سه شنبه 07 بهمن 1404 - Tue 27 Jan 2026
  • پست پرحاشیه شهرام جزایری در آغوش علی دایی

  • نوحه تنگه دلم برا حرم / جواد مقدم

  • عاملان حمله به منصوریان نقره داغ شدند

  • سردار معروفی معاون فرهنگی، اجتماعی و رسانه سپاه شد

  • قیمت گوشت قرمز امروز سه‌شنبه ۷ بهمن

  • ماجرای عددسازی اینترنشنال و پهلوی از کشته‌ها

  • وقتی خشونت اغتشاشگران اپوزیسیون را هم شوکه می‌کند +عکس و فیلم

  • پهلوی، ترامپ زیادی نخور! /فیلم

  • هشدار ایران به کشورهای عربی در صورت میزبانی حملات علیه خود+عکس

  • بارش باران و آبگرفتگی معابر در اهواز /عکس

  • وقتی یک زن اسرائیلی متوجه شد در اغتشاشات ایران کشته شده!

  • برای دفاع از خاک مقدس کشورمان آماده‌ایم

  • تغییر ساعت دیدار فولاد - پرسپولیس

  • دروغ حضور حشدالشعبی و حزب‌الله در اغتشاشات ایران از کجا آمد؟ +عکس و فیلم

  • کرببلا زائریم / مهدی رسولی

  • شهیدکلانتری ؛ بزرگمرد عرصه عمران و سازندگی+ تصاویر

  • شاخص کل بورس چرا ناگهان ترمز برید؟ +نمودار

  • افزایش سوخت‌وساز بدن با نوشیدن آب

  • مردم ایران پهلوی را می‌خواهند!/ سند: اکانت‌های جعلی اسرائیلی +جزئیات

  • قیمت دلار امروز دوشنبه ۶ بهمن

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 417420
    تاریخ انتشار: 01/بهمن/1404 - 21:01

    از شهید و جلاد تا خادم و خائن

    دشمن تلاش می‌کند مامور پلیس، بسیجی و مدافع امنیت را ضد مردم و تخریبگر معرفی کند اما آشوبگرانی که هزاران میلیارد تومان به اموال عمومی و شخصی مردم آسیب زدند به عنوان نجاتگر و حامی مردم نام برده می‌شوند.

    از شهید و جلاد تا خادم و خائن

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ،

    عباس شمسعلی طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت:
     
    یکی از اضلاع مهم حوادث تروریستی اخیر که در بسیاری از صحنه‌ها می‌توان آن را فراتر از اغتشاش دانست، حساب ویژه طراحان این فتنه در اتاق‌های فکر آمریکایی و صهیونی بر روی ایجاد خطای ادراکی مردم یا اختلال در فهم و برداشت صحیح آنها از واقعیت‌های پیش چشم بود.
     
    این ضلع مهم از نقشه دشمن در ماجرای اخیر البته ریشه در سال‌ها برنامه‌ریزی، هزینه و ممارست آنها در جنگ نرم علیه کشورمان دارد؛ جنگ نرمی که اکنون عیان‌تر از همیشه می‌توان آن را مکمل جنگ سخت نظامی یا جنگ و آشوب ویرانگر نظیر آنچه در روزهای گذشته در کشورمان شاهد آن بودیم دانست.
     
    سال‌هاست که دشمن با استفاده از ابزارها و شیوه‌های نوین رسانه‌ای، شبکه‌های ماهواره‌ای متعدد فارسی‌زبان، شبکه‌های اجتماعی کاملاً در اختیار خود، سینما و... در حجمی وسیع، برای به دست گرفتن ذهن و روح مردم و به‌خصوص جوانان و نوجوانان ما تلاش می‌کند. این پروژه علاوه ‌بر عرصه فرهنگ، در حوزه بازتعریف باورهای مذهبی، سیاسی، اجتماعی، ملی، آرمانی و... افراد جامعه به شدت فعال بوده و هست.
     
    نمونه‌ها و مصادیق عینی و موردی تلاش دشمن برای اثرگذاری بر ذهن‌ها و تسخیر ادراک مردم و جوانان و نوجوانان زیاد است اما اگر بر همین اغتشاشات و حوادث تروریستی اخیر متمرکز شویم می‌توانیم طمع و تلاش دشمن برای برداشت ثمرات سال‌ها هزینه و استمرار جنگ ادراکی خود و ارسال پارازیت‌های مفهومی و معرفتی بر روی جامعه هدف یعنی عموم مردم و به ویژه نوجوانان و جوانان کشورمان را حداقل در دو بخش مشاهده کنیم.
     
