به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ،
۱۲۲ روز از برقراری آتشبس در نوار غزه در تاریخ ۱۱ اکتبر ۲۰۲۵ گذشته است، اما اوضاع اقتصادی و انسانی هنوز به حالت عادی بازنگشته است. خبرگزاری فارس با احمد ابو قمر، کارشناس اقتصادی از شهر غزه گفتوگویی انجام داده تا وضعیت زندگی و تجارت پس از جنگ را بررسی کند.
ابو قمر گفت: خانوارهای غزه به دلیل کمبود کالا، افزایش قیمتها و احتکار بخش زیادی از درآمد و کمکهای خود را از دست دادهاند.
به اعتقاد وی، بحران نقدینگی در نوار غزه باعث شده پول نقد خود به یک وسیله استثمار اقتصادی تبدیل شود.
این کارشناس فلسطینی همچنین گفت بدون یک طرح جامع و محلی برای بازسازی که به هویت و مالکیت محلهها احترام بگذارد، بازسازی موفق نخواهد بود.
فارس: آقای ابو قمر، لطفاً درباره وضعیت تجارت و واردات کالا به غزه توضیح دهید. آیا شرایط فعلی تغییرات قابل توجهی پس از آتشبس داشته است؟
ابو قمر: آنچه امروز درباره ورود کالا به غزه اعمال میشود، دیگر تنها یک فرآیند مدیریت گذرگاهها یا تنظیم واردات کالا نیست. این یک سیاست اقتصادی قسرآمیز و برنامهریزیشده است که هدفش بازتولید کنترل اسرائیل از طریق بازار است و نه صرفاً اقدامات نظامی.
به عبارت دیگر، مسأله از یک مدیریت تجاری ساده فراتر رفته و به یک احتکار آشکار تبدیل شده که چهار شرکت اسرائیلی مسیر، مقدار و قیمت کالاها را کاملاً کنترل میکنند. نتیجه عملی این است که تصمیمگیری اقتصادی فلسطینیان مصادره شده و بازار غزه تبدیل به یک بخش تابع و الحاقی به اقتصاد اسرائیل شده است.
فارس: ابزارهای این سلطه اقتصادی اسرائیل بر غزه چگونه عمل میکند؟
ابو قمر: یکی از خطرناکترین ابزارها چیزی است که اسرائیل به آن «امور هماهنگی» میگوید. این نوعی هزینه مالی سنگین تحمیلی بر کامیونهای وارداتی به شکل مالیات است که از ۳۰۰ هزار تا ۹۰۰ هزار شِکل برای هر کامیون متغیر است.
این مبالغ سرسامآور نه توسط تاجر پرداخت میشود بلکه مستقیماً به مصرفکننده نهایی منتقل میشود و باعث افزایش شدید قیمتها میشود. این در حالی است که مردم غزه پیش از این هم در شرایط زندگی بسیار دشوار و زیر خط کفایت روزانه زندگی میکردند.
بر اساس تحقیقات موسسه مطالعات فلسطین، خانوارهای غزه در طول جنگ یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار هزینه کردند، اما ارزش واقعی این هزینه تنها ۶۰۴.۸ میلیون دلار بوده است. به عبارتی، حدود یک میلیارد و ۲۱۰ میلیون دلار از قدرت خرید واقعی مردم از بین رفته است، یعنی دو سوم آنچه خرج کردند به کالا و خدمات واقعی تبدیل نشده و به جیب کسانی رفته که بازار را کنترل میکردند.
حتی کمکهای نقدی بینالمللی یا حوالههای خانوادهها از خارج، به دلیل همین سیاستهای استثماری و احتکاری، فقط حدود یک سوم ارزش واقعی خود را داشتند.
اسرائیل یک میلیارد دلار از محل واردات غزه به جیب زده
فارس: میزان واردات کالا با توافقات رسمی آتشبس چگونه تطبیق دارد؟
ابو قمر: بر اساس توافقات اعلامشده قرار بود روزانه حدود ۶۰۰ کامیون وارد غزه شود. اما در عمل اسرائیل در بهترین حالت تنها حدود یکسوم این تعداد را اجازه ورود میدهد. عمده این کامیونها کالاهای تجاری حمل میکنند و سهم کمکهای انسانی بسیار محدود است.
نکته مهم دیگر این است که نوع کالاها با نیاز واقعی مردم همخوانی ندارد. بازار با کالاهای کمارزش اشباع شده و همزمان ورود مواد اولیه، مواد خام و تجهیزات تولیدی که میتوانند چرخه اقتصادی را فعال کنند، محدود یا ممنوع است.
فارس: این شرایط چه اثراتی بر اقتصاد غزه داشته است؟
ابو قمر: طی این سیاستها، خانوادههای غزه در دو سال جنگ بیش از یک میلیارد دلار صرف خرید کالا و تأمین نیازهای روزمره خود کردهاند. این مبلغ شامل افزایش قیمتها، احتکار، محدودیت در واردات کالا و هزینههای تحمیلی اضافی است که عملاً از قدرت خرید مردم کاسته و به جیب گروههای محدودی که بازار را کنترل میکردند، رفته است.
میتوان گفت این یک غارت سازمانیافته تحت پوشش تجارت بوده است و بازار به عنوان ابزاری برای فشار و مجازات جمعیت غزه استفاده شده است، زیرا کنترل جریان کالا و قیمتها باعث شده مردم مجبور باشند پول بیشتری خرج کنند و بخش زیادی از درآمد و کمکهایشان ارزش واقعی خود را از دست بدهد.
۹۵ درصد جمعیت غزه به کمکهای خارجی وابستهاند
فارس: وضعیت بازار و کیفیت کالاها چگونه است؟
ابو قمر: امروز بازار غزه با یک هرج و مرج بیسابقه در واردات کالا روبهروست. بسیاری از کالاها بدون کارت شناسایی، بدون کشور سازنده و بدون تاریخ تولید و انقضا وارد بازار میشوند. این شرایط خرید روزانه را به یک ریسک واقعی تبدیل کرده و مصرفکنندگان را در معرض خطرات جدی سلامتی قرار میدهد.
همچنین این آشفتگی، باعث شده فساد و تقلب تجاری در کالاهای اساسی و حساس مانند گوشت، مواد منجمد و روغن زیتون افزایش یابد. نکته تلخ این است که روغن زیتون، که باید نماد امنیت غذایی باشد، اکنون به منبع تهدید برای سلامت مردم تبدیل شده است.
فارس: وضعیت اقتصاد خانوادهها و بازار کار چگونه است؟
ابو قمر: پس از شروع جنگ، اقتصاد غزه دیگر تنها یک مجموعه آمار و ارقام در گزارشها نیست، بلکه به بار روزمرهای سنگین و ملموس بر زندگی مردم تبدیل شده است. جنگ نه تنها ساختمانها را تخریب کرد، بلکه هسته اصلی زندگی اقتصادی را هدف گرفت و اکثر مردم منابع درآمد خود را از دست دادند.
در حال حاضر حدود ۹۵ درصد جمعیت به کمکهای خارجی وابستهاند، در حالی که قبل از جنگ این میزان حدود ۵۵ درصد بود. این نشاندهنده سقوط کامل توانایی تولید و کار است. کمکها هرچقدر هم زیاد باشند، نمیتوانند جایگزین اقتصاد واقعی شوند و با گذر زمان، به یک شریان شکننده تبدیل میشوند که ممکن است در هر لحظه قطع یا سیاسی شود، همانطور که طی ماههای گذشته دیدهایم.
فارس: بازار کار و مشارکت اقتصادی مردم چگونه است؟
ابو قمر: بازار کار تقریباً فلج شده و نرخ بیکاری به حدود ۸۰ درصد رسیده است. همچنین نرخ مشارکت در نیروی کار فعال به شدت کاهش یافته است؛ این یعنی هزاران نفر از غزهایها دیگر دنبال کار نمیروند و اقتصاد داخلی تقریباً متوقف شده است.
فارس: ارزش پول و اعتماد مردم به سیستم بانکی چه وضعیتی دارد؟
ابو قمر: پایه و اساس هر ارز، اعتماد و پذیرش عمومی است. این اعتماد در طول جنگ و پس از آن فرو ریخته است. مردم اعتماد خود را نه تنها به اسکناس، بلکه به کل سیستم نقدی و بانکی از دست دادهاند. حتی اسکناسهای قدیمی و برخی پولها مانند ده شِکل به تدریج از نظر مردم قابل اعتماد نیستند. برای بازگرداندن این اعتماد، تنها اقدامات جدی و شفاف بانک مرکزی و بانکها میتواند مؤثر باشد. تلاشهای محدود وزارت اقتصاد یا کمیتهها به تنهایی کافی نیست.
فارس: جنگ اخیر بر هزینههای خانوار و قدرت خرید مردم غزه چه تاثیری داشته است؟
ابو قمر: از آغاز جنگ در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، خانوارهای غزه وارد یکی از سختترین و پیچیدهترین مراحل اقتصادی تاریخ خود شدند. افزایش هزینهها ناشی از بهتر شدن وضعیت زندگی یا درآمد نبود، بلکه به دلیل احتکار، کمبود کالا، افزایش قیمتها و فشار بر نقدینگی رخ داد.
خانوادهها برای تأمین حداقل نیازهای خود مجبور شدند از پسانداز یا کمکهای نقدی موقت استفاده کنند که ارزش واقعی آنها در بازار کمتر از مبلغ اسمی بود.
سیاست محدود کردن ورود کالا و کنترل شدید اسرائیل بر نوع و مقدار کالا باعث شد عرضه و تقاضا از تعادل طبیعی خارج شود و فرصت برای سودجویی و احتکار فراهم شود.
علاوه بر این، بحران نقدینگی باعث شد مردم برای دریافت پول خود از بانکها مجبور به پرداخت کارمزدهای سنگین ۱۵ تا ۵۵ درصدی شوند؛ چیزی که در غزه به آن «تکییش» میگویند. این یعنی بخش زیادی از درآمد یا کمکها پیش از رسیدن به دست خانوادهها صرف هزینههای اضافی میشود.
همچنین، تجارت اسکناس هم به شکل تحریف شده درآمده بود: پول آسیبدیده یا فرسوده با قیمت کمتر فروخته میشد و سکههای خرد با قیمت بالاتر، به گونهای که پول خودش تبدیل به کالای قابل خرید و فروش شد.
افزایش هزینههای خانوار، توزیع مجدد درآمد به نفع گروههای احتکاری و کاهش قدرت خرید مردم را به همراه داشت. این شرایط، یک تغییر ساختاری و بلندمدت در اقتصاد غزه ایجاد کرده و اثرات آن بر امنیت غذایی، ثبات اجتماعی و توان بازیابی جامعه تا مدتها ادامه خواهد داشت.
طرح بازسازی داماد ترامپ به درد خودش میخورد
فارس: با توجه به تخریب گسترده زیرساختها و ساختمانها در غزه، چه دیدگاهی درباره برنامهریزی برای بازسازی و عمران مجدد دارید؟ آیا طرحهای موجود مثل برنامههای کُشنر مناسب هستند؟
ابو قمر: واقعیت این است که بخش عمدهای از زیرساختها و امکانات زندگی در غزه شامل ساختمانها، جادهها، تأسیسات شهری، کشاورزی، صنعت و سایر امکانات اقتصادی و اجتماعی تخریب شده است. در حالی که برخی طرحهای شهری و عمرانی مجازی برای بازسازی ارائه شده، مانند آنچه در برنامه جرد کوشنر،داماد ترامپ آمده و یا طرحهای قبلی، مشاهده میشود که این طرحها غیرواقعی و ناسازگار با شرایط واقعی غزه هستند. این طرحها با مالکیتهای خصوصی، بافت شهری و اجتماعی، فرهنگ و هویت مردم و نحوه ارتباط اجتماعی آنها ناسازگار است.
