به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ،
یک حضور، چند پیام راهبردی
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ حضور همزمان رئیس ستاد کل نیروهای مسلح و وزیر امور خارجه در جلسه غیرعلنی مجلس شورای اسلامی را باید فراتر از یک گزارش دورهای یا پاسخ به پرسشهای نمایندگان ارزیابی کرد. این حضور، خود بخشی از صحنهآرایی سیاسی ـ امنیتی جمهوری اسلامی در مقطعی حساس است؛ مقطعی که آمریکا بار دیگر تلاش میکند با ترکیب «تهدید نظامی» و «دعوت به مذاکره»، معادلهای آشنا، اما شکستخورده را بازتولید کند.
افزایش تحرکات نظامی آمریکا در منطقه، همزمان با فعال شدن کانالهای دیپلماتیک، نه نشانه قدرت، بلکه علامت سردرگمی راهبردی واشنگتن است. در چنین شرایطی، تهران تصمیم گرفت پیام خود را نه بهصورت پراکنده، بلکه در قالب یک تصویر کامل و هماهنگ ارائه کند؛ تصویری که در آن، میدان و دیپلماسی در کنار هم دیده میشوند، نه در برابر هم.
میدان؛ ستون فقرات بازدارندگی
پیام بخش نظامی جلسه، صریح، دقیق و بدون بزرگنمایی بود. نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، بر اساس تجربههای میدانی سالهای اخیر، خود را صرفاً برای یک درگیری کلاسیک آماده نکردهاند، بلکه سناریوهای پیچیدهتر و ترکیبی دشمن را مبنا قرار دادهاند؛ از جنگ سایبری و شناختی گرفته تا عملیات روانی، تحریم و تهدید سخت.
تأکید بر افزایش توان دفاعی و آفندی، هم در بعد کمی و هم کیفی، نشان میدهد که راهبرد نظامی ایران صرفاً واکنشی نیست. عبورپذیری موشکها از سامانههای پدافندی چندلایه دشمن، تنها یک گزاره فنی نیست؛ بلکه پیامی سیاسی به اتاقهای فکر آمریکاست که سالها بر اسطوره «برتری مطلق نظامی» سرمایهگذاری کردهاند.
یادآوری شکست طراحیهای بلندمدت دشمن، بهویژه در درگیریهای محدود اخیر، نشان میدهد که پروژه مهار ایران نهتنها به هدف نرسیده، بلکه هزینههای آن بهطور فزایندهای افزایش یافته است. امروز، تهدید نظامی علیه ایران، بیش از آنکه ابزار فشار باشد، اعتراف به بنبست است.
دیپلماسی؛ ادامه تقابل با ابزار دیگر
در کنار پیام میدان، پیام دیپلماسی نیز با همان صراحت منتقل شد. مذاکره، اگر در دستور کار قرار دارد، نه از موضع ضعف و نه برای جلب رضایت طرف مقابل است. تجربه برجام، بهعنوان یک درس تاریخی، همچنان در حافظه سیاست خارجی کشور زنده است؛ تجربهای که نشان داد امتیاز دادن بدون تضمین، نه تحریم را رفع میکند و نه دشمنی را کاهش میدهد.
بر همین اساس، تأکید بر غیرمستقیم بودن مذاکرات، نشانه بیاعتمادی ساختاری به آمریکاست؛ بیاعتمادیای که نه حاصل بدبینی ایدئولوژیک، بلکه نتیجه رفتار عینی واشنگتن است. خطوط قرمز نیز بهروشنی ترسیم شدهاند: غنیسازی، توان موشکی و مؤلفههای اصلی قدرت ملی، موضوع چانهزنی نیستند.
در این چارچوب، مذاکره نه نقطه مقابل مقاومت، بلکه یکی از ابزارهای آن است. همانگونه که در میدان، فشار با فشار پاسخ داده میشود، در دیپلماسی نیز فشار با هوشمندی و صبر راهبردی مدیریت میشود.
قالیباف: حوزههای دیپلماسی و دفاعی دو روی یک سکه هستند
محمد باقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی پس از اتمام جلسه غیر علنی مجلس درباره این جلسه توضیح داد:از راس ساعت ۸:۱۵ صبح با حضور امیر موسوی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح و جناب آقای دکتر عراقچی وزیر امور خارجه در صحن مجلس شورای اسلامی جلسه غیرعلنی داشتیم و مسائل حوزه دیپلماسی و حوزه دفاعی را موردبررسی قرار دادیم.
وی افزود:جلسه خوب و مؤثری بود، همه بر این باور هستیم که دیپلماسی و دفاعی دو روی یک سکه هستند که امروز با هماهنگی و در اوج هوشمند و باتوجهبه فرامین و فرمایشات مقام معظم رهبری پیش میرود.
سید عباس عراقچی، وزیر امورخارجه در خصوص این جلسه گفت:در نشست غیر علنی صبح امروز مجلس توضیحاتی در خصوص مذاکرات جاری ایران و طرف آمریکایی ارائه کردم و نقطه نظرات نمایندگان مردم را نیز شنیدم.ارزیابی من این است که جلسه مفیدی بود.
آمریکا تلاش میکند با نزدیک کردن ناوهای جنگی و برجستهسازی گزینه نظامی، دست بالا را در مذاکرات بهدست آورد. اما تجربه نشان داده است که چنین رفتاری، نهتنها امتیازساز نیست، بلکه موقعیت آمریکا را تضعیف میکند. تهدید نظامی علیه کشوری که دههها در شرایط فشار و تحریم زیسته، نه عامل بازدارنده، بلکه عامل تشدید بیاعتمادی است.
پیام تهران روشن است: اگر گفتوگویی در کار باشد، در فضای احترام متقابل و بدون تهدید شکل میگیرد؛ و اگر گزینه نظامی روی میز باشد، پاسخ آن نیز از پیش روی میز قرار گرفته است. این دوگانهای است که واشنگتن هنوز حاضر نیست آن را بپذیرد.
میدان اصلی جنگ؛ داخل یا خارج کشور؟!
در کنار پیامهای خارجی، بخش مهمی از این حضور مشترک، ناظر به داخل کشور است. هشدار نسبت به دوقطبیسازی و خوراکدهی به رسانههای بیگانه، نشان میدهد که جبهه اصلی دشمن، صرفاً بیرون از مرزها تعریف نمیشود. تضعیف انسجام داخلی، بیاعتمادسازی و القای دوگانههای کاذب، مکمل فشار خارجی است.
تجربه نشان داده هرگاه جامعه دچار شکاف شده، دشمن جسورتر شده است؛ و هرگاه انسجام ملی تقویت شده، حتی شدیدترین فشارها نیز بیاثر ماندهاند. امروز، حفظ این انسجام، نه یک توصیه سیاسی، بلکه یک ضرورت امنیتی است.
آنچه در جلسه غیرعلنی مجلس رخ داد، جمعبندی یک دکترین روشن است. جمهوری اسلامی نه بهدنبال جنگ است و نه فریب لبخندهای دیپلماتیک را میخورد. سیاست رسمی کشور بر سه پایه استوار است: قدرت بازدارنده در میدان، صراحت و هوشمندی در دیپلماسی و انسجام در داخل.
این ترکیب، همان چیزی است که دشمن را دچار سوءمحاسبه کرده و خواهد کرد. اگر این پیام درست خوانده شود، میتواند مسیر آینده را کمهزینهتر کند؛ هرچند سابقه آمریکا نشان میدهد که معمولاً واقعیت را پس از پرداخت هزینههای سنگین درک میکند.




