به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس ،
در سالهای اخیر، رسانه صرفاً یک ابزار اطلاعرسانی نبوده؛ بلکه به بازیگری فعال در مهندسی ذهن، بازتعریف مفاهیم و جابهجایی خطوط قرمز افکار عمومی تبدیل شده است. یکی از خطرناکترین نمونهها، تلاش شبکه های معاند و از جمله اینترنشنال برای عادیسازی ایده تجزیه ایران است؛ پروژهای که نه بهصورت صریح، بلکه خزنده، تدریجی و در پوشش بحثهای بهظاهر آکادمیک، تاریخی یا مقایسهای دنبال میشود.
به عنوان نمونه، مجری شبکه اینترنشنال با آگاهی از این واقعیت بدیهی که اکثریت قاطع ایرانیان – فارغ از گرایش سیاسی – خواهان ایران یکپارچه هستند، تلاش میکند ایده تجزیه را نه بهعنوان یک تهدید، بلکه بهعنوان «یکی از گزینهها» وارد گفتوگو کند. شگرد اصلی در اینجا استفاده از قیاسهای نامرتبط است. مثالزدن از کشورهایی با تاریخ، جغرافیا و بافت اجتماعی کاملاً متفاوت و القای این گزاره که «تجزیه لزوماً فاجعه نیست».
این تکنیک رسانهای، دقیقاً همان نقطهای است که باید روی آن مکث کرد. مسئله تجزیه، ابتدا با خنثیسازی بار منفی واژه آغاز میشود. وقتی تجزیه نه بهعنوان پروژهای خطرناک، بلکه بهعنوان یک راهحل، حق یا انتخاب مطرح شود، ذهن مخاطب بهتدریج نسبت به پیامدهای واقعی آن بیحس میشود؛ پیامدهایی چون جنگ داخلی، پاکسازی قومی، فروپاشی امنیت، مداخله خارجی و تبدیل کشور به میدان رقابت نیابتی.ایران کشوری با تنوع قومی، زبانی و فرهنگی است؛ اما این تنوع، طی قرنها در چارچوب یک هویت تاریخی و تمدنی مشترک زیسته است.
هر پروژهای که این پیوستگی را نادیده بگیرد یا آن را «مسئله» معرفی کند، عملاً در حال بازتولید ادبیات پروژههای خارجی است. در همین نقطه است که مسیر رسانهای شبکه اینترنشنال با راهبردهای اعلامنشده اما شناختهشده اسرائیل همپوشانی پیدا میکند.
.png)
اسرائیل سالهاست در اسناد راهبردی، اتاقهای فکر و حتی تولیدات رسانهای خود، بر «بالکانیزهکردن» کشورهای منطقه تأکید دارد؛ یعنی تضعیف دولتهای بزرگ از طریق شکافهای قومی، مذهبی و هویتی. ایران، بهعنوان یک قدرت منطقهای، طبعاً یکی از اهداف اصلی این راهبرد است.رضا فانی یزدی، تحلیلگر سیاسی، پرده دیگری از این پروژه را کنار میزند. او صراحتاً تأکید میکند که ورود رضا پهلوی به زمین بازی اسرائیل، نه از سر باور به آینده سیاسی او، بلکه صرفاً استفاده ابزاری از یک نام برای اجرای یک پروژه ضدایرانی است.
در این چارچوب، رضا پهلوی نه یک آلترناتیو، بلکه یک ابزار مصرفی است؛ مهرهای برای محقق شدن پروژه تکه تکه کردن ایران.یکی از نکات مهم در عادی سازی پروژه تجزیه توسط شبکه اینترنشنال، سانسور هزینههای تجزیه است. در این میان هیچ اشارهای به تجربه کشورهای منطقه نمیشود؛ به عراق، سوریه، لیبی یا سودان. هیچ سخنی از میلیونها آواره، دهها هزار کشته، نابودی زیرساختها و دههها بیثباتی نیست. این سکوت، اتفاقی نیست؛ بخشی از همان پروژه عادیسازی است.

با وجود همه این تلاشها، یک واقعیت اساسی وجود دارد و آن اینکه، ایده تجزیه در جامعه ایران خریدار ندارد. حتی منتقدان جدی حاکمیت نیز در بزنگاههای حساس، بر تمامیت ارضی ایران خط قرمز میکشند. همین واقعیت است که مجریان و تحلیلگران این شبکه را وادار میکند به مهندسی نرم، طرح غیرمستقیم و بازی با واژهها پناه ببرند.
در مجموع باید گفت، عادیسازی تجزیهطلبی توسط شبکه اینترنشنال، خطرناکترین شکل عملیات رسانهای است؛ چون پیش از آنکه خاک را تکهتکه کند، ذهنها را مهندسی میکند. بنابراین آنچه در شبکه اینترنشنال جریان دارد، یک خطای تحلیلی یا لغزش رسانهای نیست، بلکه بخشی از یک دستورکار ضدایراتی است.




