پنجشنبه 28 خرداد 1405 - Thu 18 Jun 2026
  • آقای یگانه بوی کباب نبود داشتن خر داغ میکردن ‌

  • دستگیری اوباش قمه‌کش در جنوب تهران / فیلم

  • قیمت گوشت قرمز امروز پنجشنبه 28 خرداد

  • پیام تبریک رئیس جمهور تاجیکستان به پزشکیان

  • کلیک نکنید؛ پیام‌های جعلی ۳۵۰ قربانی گرفت

  • باباجون بین همه عممونو خیلی زدن / حمید علیمی

  • توسعه کریدور شمال–جنوب با پشتوانه بانکی شتاب می‌گیرد

  • قدرت‌های بزرگ‌تر از هم این نابود شدند، اما دشمن عبرت نمی‌گیرد+عکس

  • نرخ افزایش اجاره‌بها در تهران چقدر است؟

  • آلودگی هوا با خطر زوال عقل مرتبط است

  • تغییر در خط حمله بلژیک برای بازی مقابل ایران؟

  • جزئیات توافق ایران و آمریکا؛ مسعود پزشکیان و دونالد ترامپ تفاهم‌نامه را امضاء کردند +عکس و فیلم

  • لحظه امضای تفاهم‌نامه با ایران ازسوی ترامپ /فیلم

  • نتانیاهو در جنگ ایران ملاحظات متفاوتی با آمریکا داشت

  • ثبت‌نام اربعین۱۴۰۵ از چه‌زمانی است؟

  • حسین جان ای آبروی دو عالم / پویانفر

  • قیمت دلار امروز پنجشنبه 28 خرداد

  • عصبانیت لاپید از شکست نتانیاهو مقابل ایران

  • حمله گسترده پهپادی اوکراین به روسیه+ فیلم

  • لحظه برخورد شدید بازیکن ازبکستان با تصویربردار در جام جهانی! / فیلم

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 423904
    تاریخ انتشار: 10/ارديبهشت/1405 - 15:40

    ماجرای توسل رهبر انقلاب در خردسالی به امام رضا(ع)

    رهبر شهید انقلاب اسلامی از توسلی که آقا مجتبی در خردسالی برای آزادی ایشان به امام رضا علیه السلام کرده بود، روایت کرده است.

    ماجرای توسل رهبر انقلاب در خردسالی به امام رضا(ع)

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» 

    رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای در خاطرات خود به روزهای زندانی بودن خود در زندان پهلوی و کاری که همسرشان برای آزادی شان می کرده اند اشاره کرده و چنین فرموده اند:

    همسرم برایم نقل کرد که مادرش پسرم مجتبی را که کودکی بود سرشار از معصومیت و پاکی و سلامت روحی و عشق و عاطفه و پایبندی به برخی عبادات به حرم حضرت رضا (علیه‌السلام) می‌برده و به او می‌گفته: به وسیله‌ امام رضا به خدای متعال متوسل شو و از خدا بخواه که پدرت را از زندان آزاد کند.

    کودک، معصومانه رو به امام رضا(علیه‌السلام) می‌کرده و به او توسل می‌جست. یک شب دیگر مجتبی با مادربزرگش به حرم رفته و صحنه تکرارشده؛ اما این بار نشانه‌های تأثری شدید در مجتبی ظاهر شده، گریه و زاری کرده و با لحنی که حاکی از لبریز شدن کاسه صبر کودک و سوز و گداز عمیق او بوده، با امام رضا صحبت می‌کرده و به شدت اشک می‌ریخته؛ به حدی که مادربزرگش از کرده خود پشیمان شده و تصمیم گرفته که دیگر این کار را از مجتبی نخواهد.

    دو روز بعد، تلفن خانه به صدا در می‌آید تا صدای من را بشنوند؛ من آزاد شده بودم و از خانه برادرم در تهران با آن‌ها تماس گرفته بودم.

     

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما