به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس
«فرشته روحافزا»، استاد دانشگاه، پژوهشگر مطالعات زن و خانواده و دکترای الکترونیک از دانشگاه منچستر انگلستان، از اهمیت توجه به مسئله فراغت نوجوانان در جهت آگاهسازی و مصونیت آنان از این فرصت یا تهدید میگوید.
.png)
مسئله پر کردن اوقات فراغت نوجوانان جدی است!
متأسفانه اوقات فراغت فرزندانمان بهصورت خیلی حسابشده برنامهریزی نمیشود. بعضی خانوادهها برنامه منظمی ندارند و وزارت ورزش نیز برنامه مدونی برای همه اقشار ارائه نمیدهد. ورزشهای موجود مانند فوتبال یا برخی دیگر عمدتاً در سطح قهرمانی متمرکز است و برای فعالیتهای عمومی و تفریحی برنامه مشخصی وجود ندارد.
شهرداریها نیز معمولاً فعالیتهایی با جنبه صرفاً تفننی و نه تربیتی برای کودکان و نوجوانان ارائه میدهند. برخی خانوادهها آگاه و مراقب هستند و فرزندشان را بهخوبی هدایت میکنند، اما برخی دیگر کمتوجهی میکنند و با تصور اینکه مکانهایی مانند کافیشاپها و امثال آن امن است! نوجوان تحتتأثیر افرادی قرار میگیرد که ممکن است با نیت حسابشده یا غیر حسابشده عمل کنند.
.png)
تأثیر مشکلات اقتصادی بر فضای خانواده
در کنار این موارد، اکنون با مشکلات اقتصادی نیز روبرو هستیم. مردم و خود ما پدر و مادرها تحتفشار زیادی قرار داریم. وقتی هر روز شاهد افزایش قیمتها هستیم، با ناراحتی در خانه از گرانی تخممرغ، گوشت و... صحبت میکنیم. بچه ها نیز همان اطلاعات را دریافت میکنند. نوجوان چهارده-پانزدهساله یا جوان هجده-بیستساله، اساساً توانایی تشخیص و تفکیک این مسائل را ندارد. در نتیجه، احساس میکند شکستخورده است و تصور میکند کشوری که در آن زندگی میکند، عقبافتاده است.

خلأ در برنامهریزی اوقات فراغت و تأثیر فضای نامناسب خانواده
بهجای رفتوآمد خانوادگی با خاله، دایی، عمو و عمه، فرزندانمان به دلیل فشار اقتصادی و محدودیتهایی مانند ناتوانی در برگزاری مهمانی، در فضای مجازی با افراد ناامن ارتباط میگیرند و وقت خود را سپری میکنند.
تأثیر چشم و همچشمی و فشارهای کاذب بر فرزندان
در گذشته، بچهها در محیطهای امن زندگی میکردند؛ اما امروزه به دلیل چشموهمچشمی (مثلاً درباره مبلمان خانه) یا فشار برای کسب امتیاز تحصیلی، خانوادهها خود و فرزندشان را تحتفشار شدید قرار میدهند. این فشارها واقعی و ریشهدار است. وقتی نوجوان نتواند به آن اهداف برسد، دلسرد و دلزده میشود و به فضای مجازی پناه میبرد، جایی که متحمل ضربه میشود.

کمبود فضاهای تفریحی-آموزشی و روشهای آموزشی جذاب
ضروری است دادهها را برای فرزندانمان تحلیل کنیم و توضیح دهیم که اطلاعات دریافتشده از فضای مجازی اغلب میتواند آلوده و مسموم باشد؛ همانطور که وقتی هوا آلوده است ترجیح میدهیم از خانه خارج نشوند، ذهن و افکار انسانها نیز در این فضای آکنده از ادعاهای غیرواقعی، فریب و دروغ میتواند آسیب ببیند. اطلاعاتی که فرزندان ما دریافت میکنند، لزوماً از منابع مطمئن و امن نیست. البته بخشی از این کاستیها به مسئولان نیز بازمیگردد که چنین فضاهای ایمن و مناسب را بهطور کافی فراهم نمیکنند.
ما در مقایسه با سطح جهانی در این زمینه عقب هستیم. بهعنوان مثال، من شخصاً در خارج از کشور تحصیل کردهام و دیدهام که مثلاً موزههای زمینشناسی ایجاد میکنند و افراد میتوانند در آن لایههای زمین را ببینند، مواد مذاب را مشاهده کنند یا حتی اثرات زلزلهای با بزرگی هفت ریشتر را تجربه کنند.
ما متأسفانه چنین فضاهای تفریحی-علمی را برای فرزندان خود بهطور گسترده ایجاد نکردهایم. شاید گفته شود که یک یا چند نمونه داریم، اما لازم است چنین امکاناتی در همه شهرها و نقاط کشور فراهم شود. همچنین بهعنوانمثال، کتابخانههای سیاری که کتاب را به دربخانه کودکان بیاورند؛ در خارج، کودکان دبستانی درس خود را با داستان شروع میکنند و تا پایه دوم و سوم دبستان با کتابهای داستان روانخوانی را یاد میگیرند. ما آن روشهای آموزشی جذاب و برنامههای فراغت تحصیلی مناسب را نداریم. در نتیجه، خلأ زیادی برای فرزندانمان وجود دارد. از سوی دیگر، ناراحتیهای زندگی خود را نیز بدون توجه به سن و سالشان در مقابل آنها بیان میکنیم و از آن جا که فضای مجازی نیز محیطی مسموم است، وقتی فرزندانمان را در آن رها میکنیم، آسیب میبینند.

