به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از میزان ،
موضوع نقض حقوق بشری و انسانی در چارچوب درونی گروهک تروریستی منافقین و درون دیوارهای اردوگاههای آن، تاکنون در افشاگریها و سندهای مختلف اعلام و بررسی شدهاند؛ گروهک تروریستی منافقین در میانه غرغره ادعاها درباره آزادی و حقوق بشر، تقریبا تمام حقوق اساسی و اولیه اعضای خود را نقض میکند.
محققان حقوق بشر و جداشدگان از این گروهک توصیفهای هولناکی از آنچه درون اردوگاههای آن میگذرد، داشتهاند؛ به گفته آنها زندگی خانوادگی اولیه و آزادیهای شخصی ممنوع است؛ اعضا گزارش میدهند که مجبور به طلاق دسته جمعی از همسران و فرزندانشان شدهاند.
نقض حقوق خانواده و حقوق زنان، مهاجرت اجباری، نقض حقوق کار و اقتصادی، نقض حقوق اقامت، شهروندی و جابجایی، نقض حقوق قانونی و حریم خصوصی، ... بخشی از نقضهای گستردهای هستند که در سیاهچالههای قانونی اشرف رخ میدهند.
در همین رابطه حامد صرافپور، عضو جداشده گروهک تروریستی منافقین، شرحی مفصل از عضویت در این گروهک جنایتکار داد.
صرافپور درباره نحوه عضویت خود در گروهک تروریستی منافقین و فرار از آن، گفت: من از سال ۶۹-۱۳۶۸ بهصورت رسمی عضو گروهک شدم و پیش از آن در چارچوب هوادار و کاندید عضویت در گروهک فعالیت میکردم؛ در سال ۱۳۸۳ پس از فرار از اشرف به اردوگاه آمریکاییها رفتم؛ سرنگونی صدام و افشاگری جنایتهایش و همدستی گروهک تروریستی منافقین با رژیم بعث عراق، فضا برای فرار اعضا را فراهم کرد؛ تا پیش از آن رژیم بعث و گروهک همکاری تنگاتنگی برای بازگرداندن اعضای فراری داشتند؛ مسعود رجوی در نشست زمستان ۱۳۷۴ در بغداد رسما اعلام کرد که ما و استخبارات عراق قرارداد بستیم که معترضان برای جداشدن پس از گذراندن دوره اسارت در زندان اشرف، تحویل استخبارات شود؛ او تهدید میکرد که هر کسی که سودای جدایی داشته باشد به زندان ابوغریب منتقل میشود.
وی ادامه داد: تصور من و دیگر اعضایی که در آن دوره زمانی از گروهک فرار کرده و به اردوگاه آمریکاییها رفتیم، این بود که آمریکایی نهایتا مدت کوتاهی ما را نگه داشته و پس از آن به ما اجازه میدهند که از عراق خارج شویم؛ محاسبات و تصورات ما اشتباه بود و آمریکاییها براساس مجموعهای از دلایل درهم تنیده ازجمله تبانی و همدستی با گروهک، تلاش گروهک برای ارعاب آمریکاییها از پیامدهای پذیرش اعضای جداشده و وجود اختلافنظرهای سیاسی با آن، حدود ۴ سال ما را در اسارت خود نگه داشتند.
صرافپور با بیان اینکه گروهک تروریستی منافقین، هیچ اساسنامه و مرامنامهای ندارد، گفت: گروهک تا مدتها هیچ اساسنامه و مرامنامهای که مشخص کند درون این تشکیلات چه اتفاقی میافتد و خواهد افتاد، نداشت و فقط مجموعهای محدود از شرایط عضویت داشت که این شرایط را نیز پس از آن که افراد وارد گروهک میشدند، به آنها نشان میداد، زیرا سرکردگان گروهک میدانستند که افراد با دیدن این شرایط اساسا از تصمیم خود برای ورود به گروهک منصرف میشوند.
وی با اشاره به اینکه گروهک تروریستی منافقین فرایند عضوگیری را در روندی طولانی با شعارهای فریبنده حقوق بشری، آزادیخواهی، استقلالطلبی، مبارزه با استبداد، عدالت اجتماعی، ... انجام میداد، گفت: افراد در روند عضو شدن مراحلی را طی میکردند؛ بهعنوان مثال هواداری ۳ مرحله و کاندید عضویت ۲ مرحله داشت؛ این روند بهویژه از زمان خروج گروهک از عراق از بین رفت، زیرا گروهک دیگر عضوگیری ندارد و کسی به آن نمیپیوندد.
به گفته صرافپور، دلیل اینکه گروهک تا سالها شرایط عضویت نداشت، تبلیغات بیرونی بود، چراکه گروهک تلاش داشت نشان دهد که صرف مخالفت با جمهوری اسلامی ایران میتواند دلیل عضویت در گروهک باشد.
وی با بیان اینکه گروهک پس از یک روند ۴ ماهه سرکوب شدید اعتراضها، در سال ۱۳۸۰ و ۱۳۸۱ کتاب موسوم به تئوری انقلاب مریم را برای اعضای گروهک ابلاغ کرد، گفت: در دوره سرکوب یادشده برخوردهای شدیدی با اعضای معترض صورت گرفت؛ این برخوردهای خشونتبار و شکنجهها همه اعضا را ترسانده بود و دیگر به دلیل خفقان و وحشت سرکوب، امکان اعتراضی وجود نداشت و مسعود رجوی جلسههایی موسوم به نشست پرچم در اواخر سال ۱۳۸۰ برگزار کرد که ادامهاش به سال ۱۳۸۱ افتاد.
وی گفت: نتیجه نشست پرچم کتابی با ۷۶ بند بود که در فصل ششم آن بهاصطلاح مرز سرخهای تشکیلاتی تعیین شده بودند؛ در این فصل خطاب به هواداران، کاندیدهای عضویت و اعضا اعلام شد که دیگر نمیتوانند خواستار بازنشستگی باشند، به دلیل بیماری قادر به انجام وظایف نباشند، خانواده و دید و بازدیدهای خانوادگی وجود ندارد، خستگی از کار و نیاز به استراحت وجود ندارد، ...
صرافپور گفت: در همین چارچوب حتی ملاقات اعضای خانواده که در گروهک بودند، وجود نداشت و این موارد کلا ممنوع شده بود.
این عضو جداشده منافقین درباره برگزاری دادگاه رسیدگی به جنایتهای منافقین، گفت: انتظار میرفت که این دادگاه زودتر برگزار شود؛ چراکه علاوه بر شاکیهایی که به دلیل اقدامهای تروریستی گروهک وجود دارند، اعضای گروهک و جداشدگان آن خودشان جز قربانیان هستند؛ افرادی که همچنان در ردههای مختلف بهویژه در پایین گروهک هستند، قربانی این گروهک هستند، زیرا سرکردگان گروهک با اعمال فشار بر این افراد آنها را حفظ میکردند تا در ترورهای بعدی از آنها استفاده کنند؛ این یک زنجیره مستمر است.
صرافپور با اشاره به اینکه سن اعضای گروهک و حتی سرکردگان آن بالا رفته و تشکیلات دچار سالمندی شده است، گفت: تقریبا بیشتر اعضای منافقین سالمند هستند و انگشت شمار اعضای جوانتر آن حدود ۲۰ تا ۳۰ نفر از فرزندان اعضای گروهک حدود ۵۰ ساله هستند که تا چند سال دیگر آنها به سالمندی میرسند؛ موضوع این است که کشورهای اروپایی و آمریکایی در حال دادن تنفس مصنوعی به گروهک هستند و همین امر به گروهک فرصت عرض اندامهای محدود میدهد.
وی همچنین گفت: گروهک از سال ۱۳۹۶ تصمیم گرفت از فرصت تحولات داخلی ایران برای انجام اقدامهای تروریستی و خرابکارانه استفاده کند؛ نخستین مورد فرصتطلبی گروهک در رویدادهای ۱۳۹۸ ایران رقم خورد و بعدا در سال ۱۴۰۱ تکرار شد.