به عبارت دیگر، این نوع برنامهریزیها شبیه یک طرح غریبه برای شهر، محله یا منطقه است و نمیتواند با ترکیب اصلی شهر و محله که شامل جادهها، ساختار عمران، مردم، خاطرات، فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی و سبک زندگی خاص هر منطقه است، تطبیق پیدا کند.
فارس: آیا این یعنی شما مردم غزه با توسعه و مدرنیته مخالف هستید؟
ابو قمر: نه، اصلاً اینطور نیست. توسعه و مدرنیته ذاتاً با حفظ خصوصیات و هویت اجتماعی منافات ندارد. ما در تاریخ تجربههای زیادی در این زمینه داریم. به عنوان مثال، پس از جنگ جهانی اول و دوم، سبک معماری جهانی به عنوان مدرنیته و تکرار مدلهای مکعبی ساختمانها و جادههای عمود بر هم رواج یافت. این سبک برای مدتی رایج شد، اما در نهایت توسط جوامع غربی که آن را ایجاد کرده بودند، کنار گذاشته شد. دلیلش این بود که این سبک تنها نیازهای مادی را برآورده میکرد، اما نیازهای فرهنگی، روحی و هویت اجتماعی مردم را تأمین نمیکرد.
بعد از آن، سبکهای جدیدی تحت عنوان معماری پسامدرن شکل گرفت که معماران و برنامهریزان در آن به ابعاد فرهنگی، هویتی و نیازهای مردم توجه بیشتری کردند و همزمان به نیازهای مادی، فرهنگی و روحی جامعه پاسخ دادند.
فارس: با این توضیحات، چرا هنوز برنامهریزی منطقهای رسمی برای بازسازی غزه توسط نهادهای فلسطینی انجام نشده است؟
ابو قمر: سؤال من دقیقاً همین است. چرا تاکنون هیچ نهاد فلسطینی یک طرح جامع و منطقهای برای هدایت بازسازی غزه ارائه نکرده است؟ بازسازی به این معنا نیست که همه چیز را دقیقاً مانند گذشته بازسازی کنیم، و نه این که همه چیز را نابود کرده و مدلهای جدید وارد کنیم به بهانه مدرنیته و توسعه.
یک طرح بازسازی جامع باید شامل چشمانداز و ضوابط مشخص برای بهبود شرایط موجود، حل مشکلات، و الگوبرداری از تجربیات جهانی در زمینه برنامهریزی و ساختوساز باشد، و در عین حال خصوصیت محلهها، شهرها و فرهنگ اجتماعی مردم غزه را حفظ کند.
فارس: پیشنهاد شما برای مسئولان و نهادهای مرتبط چیست؟
ابو قمر: از منظر تخصصی و به عنوان یک شهروند دغدغهمند، از تمام کسانی که مسئولیت و قدرت تصمیمگیری دارند، مخصوصاً وزیر حکومت محلی غزه میخواهم که یک طرح جامع منطقهای برای هدایت بازسازی غزه تدوین کنند. این طرح باید ضوابط مشخصی برای:
بهبود وضعیت مکانی، اجتماعی و اقتصادی،الگوبرداری از تجربیات جهانی، از جمله مفاهیم پایداری و بهبود محیط زیست، حفظ مالکیتهای خصوصی و احترام به حقوق مردم و محافظت از خصوصیات فرهنگی و هویتی مردم مناطق مختلف غزه داشته باشد.
وجود چنین طرحی، خلا مدیریتی و برنامهریزی را پر میکند و اجازه نمیدهد دیگران طرحهای غریب و ناهماهنگ را اعمال کنند. این طرح میتواند به عنوان یک چشمانداز محلی و ملی ارائه شود، به جای اینکه یک برنامه استعماری یا خارجی بر مردم تحمیل شود.
آیا بعد از این همه رنج و فشار مردم غزه، شایسته نیست که ما خودمان برای خودمان برنامهریزی کنیم؟
#غزه_اسرائیل