مسئولیت خانواده در مصونسازی فرزندان و ایجاد نشاط سالم
خانواده موظف است با ایجاد زره فکری و روحی، فرزندان را در مقابل این آسیبها مقاوم کند و با ایجاد نشاط سالم و برنامهریزی متناسب با سطح درآمد، جایگزین مناسبی برای تفریحات ناسالم ارائه دهد.
متأسفانه در مواردی مثل ماجرای اخیر میبینیم به نوجوانان و جوانان گفته میشود در ساعت مشخصی به خیابان بیایند و با شعار و هیجان جمعی وقت بگذرانند و این کار یک شور و هیجانی هر چند کاذب برای کسی ایجاد میکند که فاقد بینش صحیح و محتوای تفریحی مناسب است.
تأثیر مخرب مقایسههای ناعادلانه در فضای مجازی
فضای مجازی با نمایش زندگی افراطی و ثروت نمایشی (مانند هدایای چندمیلیاردی)، ذهن جوانانی را که حتی از خریدهای ساده محروماند، دچار یأس و سرخوردگی از خانواده و جامعه میکند.
به طور مثال من در فضای مجازی دیدم یکی میگوید پدر این آقا برای تولدش فلان چیز را خریده؛ مثلاً این ماشین چندمیلیاردی فلان مدل را خریده! حالا این را بگذارید کنار بچهای که والدین بهراحتی نمیتوانند حتی برایش یک جفت کفش بخرند، بدون شک وقتی آن را میبیند، از پدر و مادرش و از جامعهاش زده میشود.اینها مدیریت صحیح نیاز دارد.

مسلح کردن ذهن نسل جوان به ابزار نقد و انتخاب آگاهانه
نظام آموزشی و پرورشی باید به گونهای مدیریت و بازسازی شود که بر پرورش بینش و تفکر انتقادی به اندازه آموزش محتوا و علوم پایه تأکید کند.
متأسفانه در حال حاضر، تمرکز اصلی بر روی انتقال اطلاعات فنی و تخصصی مانند فیزیک و ... است، بدون آنکه کاربرد عملی و پیوند این دانش ها با مسائل واقعی زندگی و جامعه به درستی نشان داده شود. این امر باعث میشود دانشآموزان و دانشجویان انگیزه و درک عمیقی از آنچه میآموزند پیدا نکنند.
نکته اساسی دیگر، فرهنگ پرسشگری است. محیطهای آموزشی ما باید به فضایی امن برای پرسش و گفتوگو تبدیل شوند. هیچ عیبی ندارد اگر دانشآموز یا دانشجویی سؤالی بنیادین حتی در حوزه باورهای دینی مطرح کند. وظیفه نظام آموزشی و اساتید آگاه، پاسخدادن به این پرسشها با استدلال است. بسیاری از دانشمندان و اندیشمندان بزرگ نیز از مسیر پرسشهای پیدرپی و شکهای سازنده به یقینهای مستدل رسیدهاند.
در نهایت، مدیریت دانش در جامعه باید به سمتی حرکت کند که به جای منع و هشدار یکطرفه، توانایی تحلیل، نقد و انتخاب آگاهانه را در افراد تقویت کند. تنها در این صورت است که میتوان در مقابل جریانهای اطلاعاتی غیرموثق و مسموم مصونیت فکری ایجاد کرد.

اعتماد به استعداد جوانان و لزوم فراهمآوری بستر رشد
ما با وجود همه محدودیتها (مانند محصولات تراریخته، آلودگی هوا و...) در جایگاه چهارم جهان قرار داریم، درحالیکه بسیاری از کشورها با امکانات کامل چنین جایگاهی ندارند و به باور من، اگر تحریمها، جنگها، موانع علمی و محدودیتها نبود، قطعاً به رتبه اول دست مییافتیم.
من مطمئنم در شرایط عادی، ما اول دنیا بودیم. جوانان ما سرمایههای فعال کشورند؛ آیا رواست که وقت و استعداد آنها را هدر دهیم و بگذاریم فردی مانند ترامپ – که شخصیتی بیسواد، بیعرضه و قمارباز است – برای آینده فرزندان ما تصمیم بگیرد؟ این موضوع باید برای ما بسیار هشداردهنده باشد



