به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس
زندگی خصوصی محمدرضا پهلوی، آخرین شاه ایران، همواره مورد توجه مورخان و پژوهشگران بوده است. او در طول ۶۳ سال زندگی خود، سه ازدواج رسمی انجام داد که هر یک در مقطع خاصی از تاریخ معاصر ایران رخ داد و بازتابهای سیاسی و اجتماعی گستردهای داشت.
در کنار این ازدواجهای رسمی، خاطرات نزدیکان، اسناد به جای مانده از ساواک و یادداشتهای روزانه درباریان، از روابط دیگری خبر میدهند که در سایه و پشت درهای بسته دربار شکل میگرفت. این گزارش مروری است بر همسران رسمی و روایتهای موجود از روابط غیررسمی محمدرضا پهلوی!
فوزیه فواد (۱۳۱۷-۱۳۲۴ شمسی)
نخستین ازدواج محمدرضا پهلوی در ۲۴ اسفند ۱۳۱۷ (۱۵ مارس ۱۹۳۹) با فوزیه فواد، شاهدخت ۱۷ ساله مصر و دختر ملک فواد اول، انجام شد. این ازدواج که در قصر عابدین قاهره برگزار شد، بیش از آنکه یک پیوند عاشقانه باشد، یک ازدواج سیاسی بود. رضاشاه با این وصلت به دنبال تحکیم روابط ایران با کشورهای عربی و ایجاد تعادل در برابر نفوذ بریتانیا در منطقه بود.
حاصل این ازدواج یک دختر به نام شهناز (زاده ۱۳۱۹) بود. اما این پیوند چندان دوام نیاورد. اختلافات فرهنگی، روحیات متفاوت و دخالتهای خواهر شاه، اشرف پهلوی، زندگی را برای فوزیه دشوار کرده بود. او سرانجام در سال ۱۳۲۴ مصر را به مقصد ایران ترک کرد و طلاق رسمی آنها در سال ۱۳۲۷ در ایران ثبت شد. فوزیه بعدها با سرهنگ اسماعیل شیرین، از افسران ارتش مصر، ازدواج کرد.
ثریا اسفندیاری (۱۳۲۹-۱۳۳۶ شمسی)
پس از جدایی از فوزیه، محمدرضا در جستجوی همسری جدید بود. این بار خواهرش شمس، او را به ثریا اسفندیاری ۱۸ ساله معرفی کرد. ثریا از پدری بختیاری و مادری آلمانی در اصفهان به دنیا آمده بود و در آلمان، سوئیس و انگلستان تحصیل کرده بود.
ازدواج آنها در ۲۳ بهمن ۱۳۲۹ (۱۲ فوریه ۱۹۵۱) در تهران برگزار شد. برخلاف ازدواج اول، این بار عشق عمیقی میان شاه و ثریا شکل گرفت. اما سایه سنگین مسئله جانشینی بر این زندگی سایه افکنده بود. ناتوانی ثریا در باردار شدن و تولد فرزند پسر، به تدریج به بحرانی جدی تبدیل شد.
پس از هفت سال زندگی مشترک و تلاشهای پزشکی فراوان، سرانجام در سال ۱۳۳۶ شاه او را طلاق داد. این جدایی با صدور بیانیهای رسمی از سوی دربار اعلام شد و ثریا ایران را ترک کرد. او هرگز ازدواج نکرد و تا پایان عمر در اروپا زندگی کرد.
فرح دیبا (۱۳۳۸-۱۳۵۷ شمسی)
سومین و آخرین همسر رسمی شاه، فرح دیبا ۲۱ ساله بود که در آن زمان در پاریس مشغول تحصیل در رشته معماری بود. فرح توسط شهناز پهلوی (دختر شاه) و اردشیر زاهدی (داماد شاه) به محمدرضا معرفی شد.
عقد آنها در ۳۰ آبان ۱۳۳۸ (۲۱ نوامبر ۱۹۵۹) در تهران جاری شد. این ازدواج که تا پایان عمر شاه ادامه یافت، از دو جهت اهمیت داشت: نخست اینکه فرح توانست برای شاه فرزند پسر به دنیا آورد و مسئله جانشینی را حل کند و دوم اینکه او نقش پررنگتری در امور فرهنگی و اجتماعی نسبت به دو همسر قبلی ایفا کرد.
فرح صاحب چهار فرزند شد: رضا، فرحناز، علیرضا و لیلا. او تا پایان عمر پهلوی در ایران ماند و پس از انقلاب اسلامی همراه شاه ایران را ترک کرد.
روابط غیررسمی؛ روایتهای پشت پرده
در کنار این سه ازدواج رسمی، منابع تاریخی متعددی از روابط غیررسمی محمدرضا پهلوی با زنان دیگر خبر دادهاند. این روابط که عمدتاً در خاطرات نزدیکان و اسناد ساواک منعکس شده، ماهیتی پنهان داشت و با واسطهگری اطرافیان، به ویژه خواهرانش، شکل میگرفت.
مریم وطنخواه (مریم کاکس)
یکی از مهمترین و جدیترین این روابط، ارتباط شاه با مریم وطنخواه بود. او دختری با پدری ایرانی و مادری فرانسوی بود که در اوایل دهه ۱۳۳۰ با شاه آشنا شد. این رابطه که پیش از ازدواج با ثریا شکل گرفت، به تولد دختری به نام «زهرا» انجامید. این موضوع برای سالها از چشمها پنهان ماند و بعدها در خاطرات برخی نزدیکان به آن اشاره شد.
پروین غفاری
رابطه شاه با پروین غفاری، هنرپیشه سینما، در اوایل دهه ۱۳۳۰ و پس از جدایی از فوزیه و پیش از ازدواج با ثریا، به یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات آن دوره تبدیل شد. بر اساس خاطرات منتشر شده پروین غفاری، این رابطه به بارداری او انجامید و به دستور شاه، جنین سقط شد. او بعدها خاطرات خود را در این باره منتشر کرد.
گیلدا (دختر سرلشکر آزاد)
در اواخر دهه ۱۳۴۰ و اوایل ۱۳۵۰، رابطه شاه با دختر یکی از نظامیان به نام گیلدا، چنان جدی شد که شایعه قصد شاه برای طلاق فرح را به همراه داشت. این رابطه با دخالت اطرافیان و در شرایطی بحثبرانگیز با مرگ مشکوک گیلدا در سال ۱۳۵۳ پایان یافت.
نقش خواهران؛ اشرف و شمس
ارتشبد حسین فردوست، دوست صمیمی و همکلاس قدیمی شاه، در خاطرات خود به صراحت به نقش اشرف و شمس در این زمینه اشاره کرده است. به نوشته فردوست، خواهران شاه نهتنها از این روابط اطلاع داشتند، بلکه در بسیاری موارد نقش واسطه و تأمینکننده را ایفا میکردند.
فردوست در این باره مینویسد: «اشرف و شمس برای شاه زن پیدا میکردند و گاهی او را به منزل زنانی که از قبل انتخاب کرده بودند، میبردند.»
یادداشتهای اسدالله علم
اسدالله علم، وزیر دربار و یکی از نزدیکترین افراد به شاه، نیز در یادداشتهای روزانه خود بارها به این موضوع پرداخته است. او که خود در برخی موارد واسطه این ملاقاتها بود، با ذکر جزئیات از تلاشهایش برای فراهم کردن مقدمات چنین دیدارهایی یاد میکند.
تعداد دقیق روابط غیررسمی محمدرضا پهلوی هرگز به طور قطع مشخص نخواهد شد، زیرا ماهیت پنهان این ارتباطات و عدم ثبت رسمی آنها، هرگونه آمار دقیقی را ناممکن میسازد. آنچه منابع تاریخی بر آن تأکید دارند، الگوی رفتاری و ساختاری است که در بالاترین سطح حکومت شکل گرفته بود.
این دوگانگی میان تصویر رسمی شاه به عنوان «پدر ملت» و «آریامهر» و واقعیت زندگی خصوصی او، به تدریج به یکی از عوامل افول مشروعیت رژیم پهلوی تبدیل شد. انباشت این نارضایتیهای پنهان، ناشی از دیدن تضاد میان شعار و عمل حاکمیت، در نهایت به افزایش نفرت عمومی از رژیم و پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ انجامید.



