چهارشنبه 20 خرداد 1405 - Wed 10 Jun 2026
  • بمباران صور تا ترامپ و نوه‌اش در یک قاب / عکس

  • استقبال متفاوت از پاپ با برج انسانی / فیلم

  • جنگ اخیر آغاز افول نظم آمریکایی بود

  • خشم معترضان کنیایی از احداث مرکز قرنطینه ابولا / عکس

  • واکنش ترامپ به پاسخ قاطعانه ایران به تجاوزات آمریکا

  • راننده نیسان وطن‌دوست غافلگیر شد! / فیلم

  • تماس‌های خانگی رایگان شد

  • «رولت روسی» ترامپ و انبار باروت غرب آسیا

  • سفر یک هیات قطری به تهران

  • تاثیر «کمربند امنیتی مقاومت» در تغییر معادلات جنگ + عکس

  • وقتی حاج علی زاهدی با موتور به خط مقدم آمد

  • مسیر فتح و پیروزی از دل ایستادگی و شهادت می‌گذرد

  • یاوه‌سرایی و تهدید مکرر علیه ایران؛ ترامپ ضعیف‌تر از همیشه + عکس

  • ️انهدام پهپاد متخاصم در آسمان خوزستان

  • سپاه امروز از طرف حنظله هم موشک پرتاب کرد

  • حجت‌الاسلام رضا مطلبی درگذشت

  • شوخی اره‌ای سفارت ایران در ارمنستان با ترامپ

  • آغاز همکاری نظامی روس‌ها با طالبان/ نقش ایران در تحولات مرزهای شرق کشور چیست؟ +عکس

  • واکنش روسیه و چین به تشدید تنش‌ها در منطقه

  • حقوق کارگران در نیمه دوم سال چقدر تغییر می‌کند؟

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 420606
    تاریخ انتشار: 16/اسفند/1404 - 18:45

    برادر سپاهی‌ام!

    این روز‌ها هر وقت صدای انفجار خانه‌ها را می‌لرزاند توی کانال‌ها می‌زنند نگران نباشید، یک منطقه نظامی خارج شهر را زده‌اند.

    برادر سپاهی‌ام!

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان

    این روز‌ها هروقت صدای انفجار خانه‌ها را می‌لرزاند توی کانال‌ها می‌زنند نگران نباشید، یک منطقه‌ی نظامی خارج شهر را زده‌اند.

     
    من، اما نگران تو هستم، همان وقتی که صدای گومپ، شیشه‌ها را می‌لرزاند زیر لب آیت‌الکرسی می‌خوانم که خدا تو را و رفقایت را در حصار امن خودش حفظ کند.
     
    روزی چندبار پایگاه‌هایی را که تو آنجا برای دفاع از ایران‌مان مستقر شده‌ای می‌کوبند، من ستون دود را می‌بینم که بالا می‌رود و غصه می‌خورم. اول برای تو و بعد برای تجهیزاتی که به ایران‌مان امکان دفاع می‌دهند. گریه می‌کنم حتی. 
     
    اما ساعتی بعد صدای موشکی که تو پرتاب می‌کنی بلند می‌شود و ما را زنده می‌کند ... 
     
    آن چیزی که تو هوا می‌کنی، موشک نیست، خون تازه‌ای است که در رگ‌های شهر جاری می‌شود. بازدم یک شهر است بعد از چندساعت حبس شدن نفس.
     
    موشک نیست، لبخند کودکان ماست وقتی با انگشت رد نقره‌ای‌اش را در هوا نشانش می‌دهیم و می‌گوییم نترس عزیزم. این ماییم که داریم می‌زنیم ...
     
    برادر سپاهی‌ام!
    برادر ارتشی‌ام!
    برادر بسیجی‌ام!
     
    و‌ای نمی‌دانم که هستی که این روز‌ها جان و جوانی‌ات را پای وطن گذاشته‌ای! من می‌دانم که در دل زن و بچه و پدر و مادرت چه غوغایی‌ست.
     
    من می‌دانم وقتی سگ‌ها و شغال‌ها خانه‌های شما را می‌زنند چه شرری بر قلبت می‌نشیند. اما یادت باشد که تو چشم و چراغ این خانه‌ای.
     
    دعای من پشت سر توست. قلبم به قدردانی از تو می‌تپد. محکم بمان تا محکم بمانم تا روز پیروزی.✌️
     
    Preview

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما