به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس
صهیونیسم بیش از هر چیز وامدار تکاپوی «یهودیان مخفی» در اروپا بود؛ زرسالارانی که از امکانات مالی و شبکه نزولخواری خود برای آرمان قومیشان بهره میبردند.
در سدههای ۱۶ تا ۱۹ میلادی، اشرافیت یهود با وامدهی کلان به شاهان، «سلطان پول» اروپا شد. خانوادههای زرسالاری چون «اپنهایمر» و «ولف شلزینگر» تدارکاتچی ارتشها بودند. در آلمانِ اوایل قرن بیستم، یهودیان با وجود جمعیت ۱ درصدی، انحصار ۳۰ تا ۶۰ درصدی شرکتها و سهام برلن را در دست داشتند.
سرآمد این ثروتاندوزی، ساموئل برنارد، بانکدار لویی چهاردهم، بود که ارتش فرانسه را تأمین مالی میکرد و اسناد اعتباری را به نام او «برناردین» مینامیدند. ثروت آنها روی ستون فقرات اقتصاد مستعمرات بنا شد؛ از انحصار ۲۵۰ساله تجارت طلا در برزیل تا سلطه بر تجارت استراتژیک شکر آمریکا و انگلیس.
.png)
به روایت ورنر سومبارت، فرمول ثروتاندوزی این جریان، برنده شدن در جنگها و مکیدن خون اقتصاد ملتها بود. آنها «پس از فاجعه، بر روی ویرانههای اروپا چون کرکس فرود آمدند» و با وام دادن و نزولخواری از دولتهای نیمهجان، ثروت خود را چند برابر کردند. با کوچ دو میلیون یهودی به آمریکا نیز با تسلط بر شبکه مافیایی قمار، مواد مخدر و مشروبات الکلی، کمپانیهای نفتی و ارکان سیاسی واشنگتن را تصاحب کردند.
این شبکه اختاپوسی در قرن بیستم، ایرانِ پهلوی را امنترین ایستگاه برای غارت یافت. بر اساس اسناد محرمانه ساواک، جلسات بزرگی با حضور مئیر عزری، نماینده سیاسی اسرائیل و بازرسان سازمان مالی صهیونیستی (مگبیت) در خانه لطفالله حی، نماینده یهود در مجلس برگزار میشد تا ثروت ملی را از چرخههای اقتصادی ایران خارج و به جیب اسرائیل بریزند.
گزارش ساواک افشا میکند تجار درجهیک یهودی از دهه ۱۳۳۰ سرمایههای خود را به بانکهای سوئیسی شریک با «بانک تجارتی اسرائیل» منتقل میکردند. لطفالله حی دفتری محرمانه در کوچه برلن برای ارسال پول به ژنو داشت و زبولونی، مدیر و مؤسس شرکت صادرات جو، در پاساژ آلومینیوم، وجوه رسمی و غیر رسمی را به اسرائیل میفرستاد.
.png)
تکاندهندهتر، ائتلاف بهائیان و یهودیان بود؛ بهائیان ایران میلیونها تومان را از طریق حبیب اله ثابت معروف به ثابت پاسال، سرمایهدار کلان بهائیتبار با اجداد یهودی و با هماهنگی «حبیب القانیان» به اسرائیل تحویل دادند. ثابت پاسال با اعتبارات بانکی داخل کشور دهها کارخانه عظیم راه انداخت و به پادشاه اقتصادی پنهان رژیم شاه بدل شد؛ کسی که اسرائیل به پاس خدماتش خیابانی را در تلآویو به نامش کرد.
شرمآورترین بخش، خیانت دستگاه امنیتی پهلوی است.
در حالی که وزارت امور خارجه در سال ۱۳۴۹ از خروج انبوه اموال گزارش میداد، سپهبد نصیری (رئیس ساواک) به دلیل ترس از دلگیر شدن اربابان صهیونیست خود، تعمداً کل قضیه را کتمان کرد و چشم بر غارت ثروت ملی بست تا میدان برای جولان تمامعیار نزولخوران صهیونیست باز بماند.



