به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»
پیش و پس از تخریبها از سوی مقام ارشد دولت آمریکا و سرویس اطلاعاتی رژیم غاصب- موساد- و خط و نشان کشیدن برای اساس جمهوری اسلامی یک موضوع ساده و برخاسته از تصمیمات اقتصادی دولت ایران نیست. بررسی اسناد هم یک تفکیک را به خوبی نشان میدهد.
پس از فروکش کردن فتنه 88 در دیماه آن سال که در حد خود بزرگترین و خطرناکترین فتنه پس از انقلاب محسوب میشود، دشمنان و به طور خاص آمریکاییها درصدد برآمدند از مدل انقلابها و از پیرامون به مرکز استفاده کرده، و جمهوری اسلامی را از بین ببرند. مدل این بود که تحریمهای اقتصادی علیه ایران حداکثری شود تا جمهوری اسلامی نتواند خدمات کافی و مورد نیاز مردم را در اختیار آنان قرار دهد.
از نظر طراحان افزایش تحریمها بیش از همه روی جامعه روستایی و شهرهای کمتر برخوردار تاثیر میگذارد و لذا آنان که «پوسته سخت اجتماعی نظام» بودهاند، به مخالف نظام تبدیل شده و صدایشان در میآید. این نسخهای چپگرایانه بود و چپها مدعی بودند انتقال از اقتصاد طبقاتی کاپیتالیستی به اقتصاد بیطبقه سوسیالیستی در یک فرایند طبیعی رخ میدهد. بر این اساس فشارهای تحریمی علیه ایران به طور مرتب افزایش یافت.
حدود چهار سال پیش خبرنگار از مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا در دولت دمکرات جو بایدن پرسید این تحریمها بیش از دولت، مردم ایران و به خصوص طبقه فقیر را تحت فشار قرار میدهد. او در پاسخ گفت نظام به وسیله همینها حفظ میشود اگر آنها کنار بروند نظام سقوط میکند. در نهایت این اتفاق نیفتاد و علیرغم فشار شدید معیشتی به تودههای روستایی و مناطق شهری کمتر برخوردار، حرکت اعتراضی مؤثری علیه نظام شکل نگرفت.
پس از ناکامی شورش 1398، طراحان با ترکیبی آمریکایی- اسرائیلی، در پی آن رفتند که شورشها را به طور دقیق مهندسی کرده، مدیریت نموده و تجهیز نمایند و منتظر مردم ایران نمانند. بر این اساس سرویسهای اطلاعاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی، شبکهسازی در داخل ایران را شروع کردند. اقدام آنان روی سه بستر سوار شد؛ رسانههای خاص فضایی، شبکههای خاص اجتماعی و شبکهسازی نیروهایی که با هزینه کم و با ترسیم افقی که گویا پیروزی در آن حتمی است، به خدمت درمیآمدند. از جهت کارکردی هر سه این شبکه با پوششهای خاص به گونهای که در نزد جامعه ایرانی خیلی طبیعی ارزیابی شود، و دست دشمنی که مردم روی آن اجماع دارند.
پنهان بماند، کار خود را انجام دادند. البته پیش از این طراحی اجتماعی، موساد دستاندرکار ایجاد یک شبکه نظامی زیرپوستی برآمد و آن را به انواعی از تجهیزات ارتباطی و تهاجمی مجهز کرد که البته در پوششهایی مثل تعاونیهای کشاورزی عمل میکرد.
ایجاد و تجهیز این شبکه نزدیک به پنج سال به درازا کشید. براساس اسناد موجود این شبکه نظامی وظیفه داشت پوشش لازم را برای اقدامات مستقیم تهاجمی رژیم اسرائیل علیه ایران ایجاد کند و به کمک آن در عملیات نظامی برآید. گزارشات موساد بیانگر آن است که در حین جنگ 12 روزه، این شبکه نظامی در روزهای نخست، بیش از بمبافکنها موثر بودهاند.
این شبکه نظامی به رغم آنکه در سه روز اول جنگ 12 روزه تاثیر فوقالعادهای به نفع رژیم داشت اما به دلیل آنکه سیستم نظامی ایران توانست برای حملات این شبکه نظامی چارهسازی کند، از اهمیت آن کاسته شد و بعد هم روند جنگ از روز چهارم به نفع ایران تغییر کرد. کنگره آمریکا در گزارشی که سه هفته پیش منتشر نمود میگوید از روز هشتم اساسا روند به نفع ایران شتاب گرفت چرا که مجموعه شش سامانه دفاعی پرقدرت آمریکا و اسرائیل شامل تاد، پاتریوت، بی52، گنبد آهنین، فلاخن داود و پیکان 3
جا ماندند و روند اصابت موشکهای ایرانی به هدف شتاب گرفت. این در حالی بود که بنا به همین گزارش، شبکه نظامی ایجاد شده در ایران که به تجهیزات پیشرفتهای مثل ریزپرنده و کوادکوپترها و رادارهای خاص مجهز بوده و توانسته بودند تور خود را در بخش وسیعی از ایران و بخصوص در نزدیکیهای مراکز نظامی ایران پهن کنند، در سه روز اول جنگ نزدیک به 40 درصد موشکهای ایران را در مبدأ هدف گرفته و مهار کرده بودند.
