پنجشنبه 28 خرداد 1405 - Thu 18 Jun 2026
  • آقای یگانه بوی کباب نبود داشتن خر داغ میکردن ‌

  • دستگیری اوباش قمه‌کش در جنوب تهران / فیلم

  • قیمت گوشت قرمز امروز پنجشنبه 28 خرداد

  • پیام تبریک رئیس جمهور تاجیکستان به پزشکیان

  • کلیک نکنید؛ پیام‌های جعلی ۳۵۰ قربانی گرفت

  • باباجون بین همه عممونو خیلی زدن / حمید علیمی

  • توسعه کریدور شمال–جنوب با پشتوانه بانکی شتاب می‌گیرد

  • قدرت‌های بزرگ‌تر از هم این نابود شدند، اما دشمن عبرت نمی‌گیرد+عکس

  • نرخ افزایش اجاره‌بها در تهران چقدر است؟

  • آلودگی هوا با خطر زوال عقل مرتبط است

  • تغییر در خط حمله بلژیک برای بازی مقابل ایران؟

  • جزئیات توافق ایران و آمریکا؛ مسعود پزشکیان و دونالد ترامپ تفاهم‌نامه را امضاء کردند +عکس و فیلم

  • لحظه امضای تفاهم‌نامه با ایران ازسوی ترامپ /فیلم

  • نتانیاهو در جنگ ایران ملاحظات متفاوتی با آمریکا داشت

  • ثبت‌نام اربعین۱۴۰۵ از چه‌زمانی است؟

  • حسین جان ای آبروی دو عالم / پویانفر

  • قیمت دلار امروز پنجشنبه 28 خرداد

  • عصبانیت لاپید از شکست نتانیاهو مقابل ایران

  • حمله گسترده پهپادی اوکراین به روسیه+ فیلم

  • لحظه برخورد شدید بازیکن ازبکستان با تصویربردار در جام جهانی! / فیلم

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 426992
    تاریخ انتشار: 22/خرداد/1405 - 13:27

    اروپای سرگردان در بحران مشروعیت؛ افول یک بازیگر غربی

    اختلافات جدید میان قدرت‌های اروپایی بر سر ساختار سیاست خارجی اتحادیه اروپا، بار دیگر نشانه‌های افول جایگاه این بلوک را آشکار کرده است. اتحادیه‌ای که روزی مدعی استقلال راهبردی بود، امروز با کارنامه‌ای پر از ناکامی در پرونده‌هایی چون برجام و وابستگی فزاینده به سیاست‌های آمریکا، مشکل اوکراین با بحران اعتبار و اعتماد در عرصه بین‌المللی مواجه شده است.

    اروپای سرگردان در بحران مشروعیت؛ افول یک بازیگر غربی

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس ،

    گزارش اخیر روزنامه فایننشال تایمز درباره تلاش فرانسه، آلمان و برخی دیگر از اعضای اتحادیه اروپا برای محدود کردن اختیارات مسئول سیاست خارجی این اتحادیه، تنها یک اختلاف اداری یا بروکراتیک نیست؛ بلکه نشانه‌ای از بحرانی عمیق‌تر در ساختار تصمیم‌گیری اروپاست.
     
    بحرانی که ریشه آن را باید در کاهش نفوذ بین‌المللی اروپا، ناکامی‌های پی‌درپی در سیاست خارجی و فاصله گرفتن این اتحادیه از آرمان «استقلال راهبردی» جست‌وجو کرد.
     
    اتحادیه اروپا در دهه‌های گذشته تلاش می‌کرد خود را به عنوان یک قدرت مستقل و متوازن در نظام بین‌الملل معرفی کند؛ قدرتی که بتواند میان رقابت‌های جهانی نقش میانجی، تنظیم‌گر و حتی بازیگر تأثیرگذار را ایفا کند.
     
    اما تحولات سال‌های اخیر نشان داده است که اروپا در بسیاری از پرونده‌های مهم، از جنگ اوکراین گرفته تا تحولات غرب آسیا و حتی روابط با چین، بیش از آنکه یک بازیگر مستقل باشد، در چارچوب سیاست‌های واشنگتن حرکت کرده است.
     
    یکی از مهم‌ترین نمونه‌های این مسئله، پرونده هسته‌ای ایران و سرنوشت برجام بود. پس از خروج یکجانبه آمریکا از توافق در سال ۲۰۱۸، رهبران اروپایی بارها بر ضرورت حفظ برجام تأکید کردند و وعده دادند که آثار تحریم‌های آمریکا را جبران خواهند کرد.با این حال، در عمل اروپا نتوانست یا نخواست هزینه‌ای برای حفظ توافق بپردازد.
     
    سازوکارهایی مانند اینستکس هرگز به ابزاری مؤثر برای حفظ منافع اقتصادی ایران تبدیل نشدند و نشان دادند که اروپا در برابر فشارهای آمریکا از استقلال لازم برخوردار نیست.
    این تجربه، تصویری از یک اتحادیه را به نمایش گذاشت که میان شعارهای دیپلماتیک و توان عملیاتی آن شکاف عمیقی وجود دارد. بسیاری از ناظران معتقدند که از همان زمان، اعتبار اروپا به عنوان یک میانجی قابل اتکا در مذاکرات بین‌المللی آسیب جدی دید؛ زیرا مشخص شد که حتی در موضوعی که خود یکی از معماران اصلی آن بوده، قادر به اجرای تعهدات و دفاع از توافق نیست.
    فعال سازی مکانیسم ماشه نیز طی همین خط مشی سیاسی وابسته انجام شد و اروپا وارد یک دوران افول جدی شد. زمستان دپلماسی و قدرتی که قاره سبز را به بستری یخ زده و ورشکسته تبدیل کرد. اروپا در حالی تلاش می‌کند نقش تعیین‌کننده‌ای در پرونده‌های بین‌المللی ایفا کند که هنوز نتوانسته پاسخ روشنی به این پرسش بدهد که آیا سیاست خارجی مستقلی از آمریکا دارد یا خیر.
    اختلافات داخلی کنونی درباره ساختار سرویس دیپلماتیک اتحادیه اروپا نیز از همین واقعیت حکایت می‌کند.وقتی قدرت‌های اصلی اروپا به جای تمرکز بر افزایش نفوذ جهانی، به دنبال بازنگری در ساختارهای تصمیم‌گیری و کاهش اختیارات نهادهای موجود هستند، این پیام را مخابره می‌کنند که از عملکرد سال‌های گذشته رضایت ندارند. در واقع، انتقاد از ناکارآمدی دستگاه دیپلماسی اروپا اعترافی غیرمستقیم به شکست سیاست‌هایی است که قرار بود اتحادیه را به یک قطب مستقل جهانی تبدیل کند.
    امروز اروپا با چالشی فراتر از یک بحران مدیریتی مواجه است؛ بحران اعتماد و مشروعیت. اتحادیه‌ای که زمانی از «قدرت نرم» و «چندجانبه‌گرایی» به عنوان مهم‌ترین سرمایه خود یاد می‌کرد، اکنون با این پرسش روبه‌روست که چرا در بسیاری از بحران‌های مهم جهانی نتوانسته نقش مؤثر و مستقلی ایفا کند. اگر رهبران اروپایی نتوانند میان منافع خود و خواسته‌های واشنگتن توازن برقرار کنند، روند افول جایگاه بین‌المللی این اتحادیه ادامه خواهد یافت و اروپا بیش از پیش از یک بازیگر غربی به بازیگری پیرو در معادلات جهانی تبدیل خواهد شد.

     

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما