به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»
هر سال برنامهٔ راهپیمایی ۲۲ بهمن را از چند روز قبل میریزیم که کجا برویم و چطور و چه ساعتی. لحظهشماری میکنیم برایش. مثل عید غدیر و نیمهٔ شعبان. امسال اما زودتر از همیشه میرویم که خلوتی خیابان را هم ببینیم و رفتهرفته شلوغ شدنش را؛ اما زهی خیال باطل...خیلیها قبل از ما آمدهاند. خیلیها قبل از ما ایستادهاند به تماشای مسیر ۴۷سالهای که «مظلوم اما مقتدر» طی کردهاند و به اینجای عالم رسیدهاند. درست جایی که خداوند قرار است برگ جدیدی از تاریخ را رو کند...
تهدید صهیونیستها و براندازها باز هم مردم را نترساند
ساعت هنوز ۹ و نیم نشده که از یکی از خیابانهای منتهی به خیابان آزادی، وارد خیل جمعیت میشویم. بر خلاف بسیاری تجمعات دیگر، امروز چند خانم و چند آقا با فاصله از مسیر راهپیمایی ایستادهاند برای بازرسی. با خوشرویی کیفهایمان را میگردند و با دوقلوها خوش و بش میکنند.یاد توییتهای حسابهای صهیونیست و برانداز میافتم که دیشب خواندم؛ «هر کس در راهپیمایی ۲۲ بهمن شرکت کند، خونش گردن خودش است.»، «خبر موثق دارم که حکومت قراره تو راهپیمایی بمب بذاره و بندازه گردن سلطنتطلبا.». به جمعیت که میرسیم بچهها با دیدن پرچمهای سهرنگ وطن، آه از نهادشان بلند میشود «آخ! پرچمها رو تو ماشین بابایی جا گذاشتیم.» پدرشان صبح رفته سفر و بچهها چشمشان دنبال پرچمهایی است که با پدر رفته!با قول اینکه اگر پرچم دیدیم برایشان بخرم، لب و لوچهٔ آویزانشان را جمع میکنند و راه میافتیم بین مردمی که آمدهاند چهل و هفتمین تولد انقلاب اسلامی عزیزشان را دور هم جشن بگیرند، البته با یاد ۲۴۲۷ عزیز شهیدی که همین ماه پیش خونشان به ناحق ریخت.
ما عاشقان پرچم سهرنگ، با نشان «الله» وسطش
میان جمعیت عاشقان ایران، عدهای علیه آمریکا، اسرائیل و منافقان شعار میدهند، عدهای با سرودها و ذکرهایی که به گوششان میرسد اشک میریزند، عدهای ایستادهاند به عکس یادگاری گرفتن و خاطره ثبت کردن از یک «راهپیمایی ۲۲ بهمن» دیگر که براندازان و اربابانشان میگفتند قرار نیست ببینیمش!همه چیز زیبا و خوشایند است. اما ناگهان یاد دیروز میافتم که اینستاگرام، حساب عجیبی را برای فالو پیشنهاد داد. از همکلاسیهای دورهٔ کارشناسیام بود. سالها با جمعی از بچههای همدوره به صورت گروهی وبلاگی داشتیم که غروبهای جمعه به یاد حضرت صاحبالزمان (عج) مشق میکردیم. او اما از آنهایی بود که پستهای آدینهایاش را با دعا برای سلامتی رهبر عزیز انقلاب تمام میکرد. حالا در اینستاگرام عکس پروفایلش را میدیدم در کنار پرچم سلطنتطلبان!مگر میشود فتنههای آخرالزمان، تاریخ را هم از ذهن آدمیزاد پاک کند؟ تاریخ پهلوی که گاهی در جمع دانشجوییمان دربارهاش بحث میکردیم و معتقد بودیم چیزی جز رنج و عقبماندگی و توسریخوردن از اجنبی برای ایرانمان نداشته است...دلم را برمیگردانم میان عاشقان پرچم سهرنگ با نشان «الله» وسطش، و برای عاقبت بهخیری همهٔ کسانی که میشناسم و نمیشناسم دعا میکنم...
مرگ بر «بَعلِ» جنایتکاران جزیرهٔ اپستین!
ساعت هنوز ۱۱ نشده که دوقلوها را به مادربزرگشان میسپارم تا بروند خانه. میخواهم مسیر بیشتری را طی کنم تا ببینم آیا جمعیت در نزدیکی میدان آزادی تا این حد متراکم شده یا در طول مسیر هم وضعیت همین طور است.مشتاقم تا قبل از ساعت ۱۱:۳۳ دقیقه که قرار است بچههای مؤسسهٔ مصاف ایرانیان، آبلیسک و بت «بَعل» را به آتش بکشند، خودم را به آنجا برسانم. همان مؤسسهای که چند روز پیش اتحادیه اروپا آن را تحریم کرد! و همان بُتی که جنایتکاران جزیرهٔ اپستین، کودکان بیگناه را به خاطرش قربانی میکردند و میکشتند و میخوردند.تا ایستگاه حبیبالله پیاده میروم. جمعیت آنقدر متراکم است که ترافیک انسانی نمیگذارد با سرعت عادی قدم بردارم. برای آنکه به موقع به میدان انقلاب برسم، وارد مترو میشوم.حساب ترافیک انسانی داخل ایستگاه مترو تا خیابان را نکرده بودم که وقتی در میان انبوه جمعیت و شعارهای انقلابیشان وارد خیابان میشوم، دود غلیظ ناشی از سوختن نمادهای آبلیسک و بت منحوس بعل را از ضلع جنوب غربی میدان میبینم.زیر لب میگویم «الله اکبر... أَتَدْعُونَ بَعْلًا وَ تَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخَالِقِینَ؟ [آیا بت بعل را میخوانید و بهترین آفریدگان را رها میکنید؟] الله اکبر...»
تولدت مبارک جانِ دلِ ایران
ساعت از ۱۲ ظهر گذشته که عزمم را جزم میکنم تا خودم را به خبرگزاری برسانم. میان خیل جمعیتی که به سمت میدان آزادی حرکت میکنند، قطرهای ناچیزم که در جهت مخالف راه میروم. و چه سخت است حرکت در خلاف عزم و ارادهٔ ملتی که ۴۷ سال ایستادهاند و خون دادهاند و هنوز در میدان میتازند.پیر و کودک، با ویلچر و کالکسه، پرچم در دست و سربند «یا خامنهای» بر پیشانی با عکس شهیدانی که در تمام این ۴۷ سال تقدیم کردهاند؛ از سردار نظامی تا دانشمند هستهای، از کودک قربانی ترور تا پیرمردی که در دفاع مقدس ۸ ساله جان شیرینش را در راه ایران داده است.. همه آمدهاند تا پشت کشور و نظامشان دربیایند، در مقابل وطنفروشان خائنی که از اجنبی میخواهند به کشورشان حملهٔ نظامی کند!و حالا ساعت از ۱۳ گذشته که هنوز صدای مردم مقاوم تهران از میدان فردوسی، حدود ۹ کیلومتر آنطرفتر از میدان آزادی، در تحریریهٔ خبرگزاری فارس میپیچد... مردمی که دلشان نمیآید جشن تولد ۴۷سالگی جمهوری اسلامی عزیزشان را به این زودی تمام کنند و به خانه بروند...