بنابر گزارشاتی که به مرور در سایتهای رژیم اسرائیل و بعضی از گزارشات مراکز معتبر آمریکا مثل کنگره منتشر گردیدند، آمریکا و رژیم اسرائیل پس از جنگ 12 روزه جمعبندی کردند که تا پیش از حل موضوع تفوق موشکها بر سامانههای دفاعی، حمله نظامی به ایران را رها کرده و فکر دیگری بردارند
فکر دیگر آنان سرعت دادن به کار با شبکه گستردهتر اجتماعی بود که ایجاد کرده بودند و تسلیم آن با پیوند زدن با شبکه نظامی بود. پارهای اسناد میگویند رژیم اسرائیل از پنج پایگاه در اطراف ایران- که آدرس آنها برای جمهوری اسلامی مشخص است- استفاده کرده است. این پایگاهها وظیفه آموزش عناصر را بعهده داشتند کما اینکه در جنگ 12 روزه نیز به رژیم اسرائیل در حمله به ایران کمک کردهاند.
اگر خوب به اقدامات جمعه شب آشوبگران در تهران و مراکز استانهای دیگر نگاه بیندازیم، شباهت کامل این اقدامات رژیم علیه مردم و سرزمین فلسطین مشاهده میکنیم؛ برخورد بسیار سبوعانه با مردم و نیروهای حافظ امنیت، زدن زیرساختهای مردم بخصوص زیرساختهایی که به خوراک مردم مربوط میشود، حمله به بیمارستانها و آمبولانسها، حمله به کودکان و زنان، آتش زدن مساجد و مراکز مذهبی دیگر، ایجاد رعب، به آتش کشیدن پلیس و ممانعت از خودروهای امدادی بطور مشترک در غزه و در ایران به کار گرفته شدهاند. به کار گرفتن حداکثر خشونت برای وادار کردن طرف مقابل به عقبنشینی از خصوصیات مدیریتی و عملی ارتش رژیم اسرائیل و سرویسهای اطلاعاتی آن است.
شواهد و قرائن نشان میدهد در حوادث پنجشنبه شب که در یک زمان و به یک صورت و با یک راهبرد و با اتخاذ روشهای کاملا مشابه صورت گرفته است، شاخه نظامی که در جنگ 12 روزه بشدت فعال بود، با شاخه به ظاهر اجتماعی درهم تنیده شدهاند. هدفگذاری آنان برخلاف آنچه وانمود میشود و یا بعضی تصور کردهاند، انتقال حکومت در ایران نیست، ایجاد هرج و مرج شدید به گونهای که همه چیز به هم بریزد و زندگی مردم کاملا مختل شود و احساس شود که هیچ افتخاری باقی نمانده و هیچ حریمی از جمله حریم قرآن و مسجد، رعایت نمیشود.
در واقع در این میان آنچه به طور قطع مورد نظر دشمن میباشد، خود «ایران» است. به خیال باطل جنایتکاران، این ایران با این تاریخ، با این جغرافیا، با این مردم، با این رهبری و روحانیت، با این روحیه علمی- تمدنی و با این جایگاهی که در افکار عمومی جهان اسلام پیدا کرده، باید از بین برود و لذا میبینید در خصوص نوع حکومتی که در رسانههایی مثل بیبیسی و دویچهوله از آن دم میزنند، به سراغ سخیفترین نوع آن که مظهر وابستگی، وطنفروشی، مردمستیزی و بیفرهنگی است، رفتهاند و از بدترین شیوه که راهاندازی جنگ داخلی در ایران است، استفاده میکنند. کاملا واضح است که آن کینهای که از دل افرادی مثل برژینسکی بیرون زد و گفت خواهان نابودی ملت ایران است، اساسا ایران یکپارچه و قوی و متکی به مردم آن را نمیخواهند.
اما حتی اگر افرادی در ایران تحت تاثیر القائات یا تحت تاثیر قرار گرفتن در شبکهسازی دشمن، تصور دیگری داشته باشند، مردم ایران که وارث یک انقلاب عظیم متکی به خون صدها هزار نفر میباشند و تجربهای نزدیک به 75 سال در مواجهه با آمریکا و تجربهای نزدیک به 200 سال در مواجهه با انگلیس دارند، میدانند که اگر کمی غفلت صورت گیرد، ضرباتی تاریخی به ایران میخورد و پس از آنکه طی نزدیک به پنج دهه با افتخار تمام، الهامبخش جنبشهای آزادیبخش و مردم در پنج قاره بوده است. مردم میدانند کما اینکه در همین آشوبهای اخیر، درک عمیق خود را نشان دادند. مردم دستهای کثیف و شوم ترامپ و تفالههای ننگینترین رژیم تاریخ ایران را مشاهده کردند. این انقلاب، نظام، رهبری و مردم از این مصاف هم سربلند بیرون میآیند و مانند پهلوانی که رقیب قدرتمندی را خاک کردهاند، درخشش تازهای پیدا میکند. این مردم را نمیتوان با فضای مجازی از صحنه بیرون کرد. انقلاب ایران حقیقتی است که ریشه در آرمانهای تاریخی ایران و مسلمانان دارد.



