به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس
تصویری که معمولاً در محدودههای تکراری و کلیشهای باقی میماند و از نشان دادن ژرفا، گوناگونی و توانمندی واقعی زندگی زنان بازمیماند.
این روایت تحمیلی، هویت زن را در فرمتی ازپیش طراحیشده محدود کرده و گاه آن را صرفاً به عنصری تزئینی یا مصرفی تقلیل میدهد. اما آیا این نقطه پایان مسیر است؟
باید گفت که چنین نیست. در مقابل این روایت مسلط و یکجانبه، حرکتی تدریجی اما نیرومند درحال شکلگیری است: اقدام زنان برای پسگرفتن روایت زندگی خود. این حرکت از این فهم سرچشمه میگیرد که هویت را نباید دیگری تعریف کند.
زنان بیش از پیش درک میکنند که برای آفرینش تصویری راستین و کامل از خود، باید خود قلم به دست گرفته و دوربین را هدایت کنند. آنان میکوشند با تولید محتوای خودنگاشت، روایت زندگی را از انحصار رسانههای متداول خارج سازند.
این بازگرداندن روایت، تنها به معنای دگرگونی در عکسها نیست، بلکه به معنای تحولی بنیادین در محتوا و ارزشهای انتقالیافته است.
در روایتهای خودآفرین، کامیابی یک زن لزوماً در مشهوریت یا دارایی خلاصه نمیشود، بلکه در مفهوم، تأثیر اجتماعی، پایداری و تحقق فردی معنا مییابد.
مادری که همزمان بنیانگذار یک کسبوکار است، دانشآموزی که در منطقهای کمبرخوردار به دیگران آموزش میدهد، یا هنرمندی که با اثرش محدودیتهای اجتماعی را میشکند، همگی قهرمانان روایتهای تازه هستند.
این روایتها تأکید دارند که ارزش زن نه در پیروی از الگوهای تحمیلی، که در اصالت، پایبندی و تأثیر منحصربهفرد او ریشه دارد.
بدیهی است که این گذار از جایگاه مصرفکننده به جایگاه آفریننده، با دشواریها و تناقضهای درونی همراه است.
گاهی حتی در سخنان زنان پیشگام نیز میتوان بازتاب همان کلیشههای دیرینه را مشاهده کرد؛ گویی سایه سنگین دههها بازنمایی نادرست، به آسانی محو نمیشود.
ممکن است زنی در ظاهر شعار «خودکارآمدی» سر دهد، اما در لایههای زیرین ذهنش هنوز معیارهای قدیمی زیبایی یا پیشرفت را مرجع قرار دهد.
این دوگانگی نشان از نبردی پیچیده در سطوح ناخودآگاه فردی و جمعی دارد، نبردی که خود بخشی از فرایند رهایی است.
پیروزی در این نبرد، نیازمند آگاهیبخشی و گسترش گفتوگوهای نو در عرصه عمومی است. برای استوارسازی روایتهای اصیل زنانه، به فضایی رسانهای نیاز داریم که به این صداها اجازه بروز دهد و آنها را فعالانه پشتیبانی کند.
رسانههای اصلی با مسئولیتی مهم روبهرو هستند تا حمایت از جلوه حقیقی زنان، به آینهای صادق از جامعه چندصدای ما تبدیل شوند. آنان میتوانند با نشان دادن نمونههای موفق متنوع، افقهای تازهای پیشروی جامعه بگشایند.
راه پسگرفتن روایت، تنها به دست زنان هموار نمیشود، بلکه همراهی همه جامعه را طلب میکند.
این راه، دعوتی است از بینندگانی هوشیار که تصاویر را بیچونوچرا نمیپذیرند و به روایتهای حاکم نگاهی منتقدانه دارند. با پرورش توانایی نقد رسانهای و پشتیبانی از پدیدآورندگان محتوای زنانه، میتوانیم بستری برای خلق روایتهایی فراهم کنیم که در آن، هر زنی این فرصت را داشته باشد که داستان خود را آنگونه که هست، بازگو کند. این، نه یک پایان، که سرآغاز شکلگیری تاریخچهای واقعیتر و انسانیتر است



