پنجشنبه 21 خرداد 1405 - Thu 11 Jun 2026
  • بمباران صور تا ترامپ و نوه‌اش در یک قاب / عکس

  • استقبال متفاوت از پاپ با برج انسانی / فیلم

  • جنگ اخیر آغاز افول نظم آمریکایی بود

  • خشم معترضان کنیایی از احداث مرکز قرنطینه ابولا / عکس

  • واکنش ترامپ به پاسخ قاطعانه ایران به تجاوزات آمریکا

  • راننده نیسان وطن‌دوست غافلگیر شد! / فیلم

  • تماس‌های خانگی رایگان شد

  • «رولت روسی» ترامپ و انبار باروت غرب آسیا

  • سفر یک هیات قطری به تهران

  • تاثیر «کمربند امنیتی مقاومت» در تغییر معادلات جنگ + عکس

  • وقتی حاج علی زاهدی با موتور به خط مقدم آمد

  • مسیر فتح و پیروزی از دل ایستادگی و شهادت می‌گذرد

  • یاوه‌سرایی و تهدید مکرر علیه ایران؛ ترامپ ضعیف‌تر از همیشه + عکس

  • ️انهدام پهپاد متخاصم در آسمان خوزستان

  • سپاه امروز از طرف حنظله هم موشک پرتاب کرد

  • حجت‌الاسلام رضا مطلبی درگذشت

  • شوخی اره‌ای سفارت ایران در ارمنستان با ترامپ

  • آغاز همکاری نظامی روس‌ها با طالبان/ نقش ایران در تحولات مرزهای شرق کشور چیست؟ +عکس

  • واکنش روسیه و چین به تشدید تنش‌ها در منطقه

  • حقوق کارگران در نیمه دوم سال چقدر تغییر می‌کند؟

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 420867
    تاریخ انتشار: 20/اسفند/1404 - 21:49

    متن محسن چاوشی درباره آهنگ جدیدش

    محسن چاوشی خواننده خوش صدا و وطن پرست ایران در مورد آهنگ جدیدش با عنوان "حسبی الله" توضیحاتی را ارائه کرد.

    متن محسن چاوشی درباره آهنگ جدیدش

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ،

    به نقل از متن به شرح ذیل است:

     
    به نام خدا
     
    از اول اعتراضات و نزدیک به دو ماه است فکر می‌کنم و رصد می‌کنم تا نکته‌ای را در آنسوی مرزها بیابم که جذبم کند و حرف حق باشد اما به وجدانم قسم که هرچه گشتم ناامیدتر شدم، پس سکوت کردم!
     
    و در این سکوت دیدم حق با بعضی از شماست: من «وسطم»
     
    «وسط» مثل عابری که دی ماه در خیابان به گران شدن گوشت فکر می‌کرد و از پشت تیر به سرش خورده بود
     
    وسط مثل پیرزنی روستایی که نه تلویزیون دارد و نه گوشی موبایل؛ فقط آلزایمر دارد و پسری که بیکار شده و چند ماه است قرص‌هایش را به موقع نمی‌رساند…
     
    و این «وسط»خیلی جای بزرگی است و خیلی‌ها در آن جا می‌شوند
     
    اصلا جریانی که این «وسط» را ندارد نمی‌تواند انقلابی را رقم بزند یا حکومتش را حفظ کند!
     
    در این دو ماه قلبم سوخت برای کشته‌شدگان…
     
    اما دست خودم نبود!
     
    من به عنوان کسی در وسط، قلبم برای پلیس و معترض و عابر با هم می‌سوخت و برای هر هموطنی که ناچار به خیابان آمده بود و دیگر به خانه برنگشت…
     
    در خانه‌ی من نه صدا وسیما یک‌ریز جمهوری اسلامی را تبیین می‌کند نه اینترنشنال و منو تو مجال حضور دارند
     
    در خانه من اما هنوز چراغ منطق روشن است و ذهن جستجوگرم آزاد است به هر مباحثه‌ای وارد شود و هر حرف حقی، مهر تایید دریافت کند و مهم نباشد که این حرف از دهان چه کسی خارج شده است.
     
    در این دو ماه خیلی فکر کردم و کسانی را دیدم که حتی یک دقیقه فرصت آزادانه و در خلوت فکر کردن را نداشته‌اند و هرچه از رسانه به خوردشان داده بودند را پشت هم تکرار می‌کردند ؛ آنچنان مسخ و مسحور که از کینه‌ی حاکمیت حاضرند شب را روز بنامند و روز را شب…
     
    و ایران امروز ما چقدر در فضای رسانه باخته است.
     
    به این فکر کردم که اگر برای هر کشوری حتی سوییس هم ده‌ها شبکه اپوزیسیون به زبان خودشان سال‌ها و شبانه روز محتوا تولید می‌کردند که “سوییس کشور خوبی نیست” اکنون درصدی از همین کسانی که در رفاه مطلق هستند نیز به دنبال براندازی بودند…
     
    آری همین رسانه کاری با کشور ِسامورایی‌های متعصب کرد که در خیابان‌ها به سربازان آمریکایی لبخند گرم بزنند بی‌آنکه یادشان بیاید در هیروشیما و ناکازاکی چه بلایی به سرشان آورده‌اند…
     
    به هر حال هر چه فکر کردم دیدم نمی‌توانم از بیگانه بخواهم به کشورم حمله کند!
     
    دیدم نمی‌توانم کنار سلبریتی‌هایی باشم که به اعتقادات لااقل نیمی از مردم کشورم ناسزا می‌گویند و تهدید به قرآن‌سوزی می‌کنند و بدون اینکه خنده‌شان بگیرد، بشارت آزادی می‌دهند!
     
    دیدم حتی نمی‌توانم از اهالی جزیره‌ی اپستین بخواهم به جان کودکان و دختران بی‌گناه وطنم کاری نداشته باشند!!
     
    تا اینکه جنگ شروع شد و کمک‌ها رسیدند،همچنان که قبل از ما کمک‌ها به ویتنام و افغانستان و عراق و لیبی و… رسیده‌ بودند
     
    دیدم جنگ است و فقط می‌توانم بخوانم!
     
    که اگر در زمان پهلوی و قاجار هم بودم و بیگانه‌ای به کشورم یورش می‌برد همین کار را می‌کردم…
     
    برای دلگرمی مردم و کسانی که از مردمم دفاع می‌کنند خواندم…
     
    «حسبی الله» گفتگوی من با مولایم علی (ع) است
     
    و براستی خدا برای ما بس است…
     
    اکنون به عنوان کسی در وسط، حاضرم ۴۷ سال دیگر به جمهوری اسلامی فرصت بدهم نقایص خود را برطرف کند تا اینکه با عده‌ای همصدا شوم و پوریم دیگری را در تقویم اسراییل رقم بزنم که در فردای به اصطلاح آزادی با چکمه روی سنگ قبر هموطنانم سرود شادی بخوانند!
     
    و آن عده!
     
    آن عده خیلی دیر می‌فهمند که در جهان هیچ کشوری جز به منافع خودش فکر نمی‌کند و علاج واقعی در وطن‌هاست!
     
    این را هم به آن عده‌ای که سمت درست تاریخ را به من گوشزد می‌کنند می‌گویم:
     
    اصلا سمت درست تاریخ و هرچه می‌بافید ارزانی خودتان…
     
    من ترجیحم این است که
     
    در همین وسط بایستم و بمیرم
     
    وسط مدرسه میناب
     
    وسط خانه‌هایی که سفره‌هایشان کوچک شد
     
    وسط صدای اذان در حیاط مسجدی فرو ریخته…
     
    وسط خیابان‌های شهرم…
     
    محسن چاوشی/ اسفند ۱۴۰۴

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما