روایت ترامپ را زیر سؤال برد
دونالد ترامپ مدعی شد که «در جنگ ایران هیچ حمایتی از سوی اروپا دریافت نکرده است»، اما اظهارات دبیرکل ناتو تصویری متفاوت ارائه میدهد؛ تصویری که نشان میدهد اروپا نهتنها بیطرف نبوده، بلکه بخشی از زیرساخت عملیاتی آمریکا را نیز تأمین کرده است.
«مارک روته» صریحاً اعلام کرد که «بدون نقش اروپا حملات آمریکا به ایران ممکن نبود.» این جمله، مهمترین اعتراف درباره نقش اروپا در پشتیبانی از عملیات آمریکا علیه ایران است.او همچنین توضیح داد که در طول جنگ حدود پنج هزار هواپیمای نظامی آمریکا از اروپا به پرواز درآمدند و افزود ایتالیا به ۵۰۰ هواپیمای نظامی آمریکا اجازه استفاده از پایگاههای خود را داده است.
روته در نهایت با جملهای کلیتر تأکید کرد که «کشور به کشور، متحد به متحد پایگاههای خود را در اختیار آمریکا گذاشتند.»این اظهارات نشان میدهد که حتی اگر برخی دولتهای اروپایی مستقیماً وارد میدان نبرد نشده باشند، در حوزه پشتیبانی لجستیکی، تسهیل عملیات و فراهم کردن زیرساختهای نظامی، نقش مؤثری ایفا کردهاند.
خط قرمز روزی ادعای بیطرفی اروپا
بنابراین، ادعای اینکه اروپا هیچ نقشی در جنگ نداشته، با گفتههای بالاترین مقام ناتو همخوانی ندارد.این رفتار نیز محدود به جنگ نبود. اروپا طی سالهای گذشته در کنار آمریکا در اعمال فشار بر ایران قرار داشته است؛ از مشارکت در تحریمها و همراهی با مسدود شدن بخشی از داراییهای ایران گرفته تا تلاش تروئیکای اروپایی برای افزایش فشار سیاسی و حقوقی بر تهران، از جمله طرح موضوع فعالسازی مکانیسم ماشه. مجموعه این اقدامات، این برداشت را تقویت کرده که اختلاف اروپا و آمریکا بر سر ایران بیشتر بر سر شیوه اجرا بوده است، نه اصل سیاست فشار.
تلاش اروپا برای بازگشت به میز مذاکره ایران
از همین منظر، تلاش امروز اروپا برای بازگشت به مذاکرات با دیده تردید نگریسته میشود. کشوری که در دوره فشار اقتصادی، تحریم و حتی پشتیبانی از عملیات نظامی در کنار آمریکا قرار گرفته، اکنون برای ایفای نقش میانجی باید ابتدا به این پرسش پاسخ دهد که چگونه میتواند اعتماد از دسترفته را بازسازی کند.در نهایت، آنچه از کنار هم قرار دادن این مواضع برمیآید، این است که برخلاف برخی روایتها، پرونده ایران صرفاً تقابل با آمریکا نبوده، بلکه در بزنگاههای حساس، بخش مهمی از ساختار سیاسی و امنیتی غرب نیز در حمایت از سیاستهای واشنگتن عمل کرده است؛ واقعیتی که اظهارات دبیرکل ناتو آن را آشکارتر از گذشته بیان میکند.
کارشکنیهای تروئیکای اروپایی در پرونده ایران
از نگاه بسیاری از ناظران، این موضوع نیز اتفاق تازهای نیست. اروپا طی سالهای گذشته در پرونده ایران، بارها در کنار سیاست فشار آمریکا قرار گرفته است.
تحریمهای گسترده اتحادیه اروپا، همراهی با محدودیتهای مالی، مسدود شدن بخشی از داراییهای ایران در کشورهای مختلف و تلاش تروئیکای اروپایی برای افزایش فشار دیپلماتیک، همگی این برداشت را تقویت کردهاند که اختلافات اروپا و آمریکا بیشتر تاکتیکی بوده تا راهبردی.
رفتار تروئیکای اروپایی در آستانه بحران نیز از همین منظر قابل تحلیل است. تلاش برای فعالسازی سازوکارهای فشار علیه ایران، در حالی که همزمان از دیپلماسی سخن گفته میشد، در تهران این پیام را ایجاد کرد که اروپا بیش از آنکه نقش یک میانجی بیطرف را ایفا کند، در حال تکمیل پازل فشار غرب است.
تجربه نیز به این بیاعتمادی دامن زده است. منتقدان یادآوری میکنند که پس از خروج آمریکا از توافق، کشورهای اروپایی نتوانستند یا نخواستند تعهدات اقتصادی خود را بهطور مؤثر اجرا کنند و در برخی مراحل نیز بهجای کاهش تنش، بر ابزارهای فشار تأکید کردند. همچنین، فرانسه در مقاطع مختلف مذاکرات، مواضع سختگیرانهتری نسبت به برخی دیگر از طرفهای مذاکره اتخاذ کرده بود؛ هرچند درباره میزان تأثیر این مواضع، دیدگاههای متفاوتی وجود دارد.
اروپای آقا اجازه
در چنین فضایی، تلاش امروز اروپا برای حضور دوباره در مذاکرات هستهای، با تردید جدی در ایران روبهرو است. از منظر این تحلیل، اروپا هنوز نتوانسته این تصور را تغییر دهد که در بزنگاههای حساس، استقلال راهبردی لازم را از واشنگتن ندارد و در نهایت در چارچوب سیاستهای کلان آمریکا عمل میکند.
از سوی دیگر، خود اروپا نیز امروز با چالشهای متعددی روبهرو است؛ از پیامدهای جنگ و هزینههای اقتصادی آن گرفته تا اختلافات داخلی بر سر امنیت، مهاجرت و آینده ناتو. این تحولات، توان و نفوذ سیاسی اروپا را نسبت به گذشته با محدودیتهایی مواجه کرده است.
در نهایت، اگر این برداشت در تهران تقویت شود که اروپا در دوره فشار، تحریم و بحران عملاً در کنار آمریکا قرار داشته، طبیعی است که پذیرش نقش اروپا یا حتی برخی نهادهای بینالمللی در مذاکرات آینده با دشواری بیشتری همراه باشد. اروپا زیر سایه سیاستهای آمریکا حالا دوران افول و چالش را سپری میکند و در این حیطه به مرحلهای رسیده که هم اعتبار و هم اقتصاد خود را فدای سیاستهای واشنگتن کرده و حتی رژیم صهیونی نیز برای هرج و مرج در قاره سبز تلاش میکند.



