به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس ،
مسیح علینژاد از فعالین اپوزیسیون مقیم آمریکا اخیرا در گفتوگو با یک رسانه آمریکایی ضمن ابراز نارضایتی از حمایت بخشی از مردم آمریکا از ایران، گفته است جانم را برای آمریکا فدا میکنم.
ماجرای عصبانیت مسیح علینژاد از تظاهرات ضدجنگ در آمریکا، صرفا یک واکنش عصبی نیست؛ بلکه یک رسوایی است.این موضعگیری مسیح علینژاد، یکبار دیگر نقاب از چهره اپوزیسیون ضدایرانی انداخت. جریان اپوزیسیون خارجنشین بارها ثابت کرده است که نه تنها هیچ نسبتی با منافع مردم ایران نداشته بلکه با پروژه تحریم، جنگ و جنایت علیه مردم ایران همراه و همصدا بوده است.
نشان به آن نشان که وقتی مردم در آمریکا علیه جنگافروزی واشنگتن و رژیم صهیونیستی تجمع کرده و از ایران حمایت میکنند. این طیف بهجای همراهی و همصدایی با مردم، جانب جنایتکاران و جنگ افروزان آمریکایی-صهیونیستی را میگیرد.
این همان تناقضی است که دیگر نمیشود با شعار پوشاند. کسی که از بیرون برای ایران نسخه میپیچد، اما از اعتراض ضدجنگ در آمریکا عصبانی میشود، عملاً نشان میدهد مسئلهاش مردم نیستند؛ بلکه مسئلهاش پروژهای ضدایرانی است که باید به هر قیمت پیش برود.در اینجا بحث فقط یک فرد نیست.
بحث یک جریان است؛ جریانی که سالها تلاش کرده خود را آلترناتیو نشان بدهد، اما در عمل از منافع مردم ایران فرسنگ ها فاصله گرفته است.به جرات میتوان گفت که امثال مسیح علینژاد بیوطن هستند. بیوطن هایی که کارشان به جایی میرسد که برای دولت تروریست آمریکا جانفشانی میکنند.
به عبارت دیگر، عصبانیت این جریان از مخالفت مردم آمریکا با جنگ افروزی علیه ملت ایران، پرده از یک واقعیت تلخ برمیدارد و آن گسست کامل عاطفی و سیاسی از منافع ملی است. وقتی یک فعال سیاسی، همدردی مردم دنیا با هموطنانش را بر نمیتابد و در مقابل، آشکارا از فدای جان برای منافع یک قدرت خارجی سخن میگوید، دیگر با یک «اختلاف نظر سیاسی» ساده روبهرو نیستیم؛ بلکه با پدیدهای مواجهیم که میتوان آن را «ایدئولوژی بیوطنی» نامید.
مسیح علینژاد و همقطاران وی در حالی خود را سخنگوی مردم ایران معرفی میکنند که میان رنج مردم از جنگ و تحریم و میل و شهوت شخصی خود به قدرت، دومی را انتخاب کردهاند. پارادوکس بزرگ اینجاست که در قلب واشنگتن، شهروند آمریکایی علیه جنگ افروزی دولت آمریکا فریاد میزند، اما افرادی به ظاهر ایرانی و فارسیزبان، برای شعلهور شدن آتش جنگ بیتابی میکنند. این دقیقاً نقطه پایان اعتبار جریانی است که وطن را به حراج گذاشته است.