    نخست بهره‌برداری از این ابزار برای به میدان کشاندن افراد به عرصه به ظاهر اعتراض اما در واقع اغتشاش و رسیدن به جنگ میدانی و اقدامات تروریستی هدفمند بود. گذشته از مزدوران میدانی و اجیر شده و وطن فروشی که از مدت‌ها قبل برای اقدامات خشن و جنایت در کف خیابان آموزش دیده و تجهیز، مسلح، هسته‌بندی و تطمیع شده بودند، تلاش دشمن این بود که با برخی وارونه‌سازی‌ها، تحریفات و اخبار غلط یا تحریک احساسات با هجمه هدفمند در شبکه‌های اجتماعی و ماهواره‌ای و... مردم و جوانان تحت تاثیر قرار گرفته را نیز به خیابان بکشاند تا صحنه را برای اجرای نقشه شوم مزدوران از قبل آماده شده بیشتر و بهتر مهیا کند.
     
    مسئله‌ای که هم در اعترافات بسیاری از دستگیرشدگان بعضاً خارج از هسته‌های اصلی اغتشاش به عنوان افتادن در دام فریب رسانه‌ای و القائات دشمن مطرح می‌شود و هم اینکه با روشن‌تر شدن اصل ماجرا پس از مدت کوتاهی مردم و جوانانی که با فریب دشمن و با خیال اعتراض صرف وارد خیابان شده بودند متوجه رودستی که خوردند شدند و صحنه را ترک کردند.
     
    اما گام دوم و هدف بعدی دشمن برای بهره‌برداری از جنگ ادراکی و شناختی و تحریف واقعیت در اغتشاشات اخیر، به روایت‌های حین و پس از اغتشاشات بر می‌گردد. وقتی هسته‌های دستگیر شده در آشوب‌ها به هدف‌گذاری طراحان این آشوب برای کشته‌سازی به هر قیمت اعتراف می‌کنند و از سوی دیگر دستگاه‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای دشمن شروع به پمپاژ پرحجم خبرهای غیر واقعی و روایات غلط از تعداد کشته‌ها و نحوه جان باختن آنها می‌کنند، کاملاً متوجه این تقسیم کار شوم می‌شویم. آشوبگران در خیابان مردم را با چوب و قمه و اسلحه بکشند، رسانه‌های مزدور هم این خون‌ها را به گردن نظام بیاندازند. در این بین برخی افراد که ذهن و روح و فکر خود را در اختیار این رسانه‌های شبه تروریست گذاشته‌اند در این بمباران دروغ و تحریف دیگر امکان فهم حقیقت را نخواهند داشت.
     
    خوشبختانه بخش زیادی از مردم و جوانان ما متوجه این بازی دشمن هستند و سیل خروشان حضور مردمی در دفاع از نظام و رهبری و حمایت از مدافعان امنیت در ۲۲ دی ماه نمونه‌ای از این مردم بصیر و آگاه بود. با این حال نمی‌توان وجود افرادی در جامعه که اسیر جنگ روایت‌ها و تحریفات رسانه‌ای و تبلیغی دشمن شده‌اند نادیده گرفت.
     
    سال‌ها قبل رهبر انقلاب تعبیر دقیق و هشدار به جایی بیان فرمودند که هرچند اصل آن به ماجرای جنایات منافقین در دهه ۶۰ برمی‌گشت اما می‌توان به خوبی آن را با شرایط امروز کشور تطبیق داد.
     
    ایشان چهاردهم خرداد سال ۱۳۹۶ در مراسم سالگرد رحلت امام خمینی(ره) فرمودند: «من توصیه می‌کنم به کسانی که اهل فکرند، اهل تأمّلند و راجع به دهه‌ ۶۰ قضاوت می‌کنند، جای شهید و جلّاد عوض نشود! در دهه‌ ۶۰، ملّت ایران مظلوم واقع شد؛ تروریست‌ها و منافقین و پشتیبان‌های آنها و قدرت‌هایی که آنها را به وجود آورده بودند و دائماً در آنها می‌دمیدند، به ملّت ایران جفا کردند، بدی کردند؛ ملّت ایران در موضع دفاع قرار گرفت، امّا دفاع کرد و پیروز شد و بحمدالله آن توطئه‌های آنها را خنثی کرد.... جوان‌های ما ایستادند، امام بزرگوار با آن چهره‌ نورانی، با آن قلب خداباور، با آن عزم راسخ ایستاد و بر همه‌ این مشکلات فائق آمد.»
     
    وقتی سخن از تلاش دشمن برای عوض کردن جای شهید و جلاد به میان می‌آید؛ این تلاش را نه تنها این روزها کاملاً در رسانه‌ها و در بیان سردمداران دشمن مشاهده می‌کنیم، بلکه تلاش برای عوض کردن جای خادم و خائن نیز به آن اضافه شده است.
     
    با این تفاسیر دشمن تلاش می‌کند ذهن افراد جامعه را دچار بدبینی و کج‌فهمی کند. در این چارچوب و این تله فکری به مخاطب جامعه هدف این‌طور القا می‌شود که به عنوان مثال؛ شهید «حسین بابری» معلم دلسوز و جهادی مناطق محروم مرودشت که با کمترین حقوق دریافتی و از پایین‌ترین طبقات جامعه به لحاظ مالی وقتی از حضور آشوبگران احساس خطر می‌کند و با لباس بسیجی برای دفاع از انقلاب و مردم وارد میدان می‌شود تا سهمش از سفره انقلاب تیری در پهلو و بازو (که او را به آسمان برد) شود، ضد مردم و باعث مشکلات کشور معرفی می‌شود اما آن تروریست‌های مواجب‌بگیر دشمن که بر جسم این معلم شهید و خدمتگزار فرزندان مناطق محروم یا ملینا،آنیلا و بهار، کودکان خردسال شهید این روزها بی‌رحمانه شلیک کردند دلسوز مردم!
     
    در این تله ادراکی به مخاطب چنین القا می‌شود که ماموران پلیسی که در یک صحنه همه تلاش خود را برای انتقال خودرو شخصی مردم از کنار آتش اغتشاشگران به خرج دادند دشمن مردم هستند، اما آن آشوبگرانی که صدها خودرو و مغازه و زندگی مردم را به آتش کشیدند قصد خدمت به مردم را دارند.
     
    در این تلاش تحریفی است که بسیجی شهید سیدحسن حسینی در حالی که با دست خالی برای تبیین و روشنگری و صحبت با مردم معترض و جدا کردن آنها از آشوبگران در کف میدان تلاش می‌کند و ناجوانمردانه با دشنه اغتشاشگران در مقابل مسجدی در تهران به شهادت می‌رسد خشن، بی‌منطق و دشمن مردم معرفی می‌شود اما این آشوبگران ویرانگر که به جان مردم افتاده بودند؛ نگران و دلسوز مردم و اهل اعتراض مدنی جا زده می‌شوند.
     
    در این تله فکری مرگ‌های بی‌ربط یا طبیعی افراد در خلال فتنه سال ۱۴۰۱ به گردن نظام انداخته می‌شود اما سخنی از سوزاندن دو بسیجی در مسجد، سر بریدن پلیس و آتش زدن مدافعان امنیت و کشتن بی‌رحمانه رهگذران توسط آشوبگران در فتنه اخیر به میان نمی‌آید.
     
    در این تحریف آشکار است که بسیجی‌های جهادگری که در سیل، زلزله،کرونا و اردوهای جهادی تا پای جان برای خدمت به مردم در میدان حاضر می‌شوند؛ ضد مردم و تخریبگر معرفی می‌شوند اما آشوبگرانی که در دو روز هزاران میلیارد تومان به اموال عمومی و شخصی مردم آسیب زدند به عنوان نجاتگر و حامی مردم نام برده می‌شوند.
     
    در این تشویش عامدانه فکری است که دفاع مشروع پلیس از مردم و خود در برابر آشوبگران مسلح توسط ترامپ به عنوان سرکوب و کشتن مردم جا زده می‌شود که در کشور او احساس هرچند اشتباه پلیس درخصوص تهدید افراد مجوز شلیک و کشتن بدون بازخواست است. در واقع در آمریکا معمولاً افراد به علت تهدید پلیس محاکمه نمی‌شوند چون در لحظه به گلوله بسته می‌شوند و کار به دادگاه کشیده نمی‌شود.
     
    در این تلاش مذبوحانه تحریفی است که شهید حاج قاسم سلیمانی که با همه وجود سال‌ها سایه جنگ را هزاران کیلومتر دورتر از مرزهای کشور نگه داشته بود به گونه‌ای دیگر روایت می‌شود، اما در طنزی تلخ کسانی که بیش از هزار ایرانی را در جنگ ۱۲ روزه به خاک و خون کشیدند پیام حمایت و دلسوزی به مردم می‌دهند.
     
    در این جنگ شناختی و ادراکی است که مجریان شبکه صهیونی که خنده‌های آنها از کشتار مردم ایران در جنگ ۱۲ روزه هنوز در ذهن‌ها باقی است، نگران مردم ایران می‌شوند.
     
    این عرصه میدان مهمی است که باید با آسیب‌شناسی دقیق رسانه‌ای، از صداوسیما تا دیگر رسانه‌ها و از عملکرد تبیینی آموزش وپرورش و آموزش عالی تا حوزه‌های مختلف فرهنگی و... مورد کنکاش و آسیب‌شناسی قرار گیرد تا با جبران کم‌کاری‌ها راه نفوذ به دشمن بسته شود.
     
    و صدالبته خود مردم و جوانان هم می‌توانند با مشاهده صحنه‌ای که روشن است و تجربه‌های گرانبها و البته پرهزینه و با احترام بیشتر به خود راه نفوذ دشمن به فکر و روح خود در جنگ ادراکی را ببندند.

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما