به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس
آیات ۱۴ تا ۲۱ سوره قصص ما را وارد مرحله تازهای از زندگی حضرت موسی(ع) میکند، مرحلهای که از «رشد فردی» عبور میکند و به «ورود به میدان مسئولیت اجتماعی» میرسد.
قرآن در آیه ۱۴ با تعبیری دقیق میفرماید که موسی به «اشدّ» و «استواء» رسید، یعنی هم از نظر جسمی و هم از نظر فکری به پختگی لازم دست یافت. این بلوغ، مقدمه دریافت حکمت و علم الهی است. نکته مهم اینجاست که این عطای الهی بیمقدمه نیست، قرآن تصریح میکند که این پاداش نیکوکاران است. از همان آغاز، رابطهای روشن میان تقوا، عمل صالح و دریافت بصیرت الهی ترسیم میشود.
شهر در غفلت، موسی در آزمون
آیه ۱۵ صحنهای پرتنش را تصویر میکند. موسی وارد شهری میشود که مردمش در غفلتاند، زمانی که نه هیاهوی قدرت هست و نه مراقبت حاکمان. در این خلأ نظارتی، نزاعی شکل گرفته است، یک نفر از بنیاسرائیل و دیگری از قبطیان، یعنی وابستگان به دستگاه فرعون.
موسی در برابر یک دوگانه سخت قرار میگیرد، سکوت در برابر ظلم یا دخالت برای دفاع از مظلوم. انتخاب او نشان میدهد که عدالت، مرز قومیت را درمینوردد. اما دخالت موسی به قتل ناخواسته مرد قبطی میانجامد، حادثهای که آغازگر فصل تازهای از زندگی اوست.
خطا، توبه و بازگشت به خدا
در آیه ۱۶، واکنش موسی به این رخداد بسیار معنادار است. او نه به توجیه عمل خود میپردازد و نه مسئولیت را به گردن شرایط میاندازد. بلافاصله خطا را میپذیرد و آن را وسوسهای از جانب شیطان میداند، نیرویی که همواره انسان را به درگیری و شتابزدگی میکشاند.

دعای موسی نشاندهنده عمق معرفت اوست، اعتراف به ظلم به نفس و طلب آمرزش. پاسخ الهی نیز فوری است، خداوند او را میبخشد. این آیات الگویی روشن از نسبت خطا و توبه در منطق قرآن ارائه میدهد؛ خطا پایان راه نیست، اصرار بر خطاست که انسان را ساقط میکند.
عهدی برای عدالتخواهی
آیه ۱۷ مرحلهای بالاتر را ترسیم میکند. موسی پس از بخشش الهی، تنها به آرامش درونی بسنده نمیکند، بلکه با خدا پیمان میبندد که هرگز پشتیبان مجرمان نباشد. این عهد، نشانه بلوغ اخلاقی است، تبدیل تجربه تلخ به تعهدی پایدار.
موسی درمییابد که حتی نیت خیر، اگر به بیدقتی و خشونت آلوده شود، میتواند پیامدهای سنگین داشته باشد. از اینرو، تصمیم میگیرد در مسیر عدالت، آگاهانهتر و مسئولانهتر گام بردارد.
تکرار بحران و آشکار شدن حقیقت
آیات ۱۸ و ۱۹ نشان میدهد که آزمون الهی تکرار میشود. موسی بار دیگر همان مرد بنیاسرائیلی را میبیند که اینبار خود آغازگر نزاع است. اینجا قرآن پرده از واقعیتی تلخ برمیدارد، مظلومنمایی همیشه نشانه حقطلبی نیست.

موسی قصد دارد میانجیگری کند، اما مرد بنیاسرائیلی با سخنی شتابزده، راز قتل دیروز را فاش میکند. این افشاگری، موسی را در معرض خطر جدی قرار میدهد و نشان میدهد که بیخردی یک فرد چگونه میتواند سرنوشت یک امت را به خطر اندازد.
هشدار پنهانی و تصمیم به هجرت
در آیه ۲۰، مردی از دوردست شهر با شتاب به موسی خبر میدهد که اشراف فرعون در پی کشتن او هستند. این هشدار، جلوهای از نصرت الهی در قالب انسانی گمنام است. نجات موسی نه با معجزهای آشکار، بلکه با آگاهیبخشی بهموقع رقم میخورد. قرآن بدینسان نشان میدهد که امداد الهی همیشه خارقالعاده نیست؛ گاه در قالب یک خبر صادقانه ظهور میکند.
خروج از شهر و آغاز مسیر جدید
آیه ۲۱ با صحنهای سرشار از معنا پایان مییابد. موسی در حالی که بیمناک و مراقب است، از شهر خارج میشود و دعایی کوتاه اما عمیق بر زبان میآورد، پروردگارا، مرا از قوم ستمگر نجات بده.
این خروج، صرفاً یک فرار نیست، هجرتی آگاهانه از فضای ظلم به سوی مسیری است که خدا برای او مقدر کرده است. از همینجا، زندگی موسی وارد مرحله رسالت میشود، مرحلهای که در آن تجربه، توبه، تعهد و هجرت، همگی در خدمت ساختن یک پیامبر الهی قرار میگیرند.



