جمعه 20 شهريور 1405 - Fri 11 Sep 2026
  • حمله به یک نفتکش در آب‌های سرزمینی عراق

  • دشمن ۲ هدف از ما بزند، به ۲۰ هدف حمله می‌کنیم

  • جنایت بی‌رحمانه جنگنده‌های سعودی در یمن

  • بارش برف ریزه ترکیه را سفیدپوش کرد / فیلم

  • خسارات بارندگی شدید و طوفان در ساری / عکس

  • گل تماشایی روماریو در دیدار نمایشی / عکس

  • پاکستان: عملیات یمن علیه عربستان توافقنامه مکه را فعال می‌کند

  • شهادت ماموستا محمد نزهتی توسط گروهک‌های تجزیه‌طلب

  • قیمت آیفون ۱۷ امروز چهارشنبه ۱۸ شهریور

  • جدایی یک ستاره پرسپولیسی در پایان فصل

  • حاج داود کریمی؛ مبارز مکتبی

  • سید امیر حسینی دلم پر از شکایته امام مهربون

  • این خودروها سهمیه اول و دوم بنزین ندارند

  • افشاگری علی کریمی علیه اکانت‌های سایبری پهلوی

  • نتانیاهو شمشیر انتخاباتی را از رو بست

  • قیمت گوشت قرمز امروز ۱۸ شهریور ۱۴۰۵

  • متلاشی شدن باند فساد اداری در شهرستان کلاردشت

  • برگ برنده استقلالی‌ها برای بازی با السد قطر

  • موج زائران در مسجدالحرام؛ سعودی‌ها چه کردند+ فیلم

  • تقدیر و تشویق دریادار عظمایی توسط رئیس ستادکل نیروهای مسلح

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 420867
    تاریخ انتشار: 20/اسفند/1404 - 21:49

    متن محسن چاوشی درباره آهنگ جدیدش

    محسن چاوشی خواننده خوش صدا و وطن پرست ایران در مورد آهنگ جدیدش با عنوان "حسبی الله" توضیحاتی را ارائه کرد.

    متن محسن چاوشی درباره آهنگ جدیدش

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ،

    به نقل از متن به شرح ذیل است:

     
    به نام خدا
     
    از اول اعتراضات و نزدیک به دو ماه است فکر می‌کنم و رصد می‌کنم تا نکته‌ای را در آنسوی مرزها بیابم که جذبم کند و حرف حق باشد اما به وجدانم قسم که هرچه گشتم ناامیدتر شدم، پس سکوت کردم!
     
    و در این سکوت دیدم حق با بعضی از شماست: من «وسطم»
     
    «وسط» مثل عابری که دی ماه در خیابان به گران شدن گوشت فکر می‌کرد و از پشت تیر به سرش خورده بود
     
    وسط مثل پیرزنی روستایی که نه تلویزیون دارد و نه گوشی موبایل؛ فقط آلزایمر دارد و پسری که بیکار شده و چند ماه است قرص‌هایش را به موقع نمی‌رساند…
     
    و این «وسط»خیلی جای بزرگی است و خیلی‌ها در آن جا می‌شوند
     
    اصلا جریانی که این «وسط» را ندارد نمی‌تواند انقلابی را رقم بزند یا حکومتش را حفظ کند!
     
    در این دو ماه قلبم سوخت برای کشته‌شدگان…
     
    اما دست خودم نبود!
     
    من به عنوان کسی در وسط، قلبم برای پلیس و معترض و عابر با هم می‌سوخت و برای هر هموطنی که ناچار به خیابان آمده بود و دیگر به خانه برنگشت…
     
    در خانه‌ی من نه صدا وسیما یک‌ریز جمهوری اسلامی را تبیین می‌کند نه اینترنشنال و منو تو مجال حضور دارند
     
    در خانه من اما هنوز چراغ منطق روشن است و ذهن جستجوگرم آزاد است به هر مباحثه‌ای وارد شود و هر حرف حقی، مهر تایید دریافت کند و مهم نباشد که این حرف از دهان چه کسی خارج شده است.
     
