سه شنبه 30 تير 1405 - Tue 21 Jul 2026
  • یمن محاصره دریایی را بر عربستان اعمال کرد

  • بی محلی ستاره فوتبال اسپانیا به ترامپ!/ فیلم

  • خلیل الحیه رئیس دفتر سیاسی حماس شد

  • چرا واشنگتن قادر به پیروزی نیست؟ /آمریکا و سه جنگ بی‌نتیجه

  • آمریکا از تروریست‌های سابق، جنتلمن می سازد! /پرده از قمار جدید آمریکا علیه حزب‌الله لبنان

  • درد و بلاشون تو سر علی کریمی و اشکان خطیبی

  • تماشاگر پشت شیشه؟

  • کنفرانس جهانی هوش مصنوعی ۲۰۲۶ در چین / عکس

  • جنگ تا دست‌یابی به بازدارندگی کامل ادامه دارد

  • متن و حاشیه فینال جام جهانی / عکس

  • حمله سایبری به شاپرک رخ نداده است

  • کاپ جام جهانی در دستان لامین یمال و برادرش / فیلم

  • استوری در فضای مجازی؛ دستگیری در میدان آرژانتین+ فیلم

  • کوچ شاه ماهی پرسپولیسی به تراکتور تبریز +عکس

  • اشک های اسکالونی سرمربی تیم ملی آرژانتین / فیلم

  • شور فرمانروای سرزمینم یا رقیه / طاهری

  • بورس با رشد ۵۸ هزار واحدی

  • پشت‌پردۀ روایت «ضدجنگ»؛ بازسازی یک دوقطبی انتخاباتی

  • نتانیاهو امشب نشست امنیتی برگزار می‌کند

  • تکذیب دستور تخلیهٔ چابهار

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 423720
    تاریخ انتشار: 08/ارديبهشت/1405 - 12:32

    جنگ، رکود و تورم؛ سه‌ فشار بزرگ به اقتصاد ایران

    ترکیب ناترازی‌های اقتصادی با پیامدهای جنگ اخیر، اقتصاد ایران را به جایی رسانده که نااطمینانی، مهم‌ترین مانع رشد محسوب می‌شود

     جنگ، رکود و تورم؛ سه‌ فشار بزرگ به اقتصاد ایران

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از دنیای اقتصاد،

    اقتصاد ایران در سال گذشته با مجموعه‌ای از ناترازی‌ها و فشارهای ساختاری مواجه بود؛ از مشکلات عمیق در بخش انرژی و کمبود منابع، تا کسری پایدار بودجه و بحران صندوق‌های بازنشستگی. تورم نیز قدرت خرید خانوارها را به‌شدت کاهش داده و نیاز به اصلاحات اقتصادی را بیش از هر زمان دیگری ضروری کرده بود.

     با این حال، بروز جنگ در اسفندماه این روند را مختل کرد و علاوه بر واردکردن خسارت‌های قابل توجه به زیرساخت‌ها، هزینه‌های توسعه را چند برابر افزایش داد. تخریب تاسیسات تولیدی، جاده‌ها و شبکه‌های حیاتی باعث توقف فعالیت‌ها و کاهش تولید ناخالص داخلی شد. از دست رفتن سرمایه انسانی و تحت فشار قرار گرفتن نظام آموزش، هزینه‌های زیادی بر اقتصاد تحمیل کرد و چشم‌انداز رشد را کمرنگ‌تر ساخت. با این حال نبود چشم‌انداز روشن از پایان وضعیت جنگی آسیب‌های بیشتری به اقتصاد وارد می‌کند.

    با افزایش نااطمینانی، رفتار خانوارها و بنگاه‌ها نیز تغییر کرد. خانوارها به دلیل نگرانی از آینده، مصرف کالاهای بادوام را به تعویق انداختند، هزینه‌های غیرضروری را کاهش دادند و به سمت پس‌انداز حرکت کردند. همزمان، بنگاه‌ها نیز طرح‌های توسعه‌ای را متوقف کرده، مواد اولیه را به‌صورت احتیاطی ذخیره و سیاست‌های کاهش هزینه را اجرا کردند. این چرخه احتیاطی باعث افت تقاضا، کاهش سرمایه‌گذاری و تشدید رکود شد.

     بدنه اقتصاد در سال گذشته با بیماری‌های مزمن و ناترازی‌های چندگانه دست‌وپنجه نرم می‌کرد. از ناترازی در بخش انرژی تا شکاف عمیق میان درآمدها و هزینه‌های دولت در بودجه و بحران مالی صندوق‌های بازنشستگی، همگی نشان از اقتصادی داشتند که تشنه اصلاحات ساختاری بود. تورم نیز قدرت خرید خانوارها را به شدت فرسایش داده بود.

    تخریب زیرساخت‌های فیزیکی مانند جاده‌ها، نیروگاه‌ها و پالایشگاه‌ها، به معنای منفی شدن نرخ تشکیل سرمایه است. هزینه اقتصادی این تخریب دو وجه دارد: نخست، هزینه مستقیم بازسازی که ‌میلیاردها دلار تخمین زده می‌شود و دوم، هزینه فرصت ناشی از توقف تولید. وقتی یک واحد تولیدی یا نیروگاه از مدار خارج می‌شود، زنجیره تامین قطع شده و تولید ناخالص داخلی (GDP) افت می‌یابد.

    تاثیر منفی جنگ تنها تخریب فیزیکی نیست بلکه اثر عمیق‌تر آن در افزایش نااطمینانی نسبت به آینده نهفته است. اقتصاد، پیش از هر چیز، بر پایه انتظار و پیش‌بینی بنا شده است. ذچشم‌انداز روشن، در واقع سوخت روانی اقتصاد است. اما در نبود این چشم‌انداز، عدم‌قطعیت افزایش می‌یابد و هزینه تامین مالی بالا می‌رود و در نهایت رشد اقتصادی را کند یا حتی منفی می‌کند. به بیان ساده، وقتی آینده مبهم باشد، اقتصاد در وضعیت انتظار و تعلیق فرو می‌رود.

    در چنین فضایی، رفتار خانوارها تغییر می‌کند. خرید مسکن، خودرو یا لوازم خانگی بزرگ به تعویق می‌افتد و هزینه‌های غیرضروری کاهش می‌یابد. در مقابل، میل به پس‌انداز افزایش پیدا می‌کند. این رفتار در سطح کلان باعث افت تقاضای موثر و تشدید رکود می‌شود.

    از سوی دیگر، بنگاه‌های اقتصادی نیز رویکردی محتاطانه در پیش می‌گیرند. پروژه‌های توسعه‌ای متوقف می‌شوند و سیاست‌های کاهش هزینه اجرا می‌شود. این رفتار در سطح کلان به کاهش سرمایه‌گذاری و افت اشتغال منجر می‌شود.

    نبود چشم‌انداز روشن از پایان جنگ، اقتصاد را در چرخه‌ای از احتیاط و انجماد فرو می‌برد. نتیجه این چرخه، کاهش تقاضا، افت تولید و کند شدن رشد اقتصادی است.

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما