دوشنبه 11 خرداد 1405 - Mon 01 Jun 2026
  • جشن قهرمانی آرسنال با حضور جمعیتی عظیم / عکس

  • شانس پرسپولیس برای آسیا چقدر است + عکس

  • کریس مورفی: تنگه هرمز بسته خواهد ماند

  • بیانیه نمایندگان مجلس

  • ساعت دیدار تدارکاتی تیم ملی فوتبال ایران و مالی

  • تداوم جنایات در لبنان برای ایران قابل تحمل نیست

  • اسکورت ایر فورس وان توسط بمب‌افکن‌های هسته‌ای / فیلم

  • جزئیات آخرین پیشنهاد ارسالی آمریکا به ایران

  • دست یابی هکرهای ایرانی به حساب اینستاگرام جان اف. بنتیوگنا

  • هدف ما اتصال مستقیم «خانه به بازار» است

  • جشن تولد اسطوره فوتبال ایران در لس آنجلس /فیلم

  • عبور ۱۵ فروند کشتی با مجوز س‍‍پاه از تنگه هرمز

  • مناظر شگفت‌انگیز از پارک ملی یلواستون / عکس

  • ۴۰۰ سهمیه حج ایران چطور سوخت؟

  • انهدام شبکه بزرگ قاچاق سوخت در اصفهان+ فیلم

  • طوفان و دیواری از گرد و خاک هاربین چین / فیلم

  • اطلاعی درباره توقیف نفتکش توسط فرانسه نداریم

  • حادثه تیراندازی در دانشگاه علوم پزشکی قزوین

  • تروریست‌های موساد به جان هم افتادند

  • شانس پرسپولیس برای آسیا چقدر است؟

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 425272
    تاریخ انتشار: 28/ارديبهشت/1405 - 14:04

    پیام صریح انتخاب قالیباف برای پرونده چین چیست؟

    پیشینه نماینده ویژه به تصمیم رهبر شهید برمی‌گردد که با درایت و نگاه راهبردی که در رابطه با چین داشتند، به‌خوبی متوجه شدند که متأسفانه با تغییر دولت‌ها نوع نگاه به روابط با چین هم تغییر می‌کرد.

    پیام صریح انتخاب قالیباف برای پرونده چین چیست؟

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» 

    روز گذشته خبری منتشر شد که محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی به‌عنوان نماینده ویژه ایران در امور چین انتخاب شده است. جایگاهی که اول بار و به دلیل عملکرد نامطلوب دولت دوازدهم در برابر چین، در اختیار علی لاریجانی قرار گرفت.

    در مورد این انتخاب و اهمیت آن روزنامه فرهیختگان با مهرداد علی‌پور، کارشناس سیاسی حوزه چین گفت‌وگو کرده که متن این گفت‌وگو را در ادامه از نظر می‌گذرانید.

    دلیل انتخاب نماینده ویژه برای چین و سازوکار آن چیست؟

    پیشینه نماینده ویژه به تصمیم رهبر شهید برمی‌گردد که با درایت و نگاه راهبردی که در رابطه با چین داشتند، به‌خوبی متوجه شدند که متأسفانه با تغییر دولت‌ها نوع نگاه و گرایش به شرق و حتی نگاه به روابط با چین هم تغییر می‌کرد. توجه کنید که ما در برهه‌ای کلاً در چین سفیر نداشتیم، یعنی به این روابط بی‌توجهی می‌شد. در ادامه، یک بازه‌ای آقای همتی را به‌عنوان سفیر فرستادیم که خیلی کوتاه بود. بعد آقای کشاورززاده را فرستادیم که خیلی موفق نبود. بعد آقای بختیار در دولت سیزدهم رفتند که اصلاً چین در حوزه ایشان نبود و حالا آقای رحمانی فضلی را به‌عنوان سفیر به پکن فرستادیم.

    رهبر شهید به‌خوبی متوجه شدند که دولت‌ها متأسفانه هر کدام راهبرد خودشان را دارند و بنا به دیدگاهی که دارند، سیاست خارجی را تعریف می‌کنند و آن طور که بایدوشاید نمی‌شود با چین کار کرد. ایشان شهید لاریجانی را انتخاب کردند. شهید لاریجانی به لحاظ افکار و تفکر راهبردی که داشتند خیلی خوب می‌توانستند با چینی‌ها کار کنند. ولی متأسفانه در رابطه با چین نمی‌شود خیلی شخص‌محور کار را پیش برد، چون ما همه این موضوعات را به‌نوعی به ورطه آزمون گذاشتیم. شاید کسی که بیشترین وزن دیپلماتیک را در بدنه حاکمیت داشت و بیشترین ارتباط را با دولت داشت، شهید لاریجانی بود که حمایت‌های رهبر شهید را هم داشتند، ولی باز آن‌طور که بایدوشاید نتوانستند به‌عنوان نماینده ویژه کار را با چین پیش ببرند. این وضعیت ناشی از یک‌سری موضوعات و ملاحظات و دعوای بین وزارتخانه‌ای بود.

    از طرفی، یک نگاه ما به چین هست، یکی هم نگاه چین به ما؛ آن‌طوری که ما چینی‌ها را شریک راهبردی خودمان می‌دانیم، فکر می‌کنیم که چینی‌ها هم ما را شریک راهبردی خود می‌دانند، ولی واقعیت‌های که وجود دارد و حتی کنشگری چین این را نشان نمی‌دهد که ما را به‌عنوان یک شریک در حوزه غرب آسیا برای خودش تلقی می‌کند. از این زاویه بود که حضرت آقا با تیزبینی و ریزبینی و نگاه راهبردی که داشتند، نماینده ویژه را برای همکاری با چین معرفی کردند.

    با شروع دولت سیزدهم شهید لاریجانی این پرونده را تحویل داد و موضوعات چین تفویض شد به آقای مخبر به‌عنوان معاون اول. ایشان هم درگیر موضوعات جاری کشور بود و از طرفی چین‌شناس نبود. البته ما در کشور متأسفانه کسی که محیط سیاسی و اقتصادی چین را بداند، نداریم. باز هم کار آن‌طوری که بایدوشاید پیش نرفت. حالا باز دوباره یک‌سری موضوعات داخلی خودمان بود، کشمکش‌های داخلی بین وزارتخانه‌ای و اینکه آن کلان‌راهبرد را ما نسبت به چین نداشتیم.

    از بعد دولت سیزدهم هم کار روی زمین بود و امروز مشخص شد که آقای قالیباف به‌عنوان نماینده ویژه ایران در امور چین انتخاب شدند. ما در همین دولت، آقای رحمانی فضلی را هم به‌عنوان سفیر و هم به‌عنوان نماینده ویژه داشتیم. اینکه الان آقای قالیباف را انتخاب کردند، یعنی سفیر تا حالا آن وزن لازم را نداشته و این سؤال هم وجود دارد که چرا کسی که وزن لازم را نداشته، سفیر شده است؟ این به روابط دو کشور آسیب می‌زند و چینی‌ها خیلی زود متوجه می‌شوند که ما نمی‌توانیم تصمیم‌گیری لازم و سریعی را داشته باشیم و متأسفانه در خیلی از موضوعات دیده می‌شود.

    آقای قالیباف به‌عنوان رئیس مجلس شورای اسلامی، نماینده ویژه ایران در امور چین شدند. باتوجه‌به اینکه قالیباف به‌عنوان یکی از افراد مؤثر میدان جنگ و مذاکرات را پیش می‌بردند، تهران پیامش را به پکن داده است. حالا اولویت‌هایی که ما در چین باید دنبال کنیم، چیست؟

    در رابطه با چین مهم‌ترین موضوعی این است که ما نگاه اقتضایی به همکاری با چین داریم. این هم ورای هر دولتی هست. چه دولت اصول‌گرا و چه دولت اصلاح‌طلب. اقتضایی از این بابت که منتظر می‌مانیم یک موضوعی پیش بیاید و انتظار را همان موقع از چین داریم و متأسفانه همین نوع نگاه را ما به جامعه هم تجویز کردیم.

    مثلاً در همین جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان من به‌کرات دیدم و به شخصه از خودم سؤال می‌شد که چین الان چه‌کار می‌کند و چطور می‌خواهد به ما کمک کند؟ حالا وسط جنگ چه انتظاری هست که مثلاً چین بیاید خودش را وسط جنگ بیندازد، آن هم جنگی که به‌صورت غیرمستقیم درگیر است.

    متأسفانه این نوع نگاه را دولت مردها و نخبگانمان تجویز کردند به جامعه که نگاه اشتباهی است که ما نگاه اقتضایی به چین داشته باشیم که حالا این میزان بشکه از ما نفت بخرد و پول را این‌گونه برگرداند و فلان کالا را بخرد و فلان کالا را بفروشد و... این نوع از نگاه فارغ از اینکه نماینده ویژه داشته باشیم یا کار را در ذیل وزارتخانه‌ها بخواهیم پیش ببریم به نظرم اولین اصلاحی است که باید انجام بشود.

    به نظرم از پروژه‌های مقطعی، نگاه اقتضایی و نگاه‌های غیرواقعی نسبت به چین باید عبور کنیم. اول فکر کنیم از چین چه می‌خواهیم. چین چه ظرفیتی دارد و چطور می‌توانیم در آن کلان‌راهبرد با چینی‌ها تقاطع‌گیری کنیم و اینکه بتوانیم یک هدف مشترک یا دو هدف مشترک را با هم تنظیم کنیم آن هم در سطح راهبردی، نه در سطح پروژه‌های کوچک.

    دومین نکته هم این است که بتوانیم در سطح راهبردی نوع نگاه چینی‌ها را متوجه شویم. مثلاً همین سفر ترامپ به چین که خیلی هم دستاورد نداشت و حتی در رسانه‌های غربی هم خیلی این موضوع برجسته شد، ما باید سهمی از روایت چینی هم داشته باشیم که متأسفانه ما خیلی به این موضوع توجه نکردیم.

    چینی‌ها در قالب یک رویکرد چندقطبی آمدند قطعنامه بحرین و عربستان سعودی را وتو کردند علی‌رغم اینکه روسیه هم وتو کرده بود و چینی‌ها می‌توانستند رأی ممتنع بدهند ولی یک فرصت تاریخی برای چین ایجاد شد که روند افول ایالت متحده را تسریع ببخشد. این افول آمریکا در رسانه‌های چینی و بین نخبگانشان دیده می‌شود؛ اما تفاوتی بین افول از نگاه ما و افول از نگاه چینی‌ها نسبت به آمریکا هست. چینی‌ها هیچ‌وقت قائل به این نیستند که آمریکا فروبپاشد، بلکه قائل به این هستند که از یک کشور هژمون تبدیل به یک کشور صرفاً بزرگ و ابرقدرت می‌شود و چینی‌ها هم همیشه خودشان را به‌عنوان یک قدرت بزرگ در عرصه روابط بین‌الملل مسئول می‌دانند. ما می‌توانیم از این ظرفیت استفاده کنیم.

    چینی‌ها در قالب سازمان ملل و حتی شورای امنیت در جنگ ۱۲ روزه یک دعوای حقوقی بی‌سابقه را با همکاری فدراسیون روسیه در حمایت ما علیه ایالات متحده و رژیم صهیونیستی کردند و آن قطعنامه‌ای بود که انجام دادند. ما باید این کلان‌راهبرد را متوجه بشویم که چین به‌خاطر چشم و ابروی ما این کار را انجام نداده. آن کلان‌راهبردی که برای خودش تعریف کرده را بر اساس سنت پراگماتیک و رفتار عمل‌گرایانه که دارد و نوع نگاهش هم اقتصادی است، انجام می‌دهد. یعنی ما نباید انتظار این را داشته باشیم که چین بیاید وسط جنگ ما دعوای نظامی به‌صورت عیان و برجسته انجام بدهد، چون چین رشد اقتصادی‌اش را می‌خواهد و آن هم از دل یک ثبات جهانی و ثبات منطقه‌ای درمی‌آید. یعنی علاوه بر آنکه آن نگاه اقتضایی را باید کنار بگذاریم، باید در کلان‌راهبردهایی که چین دارد و به‌نوعی با ما همپوشانی دارد، یک تقاطع‌گیری کنیم و بتوانیم آن را برجسته کنیم. به‌عنوان‌مثال همین تنگه هرمز دست ماست. نوع نگاه چینی‌ها نسبت به توانمندی ما و نسبت به جمهوری اسلامی خیلی فرق کرده است و خیلی نگاه مثبت‌تری نسبت به جمهوری اسلامی دارند.

    الان یک بزنگاهی است که می‌توانیم از این ظرفیت استفاده کنیم. یک ایراد که من و برخی دوستان داشتیم این بود که بندر چابهار را ما دادیم به رقیب چین که در مجموعه غرب تعریف شده است، یعنی دادیم دست هندی‌ها. هندی‌ها چقدر آن را توسعه دادند؟! چقدر در راستای اهداف ما حرکت کردند؟! متأسفانه می‌گفتند که بندر گوادر و چابهار با هم رقیبند درصورتی‌که می‌توانند با هم یک همپوشانی ایجاد کنند. ما می‌توانیم در کریدور شمال جنوب از آن استفاده کنیم و حتی می‌توانیم از ظرفیت چین هم برای دسترسی به آسیای مرکزی استفاده کنیم و فعالش کنیم.

    متأسفانه تا حالا همین نگاه‌های اقتضایی نگاه‌های سطحی نگاه‌های به‌نوعی خیلی کوتاه‌بینانه باعث شده روابط ما آن ‌که بایدوشاید تعمیق نشود. ما حتی در فروش نفتمان هم قراردادهای بلندمدت نداریم. رهبر شهیدمان با نگاه راهبردی سعی کردند موضوعات چین را متمرکز کنند ولی متأسفانه ما این چندصدایی را نسبت به چین داریم و باید اصلاح کنیم.

    از سویی خیلی کم‌ توجه می‌شود که حدود چهار پنج سال از اجرایی‌شدن قرارداد ۲۵ساله ایران و چین گذشته، ولی هیچ عملیاتی ما نمی‌بینیم یا اینکه دستاوردی داشته باشد. اگر ما وارد زنجیره‌های تأمین و زنجیره‌های ارزش‌محور بشویم، آن پیوندی راهبردی که ایجاد می‌شود، نتیجه‌اش در بحران‌ها خودش را نشان می‌دهد.

    مثلاً چین اگر داخل ایران پروژه داشت مطمئن باشیم خودش جلوتر از ما می‌رفت با ایالات متحده می‌جنگید یا سعی می‌کرد جلوی رژیم را بگیرد تا حمله نکند، چون بالاخره در این کشور سرمایه‌گذاری کرده است و می‌خواهد از آن محافظت کند. ولی زمانی که ما خودمان را جدا و منفک از آن پروسه‌ها و روندها و زنجیره‌های ارزش کنیم، همین‌جوری تک می‌افتیم، مثل جنگ ۱۲ روزه. چینی‌ها تا چهار پنج روز اول در شوکی فرورفته بودند و فکر می‌کردند حکومت و نظام فروپاشیده که بعداً متوجه شدند نه، استوار است.

     

    نظرات بینندگان
    نظرات شما