به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از روزنامه ایران ،
ساعت ۷:۳۰ بعد از ظهر سهشنبه ۷ بهمن یکی از دوستان ملیکا ۲۴ ساله که طراح یک شرکت مواد غذایی معروف در میدان آرژانتین تهران بود، وحشت زده و هراسان با خانواده او تماس گرفت و گفت: «ملیکا الان با من تماس گرفت و گفت برای رفتن به خانه سوار یک پراید شده، اما رفتار راننده به نظرش مشکوک است.
او الان برایم مشخصات مسیرش را فرستاد تا من اینترنتی مسیر را نگاه کنم. من هم وقتی دیدم راننده از مسیر اصلی خارج شده با ملیکا تماس گرفتم، اما ناگهان صدای التماسهایش را شنیدم که میگفت به خاطر خدا با من کاری نداشته باش. گوشی تلفنم و هر چیزی که دارم را بردار ولی اجازه بده من پیاده شوم. بعد تلفن قطع و سپس خاموش شد. نگران ملیکا هستم و مطمئنم که برایش اتفاقی افتاده است.»
زمانی که دوست ملیکا این اطلاعات را در اختیار خانواده دختر ۲۴ ساله قرار داد، آنها بلافاصله با پلیس تماس گرفتند و درخواست کمک کردند. آن شب ملیکا به خانه برنگشت و خانوادهاش همه جا را جستوجو کردند، اما خبری نشد.
پرونده به سرعت در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت و با توجه به اینکه احتمال میرفت با پروندهای مشابه قتل الهه حسیننژاد به دست راننده مسافربر رو به رو باشند، تحقیقات تخصصی ادامه یافت.
بررسیها نشان میداد ملیکا آن روز حالش خوب نبوده و مثل هر روز منتظر پدرش نمانده تا به دنبالش بیاید؛ بنابراین از میدان آرژانتین که محل کارش بود، سوار مترو شد و به ایستگاه جوانمرد قصاب آمد. از آنجا درخواست خودروی اینترنتی داد، اما خودرویی برای مسیر او به خانهشان در قرچک ورامین پیدا نشد و مجبور شد که سوار خودروی عبوری شود و دیگر ناپدید شده است. تحقیقات ادامه داشت تا اینکه ۴۸ ساعت پس از اعلام ناپدید شدن ملیکا، مرد جوانی در حال عبور از کانال آبی در منطقه فشافویه متوجه جسد دختر جوانی شد و موضوع به پلیس اعلام شد. با حضور تیم بررسی صحنه در محل مشخص شد دختر جوان با ضربات چاقو به قتل رسیده و بررسی میدانی نشان میداد که جسد داخل کانال آب انداخته شده و آب جنازه را به آنجا منتقل کرده است.
دستگیری راننده پراید
جسد کشف شده به پزشکی قانونی منتقل شد و همزمان کارآگاهان اداره دهم از خانواده ملیکا خواستند که برای شناسایی جسد به پزشکی قانونی بروند. با مراجعه آنها به پزشکی قانونی و شناسایی هویت جسد، راز ناپدید شدن دختر جوان برملا شد.
کارآگاهان جنایی در ادامه تحقیقات به بازبینی دوربینهای مداربسته مسیری که احتمال میدادند راننده در آنجا تردد داشته پرداختند و درنهایت موفق شدند تصویر سوار شدن ملیکا به خودروی پراید سفید رنگ را بدست آورند. با بدست آمدن این تصویر، شماره پلاک خودرو بدست آمد و کارآگاهان جنایی ۱۳ روز پس از ناپدید شدن ملیکا موفق به دستگیری راننده شدند.
گفتوگو با متهم
رامین ۳۹ ساله، متهم اصلی این جنایت در حالی منکر قتل است که رد خون مقتول داخل خودرواش کشف شده است. گرچه او قصد داشته با خودزنی وانمود کند خونها متعلق به خودش است، اما بررسیها نشان از ارتکاب قتل به دست او دارد.
ملیکا را از قبل میشناختی؟
نه. به عنوان مسافر سوار خودرو شد.
چند دقیقه او منتظر خودرو بود؟
حدود ساعت ۶ و نیم عصر از مقابل مترو او را سوار کردم ۲ یا سه دقیقهای کنار خیابان منتظر خودرو بود که او را دیدم و او را سوار خودروام کردم.
چرا او را به قتل رساندی؟
من قاتل نیستم. او را سوار کردم و زمانی که متوجه شدم که موقعیت آنلاینش را برای دوستش فرستاده و شروع به داد و فریاد کرد، او را پیاده کردم.
چرا تغییر مسیر دادی؟
فکر میکردم میخواهد برود باقرشهر، به همین دلیل به سمت قمصر رفتم که او ترسید و داد و فریاد کرد.
شغلت چیست؟
در کار تبلیغات اینترنتی هستم.
متأهلی؟
سه فرزند دارم، اما با همسرم مشکل دارم و در حال متارکه هستیم.
تحصیلاتت چقدر است؟
دیپلم.
در این مدت کجا بودی؟
به کاشان رفتم و دوباره برگشتم تهران و در این مدت خانه دوستم در کهریزک بودم.
آثار خون داخل خودروات پیدا شده؟
برای خودم است. کاشان که رفتم حالم خوب نبود و تصمیم گرفتم خودکشی کنم و رگ دستم را زدم.
گفتوگو با خواهر ملیکا
آوا، خواهر ملیکا گفت: «همیشه پدرم به دنبال ملیکا میرفت و او را از مترو به خانه میآورد، اما آن روز ملیکا سرماخورده بود و حال خوبی نداشت. برای همین تصمیم گرفت زودتر به خانه برگردد و خودش آمد. خواهرم دانشجوی گرافیک بود و فقط دفاعش از پایان نامه در مقطع کارشناسی مانده بود تا درسش تمام شود.»
او ادامه داد: «ما خواهان اشد مجازات قاتل هستیم و از خون خواهرم نمیگذریم. دو روز قبل از اینکه ملیکا کشته شود، او را دیده بودم. باورم نمیشد که برایش چنین اتفاق تلخی رقم بخورد. هیچ کدام حال خوبی نداریم. پدر و مادرم بسیار پریشان و ناراحتند. ما فقط قصاص میخواهیم.»



