به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان؛
آیتالله سید محمدرضا مدرسی یزدی عضو فقهای شورای نگهبان در سخنانی، توطئههای اخیر دشمن در ایجاد آشوب و اغتشاش در کشور را محکوم کرد.
متن سخنان آیتالله مدرسی یزدی عضو فقهای شورای نگهبان به شرح زیر است:
توطئههای جبههٔ استکبار برای مقابلهٔ تمامعیار با جمهوری اسلامی
جبههٔ استکبار به سردمداری آمریکا و کارگردانی رژیم پلید و خبیث صهیونی تمام توانشان را برای مقابله با اسلام، تشیّع، نظام ولایت فقیه و جمهوری اسلامی به کار گرفته و برنامههای فوقالعاده و طولانیمدّت با هزینههای سرسامآور برای این مقابله طرّاحی کرده و تدارک دیدهاند:
«لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَةَ مِنْ قَبْلُ وَ قَلَّبُوا لَکَ الْأُمُورَ...»؛ [۱]درحقیقت پیش از این [نیز]در صدد فتنهجویى برآمدند و کارها را بر تو وارونه ساختند.
این توطئهها در طول تاریخ سابقه دارد و فراوان هم بوده و دشمنان هرچه بتوانند آن را تشدید میکنند، امّا همانگونه که خداوند متعال در گذشته آنها را مأیوس کرد و نتوانستند کاری انجام دهند:
«. حَتَّى جاءَ الْحَقُّ وَ ظَهَرَ أَمْرُ اللهِ وَ هُمْ کارِهُونَ»؛ [۲]... تا اینکه حقّ آمد و امر خدا آشکار شد، درحالىکه آنان ناخشنود بودند.
در آینده نیز به لطف خداوند متعال و برکت اولیایش مأیوس خواهند شد و کاری از پیش نخواهند برد.
وظیفهٔ همگان در شناخت توطئههای دشمن، حفظ انسجام داخلی و تجهیز قوا
ولی ما هم وظیفه داریم و باید آگاهانه مشکلات زمانه و توطئههای دشمنان خارجی و مزدوران داخلی را بشناسیم، انسجام داخلی را حفظ کنیم و در مقابله با آنها تا توان داریم تجهیز قوا کنیم.
دشمنان از آن طرف دنیا با دست پلیدشان در این طرف دنیا شروع به تشدید توطئهها و طرحهای خود کردند تا این ملّت را در تنگنا قرار دهند و در این شرایط حسّاس جرقّهای ایجاد کنند و به گمان خود در این جرقّه آتشی بیفروزند و نظام و کشور جمهوری اسلامی را در این آتش بسوزانند. امّا بحمداللّه موفّق نشدند و نخواهند شد، انشاءاللّه.
ظهور بینقاب دشمن در توطئههای اخیر
مردم بحمداللّه پای کارند و سیل جمعیّت در شهرها و استانها حضور پیدا میکنند و از این نانجیبها متنفّرند و از الطاف و نعمتهای الهی این است که دشمن در این زمان، بینقاب ظهور پیدا کرده است؛ چون قبلاً دلسوزان جامعه که دارای اندیشههای ژرف و واقعبین بودند، بهویژه مقام معظّم رهبری که خداوند سایهشان را مستدام بدارد و قبل از ایشان مرحوم امام، هرچه دراینباره تذکّر میدادند، عدّهای بودند که هرچند عنادی نداشتند، امّا بههرحال نمیفهمیدند؛ چراکه هر عاقلی لبّ معنا را نمیفهمد و هر بینندهای بصیرت ندارد:
وَ مَا کُلُّ ذِی قَلْبٍ بِلَبِیبٍ وَ لَا کُلُّ ذِی سَمْعٍ بِسَمِیعٍ وَ لَا کُلُّ ذِی نَاظِرِ عَیْنٍ بِبَصِیرٍ؛ [۳]نه هرکه دلى دارد، بخردى داننده است و نه هرکه گوشى دارد، نیک شنونده است، و نه هرکه دیدهاى دارد، بیننده است؛ و این مسئله در سراسر کشور ازجمله در میان برخی سیاستمداران و حتّی نادراً در بین بعضی حوزویان بود، ولی امروزه اینقدر دشمن هتّاک، بیحیا و مغرور شده است که تقریباً هیچ پردهای را باقی نگذاشته و همه را کنار زده است و این لطف خداست که مردم دشمن را بشناسند.
بزرگترین آفت یک ملّت: نشناختن دشمن
بزرگترین آفت و مصیبت یک ملّت آن است که دشمن را از دوست باز نشناسد، ولی اگر دشمن را شناخت، آنها که در قلبشان مرض نیست و ناخواسته و از روی نادانی وظایف خود را انجام نمیدادند، دیگر وظیفهٔ خود را تشخیص و انجام میدهند.
در روایت است که رسول خدا (ص) فرمودند: من از مشرک بر شما نمیترسم؛ زیرا خداوند بهخاطر شرکش او را منکوب میکند، امّا از منافق بر شما میترسم؛ بهویژه اگر زبانآور باشد. [۴]کافران و مشرکان وقتی دیدند با کفر نمیتوانند در برابر اسلام بجنگند، تلاش کردند عدّهای منافق را به استخدام خود بگیرند و بهوسیلهٔ آنان اهداف خود را پیش ببرند، بدینجهت پولها خرج کردند و برنامه ریزیها و توطئهها انجام دادند.
امنیّت مدّنظر دشمن در راستای جنایت، چپاول و غارتگری
ولی با این پردهبرداری که امروزه اتّفاق افتاده و آن خبیث رسماً اعلام کرده: من از اغتشاشگران صددرصد حمایت میکنم! و آن دیگری از اتحادیهٔ اروپا گفته: آشوب در ایران، امنیّت برای ماست! دیگر دست دشمن برای همه رو شده است.
این سخن آنها خیلی معنا دارد و نشان میدهد این خبیثها اساساً وجود ایران را در توهّم باطلشان ضدّ امنیّت خود میدانند؛ البته امنیّت برای چپاول، غارتگری و به بردگی کشیدن ملّتها! وگرنه اسلام که طرفدار عدالت است و میخواهد عدالت در همهٔ عالَم جریان پیدا کند:
«لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ»؛ [۵]برای اینکه مردم به عدالت برخیزند.
«إِنَّ اللهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ»؛ [۶]خدا به عدل و احسان فرمان مىدهد.
خداوند امر به معروف میکند؛ یعنی آنچه شناختهشده است و فطرت انسان آن را میپذیرد. امّا دشمنان، امنیّتی را میخواهند که ضدّ عدالت و انسانیّت است. ازاینجهت آشوب و اغتشاش در ایران را امنیّت خود میدانند.
آنها نهتنها به هیچیک از معیارهای الهی، بلکه به معیارهای انسان سالم پایبند نیستند. جلوی چشمان آنها دهها هزار انسان در بدترین شرایط، در سرما و گرما، در گرسنگی و تشنگی، زیر بمبارانها و با انواع بیماریها به سر میبرند و آنها پیوسته به عاملان این جنایتها کمک میکنند یا در جنایت آنها مشارکت عملی دارند.
آری، آنها امنیّت جنایت میخواهند! امنیّت چپاول و غارتگری میخواهند! چنانکه دزدها امنیّت خود را در اغتشاش میان مردم و انسانهای سالم میبینند. اینان دشمن هستند و بحمداللّه خودشان چهرهٔ خود را نشان دادهاند.
لزوم شناسایی و برخورد با منافقان
ولی درعینِحال بدانیم همانگونه که خداوند متعال به پیامبر (ص) فرمود:
«وَ مِمَّنْ حَوْلَکُمْ مِنَ الْأَعْرابِ مُنافِقُونَ وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدینَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفاقِ»؛ [۷]و برخى از بادیهنشینانى که پیرامون شما هستند، منافقاند و از ساکنان مدینه [نیز عدّهاى]بر نفاق خو گرفتهاند.
اطراف ما هم منافق وجود دارد و از خود مدینهٔ پیامبر (ص) و خود مدینهٔ مقدّسهٔ قم با آنهمه انسانهای پاک نیز عدّهای هستند که در نفاق شدید و خبیث هستند. ازاینرو مردم تا جایی که ممکن است، باید آنها را شناسایی و در جامعه معرّفی کنند و از آنان تبرّی بجویند. همانگونه که درمورد خود رژیم صهیونی پیشنهاد تحریم داده میشود و توسّط انسانهای سالم هم تحریم میشود، منافقان نشاندار هم باید تحریم شوند و نباید بتوانند در جامعه بدون واکنش مناسب جامعه حضور داشته باشند. مسئولان هم باید حواسشان جمع باشد.
محارب بودن آشوبگران مسلّح
اصل قضیّه آن است که این افراد مسلّح، مصداق بارز «محارب» هستند:
«لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذینَ فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدینَةِ لَنُغْرِیَنَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لا یُجاوِرُونَکَ فیها إِلَّا قَلیلاً مَلْعُونینَ أَیْنَما ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتیلاً»؛ [۸]اگر منافقان و کسانى که در دلهایشان مرضى است و شایعهافکنان در مدینه [از کارشان]باز نایستند، تو را سخت بر آنان مسلّط مىکنیم تا جز [مدّتى]اندک در همسایگى تو نپایند. از رحمت خدا دور گردیده و هرجا یافت شوند، گرفته و سخت کشته خواهند شد.
مَنْ شَهَرَ السِّلَاحَ لِإِخَافَةِ النَّاسِ فَهُوَ مُحَارِبٌ؛ [۹]کسی که برای ترساندن مردم سلاح بکشد، محارب است.
این فتوای فقیهان است و کسی در آن اختلاف نکرده است. [۱۰]خداوند متعال دربارهٔ افراد محارب میفرماید:
«الَّذینَ یُحارِبُونَ اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَساداً»؛ [۱۱]کسانى که با خدا و پیامبر او مىجنگند و در زمین به فساد مىکوشند.
آنها دیگر چه باید بکنند تا مصداق محارب باشند؟! اینها از واضحترین مصادیق محارب هستند، بدینجهت باید با قدرت و شدّت با آنان رفتار شود.
حمایت رسانهای دشمن نباید موجب انفعال و ترک وظایف شود
بله، معلوم است که دشمن این افراد تجهیزشده را به میدان میفرستد و ازلحاظ رسانهای از آنها حمایت میکند. این مسئله را همهٔ ما میفهمیم، ولی آیا صرف اینکه دشمن از لحاظ رسانهای از آنان حمایت میکند، کافی است که ما وظایف خود را درست انجام ندهیم؟!
بله، تا آنجا که میتوانیم باید با تبلیغات و روشهای رسانهای دشمن مبارزه کنیم، ولی هیچ لزومی ندارد که در برابر این ترفند دشمن منفعل باشیم. وقتی دشمن کار دیگری نمیتواند بکند، با این بهانهها خودش یا افراد نفوذی یا افراد سادهلوح پیوسته تلقین میکنند که باید با روش نرم با اینها مقابله شود. البتّه درست است که باید عالم به زمان بود:
الْعَالِمُ بِزَمَانِهِ لَا تَهْجُمُ عَلَیْهِ اللَّوَابِسُ؛ [۱۲]کسیکه عالم به زمانش باشد، چیزهایی که موجب خبط و خطاست، به او هجوم نمیآورد.
باید شرایط و خصوصیّات زمان را درک کرد و تا ممکن است دشمن را خلع سلاح رسانهای کرد، امّا نباید منفعل بود و سادگی کرد.
مماشات با دشمن هرگز پیروزی به ارمغان نیاورده است
میگویند: اگر اینترنت کنترل شود، کسب مردم آسیب میبیند! آیا اکنون کسب مردم آسیب ندید؟! پس چرا چنین کردند؟! این فروشگاهها، درمانگاهها، خودروهای شخصی و عمومی که آسیب دید، اموال مردم نبود؟! خونهای پاک این عزیزانی که به شهادت رسیدند، آیا نباید در محاسبه بیاید؟! اگر کسی مطلبی را گفته و مقصود باطلی داشته، وقتی میفهمد باطل است، باید از آن دست بردارد و اگر مقصودش درست بوده، باید درستش را عمل کند.
متأسّفانه یک مطلب تلقینی دشمن در ذهن بعضی دستاندرکاران جا افتاده که اگر بدون ملاک صحیح از احکام اسلامی رفع ید کردند و با دشمن مماشات نمودند، به نفع آنهاست! یک نمونه نشان دهید که این مماشاتهای بیجا با دشمن پیروزی آورده باشد! بله، تغییر روشها و فریب دادن دشمن خوب است؛ زیرا:
الْحَرْبُ خُدْعَةٌ؛ [۱۳]جنگ، نیرنگ است.
امّا نباید مردم را فریب داد و از روی اعتقاد بعضی کارها را انجام داد.
امیدواریم خداوند متعال پیروزی نهایی را به برکت ولیّعصر (عج) برای اسلام و مسلمانان و جمهوری اسلامی رقم بزند و این خبیثهایی که در ماه حرام متعرّض جان و مال مردم شدند، آنهم به حمایت از بیگانگان خبیث نشاندار و معلومالعداوة با اسلام و قرآن، نابود فرماید و کسانی را که هنوز سادگی در آنها وجود دارد، بیدار گرداند و ما را هم به وظیفهٔ خود بیشتر آشنا بفرماید.
و السلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته
----------------------------------------------
[۱]. التوبة: ۴۸.
[۲]. همان.
[۳]. الکافی، ج۸، ص ۶۴؛ نهج البلاغة، خطبهٔ ۸۸، ص ۱۲۱.
[۴]. نهج البلاغة، نامهٔ ۲۷، ص ۳۸۵:
لَقَدْ قَالَ لِی رَسُولُ اللَّهِ (ص) إِنِّی لَا أَخَافُ عَلَى أُمَّتِی مُؤْمِناً وَ لَا مُشْرِکاً أَمَّا الْمُؤْمِنُ فَیَمْنَعُهُ اللَّهُ بِإِیمَانِهِ وَ أَمَّا الْمُشْرِکُ فَیَقْمَعُهُ اللَّهُ بِشِرْکِهِ وَ لَکِنِّی أَخَافُ عَلَیْکُمْ کُلَّ مُنَافِقِ الْجَنَانِ عَالِمِ اللِّسَانِ یَقُولُ مَا تَعْرِفُونَ وَ یَفْعَلُ مَا تُنْکِرُونَ؛
رسول خدا (ص) به من فرمودند: من بر امتّم نه از مؤمن هراسانم و نه از مشرک ترسان؛ چه مؤمن را خدا بهخاطر ایمانش از فساد باز مىدارد، و مشرک را بهخاطر شرکش از پاى در مىآورد. ولى بر شما از کسى مىترسمکه در دل منافق و در زبان داناست. او چیزى مىگوید که نیکو مىشمارید و کارى مىکند که ناپسند مىدارید.
[۵]. الحدید: ۲۵.
[۶]. النحل: ۹۰.
[۷]. التوبة: ۱۰۱.
[۸]. الأحزاب: ۶۰-۶۱.
[۹]. وسائل الشیعة، ج۲۸، ص ۳۱۳.
[۱۰]. شرائع الإسلام، ج۴، ص ۱۶۷؛ تحریر الأحکام، ج۵، ص ۳۷۹؛ الدروس، ج۲، ص ۵۹:
المحارب کل من جرد السلاح لإخافة الناس فی بر أو بحر لیلا کان أو نهارا فی مصر و غیره.
کشف الغطاء، ج۴، ص ۴۲۵:
المحارب اسم فاعل و هو من جرّد السلاح لإخافة الناس ظلماً و عدواناً، من سیفٍ أو رمحٍ أو سهمٍ أو غیرها ممّا یشتمل على الحدید من الآلات القتّالة أو آلة یوضع فیها قتّال، أو عصا، أو حجر، أو نحو ذلک، لیلًا أو نهاراً، قاصداً لمجرّد الإخافة مع الاعتیاد، أو طالباً لمجرّد الفساد، أو مُریداً لقتلٍ أو هتکِ عرض، أو أسر رجال أو أطفال أو نساء، أو أخذ مالٍ بلدٍ أو قریة أو جبال أو وهادٍ أو فی بحر من جزیرة أو سفینة. ذکراً کان أو أُنثى أو خنثى أو ممسوحاً، صحیحاً أو مریضاً، مع حصول الخوف منه.
[۱۱]. المائدة: ۳۳.
[۱۲]. الکافی، ج۱، ص ۲۷.
[۱۳]. الکافی، ج۷، ص ۴۶۰؛ قرب الإسناد، ص ۱۳۳.