    در این دو ماه خیلی فکر کردم و کسانی را دیدم که حتی یک دقیقه فرصت آزادانه و در خلوت فکر کردن را نداشته‌اند و هرچه از رسانه به خوردشان داده بودند را پشت هم تکرار می‌کردند ؛ آنچنان مسخ و مسحور که از کینه‌ی حاکمیت حاضرند شب را روز بنامند و روز را شب…
     
    و ایران امروز ما چقدر در فضای رسانه باخته است.
     
    به این فکر کردم که اگر برای هر کشوری حتی سوییس هم ده‌ها شبکه اپوزیسیون به زبان خودشان سال‌ها و شبانه روز محتوا تولید می‌کردند که “سوییس کشور خوبی نیست” اکنون درصدی از همین کسانی که در رفاه مطلق هستند نیز به دنبال براندازی بودند…
     
    آری همین رسانه کاری با کشور ِسامورایی‌های متعصب کرد که در خیابان‌ها به سربازان آمریکایی لبخند گرم بزنند بی‌آنکه یادشان بیاید در هیروشیما و ناکازاکی چه بلایی به سرشان آورده‌اند…
     
    به هر حال هر چه فکر کردم دیدم نمی‌توانم از بیگانه بخواهم به کشورم حمله کند!
     
    دیدم نمی‌توانم کنار سلبریتی‌هایی باشم که به اعتقادات لااقل نیمی از مردم کشورم ناسزا می‌گویند و تهدید به قرآن‌سوزی می‌کنند و بدون اینکه خنده‌شان بگیرد، بشارت آزادی می‌دهند!
     
    دیدم حتی نمی‌توانم از اهالی جزیره‌ی اپستین بخواهم به جان کودکان و دختران بی‌گناه وطنم کاری نداشته باشند!!
     
    تا اینکه جنگ شروع شد و کمک‌ها رسیدند،همچنان که قبل از ما کمک‌ها به ویتنام و افغانستان و عراق و لیبی و… رسیده‌ بودند
     
    دیدم جنگ است و فقط می‌توانم بخوانم!
     
    که اگر در زمان پهلوی و قاجار هم بودم و بیگانه‌ای به کشورم یورش می‌برد همین کار را می‌کردم…
     
    برای دلگرمی مردم و کسانی که از مردمم دفاع می‌کنند خواندم…
     
    «حسبی الله» گفتگوی من با مولایم علی (ع) است
     
    و براستی خدا برای ما بس است…
     
    اکنون به عنوان کسی در وسط، حاضرم ۴۷ سال دیگر به جمهوری اسلامی فرصت بدهم نقایص خود را برطرف کند تا اینکه با عده‌ای همصدا شوم و پوریم دیگری را در تقویم اسراییل رقم بزنم که در فردای به اصطلاح آزادی با چکمه روی سنگ قبر هموطنانم سرود شادی بخوانند!
     
    و آن عده!
     
    آن عده خیلی دیر می‌فهمند که در جهان هیچ کشوری جز به منافع خودش فکر نمی‌کند و علاج واقعی در وطن‌هاست!
     
    این را هم به آن عده‌ای که سمت درست تاریخ را به من گوشزد می‌کنند می‌گویم:
     
    اصلا سمت درست تاریخ و هرچه می‌بافید ارزانی خودتان…
     
    من ترجیحم این است که
     
    در همین وسط بایستم و بمیرم
     
    وسط مدرسه میناب
     
    وسط خانه‌هایی که سفره‌هایشان کوچک شد
     
    وسط صدای اذان در حیاط مسجدی فرو ریخته…
     
    وسط خیابان‌های شهرم…
     
    محسن چاوشی/ اسفند ۱۴۰۴

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما