دوشنبه 30 شهريور 1405 - Mon 21 Sep 2026
  • از کلاس درس تا دوخت لباس امید/ عکس

  • موشک ۵۰ متری در خیابان‌های شهر! / فیلم

  • تصاویری از آیت‌الله شبیری زنجانی

  • ژاپنی ها خواستار ستاره استقلال شدن

  • زمان اعزام بیرانوند به سربازی مشخص شد

  • سقوط قیمت نفت همزمان با سفر میانجی به تهران

  • فیش عمره ارزان شد + عکس

  • جزئیات تازه از پرونده قتل ۵ عضو یک خانواده در تهران

  • کلیات طرح افزایش اعتبار کالابرگ تصویب شد

  • همایشی که سوژه خنده فضای مجازی شد+ عکس و فیلم

  • پست سردار آزمون در بازگشت به تیم ملی با یک سوتی بزرگ!

  • کرایه‌ سرسام‌آور نفتکش‌ها

  • جزئیات مراسم تشییع و تدفین آیت‌الله شبیری زنجانی

  • ایران چه فیلمی را برای اسکار 2027 انتخاب می‌کند؟

  • واکاوی پشت‌پرده یک بحران اجتماعی

  • وقوع حادثه دریایی در تنگه هرمز

  • ستاره هافبک پرسپولیس در راه برگشت

  • قیمت موبایل‌ امروز دوشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۵

  • بازتاب پیامدهای جنگ علیه ایران در رسانه‌های جهان

  • توقف کامل صادرات نفت عربستان سعودی/ خط‌ و نشان انصارالله یمن برای ترکیه و پاکستان + عکس و فیلم

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 404435
    تاریخ انتشار: 12/تير/1404 - 15:18

    دلی بزرگ و اراده‌ای استوار در راه وطن

    پدرمان روحانی بود و از طرف مادری هم خانواده‌ای مذهبی و اهل روضه‌خوانی داشتیم. همین زمینه باعث شد برادرم...

    دلی بزرگ و اراده‌ای استوار در راه وطن

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ،

    در روزهایی که کشور عزیزمان در میان طوفان جنگ و انقلاب قرار داشت، خانواده‌هایی که عزیزان خود را به جبهه‌ها می‌فرستادند، نه‌تنها از وطن، بلکه از جان خود نیز گذشتند.

    یکی از این خانواده‌ها، خانواده شهید محمدصادق فقیه‌حسینی بود که با دلی پر از امید و ایمان، برادر خود را به جبهه فرستادند. شما را به خواندن گفت‌وگویی با خانم سیده مریم فقیه‌حسینی، خواهر شهید از استان بوشهر، شهرستان دشتی، شهر خورموج دعوت می‌کنیم که در آن نه‌تنها از دلاوری‌های برادرش، بلکه از عمق رابطه خواهرانه‌ای که با او داشت، سخن می‌گوید. این گفت‌وگو روایت عشق و دلسوزی یک خواهر است که در کنار ذکر خاطرات شهید، از ایثار، فداکاری و اعتقاد عمیق برادرش به آرمان‌های انقلاب می‌گوید.

    ‌بنده خواهر شهید سیدمحمد‌صادق فقیه‌ حسینی؛ نخستین شهید دانش‌آموز استان بوشهر هستم. برادرم در سال ۱۳۴۲ در روستای چارک به دنیا آمد. دوران ابتدائی را در همان روستا گذراند و بعد برای ادامه تحصیل به مدرسه سعدی بوشهر رفت و دوران راهنمایی را در آنجا سپری کرد.

    حافظ کل قرآن قبل از ورود به مدرسه 

    ناگفته نماند که قبل از این‌که اصلاً وارد مدرسه شود، حافظ کل قرآن بود. از حدود پنج‌سالگی حفظ قرآن را آغاز کرد و با علاقه و پشتکار خودش، توانست این مسیر را تا حفظ کامل ادامه دهد.

    ما خیلی زود پدرمان را از دست دادیم. در همان دوران طفولیت یتیم شدیم و برادر بزرگ‌ترمان مسئولیت سرپرستی ما را بر‌عهده گرفت. پدرمان روحانی بود و از طرف مادری هم خانواده‌ای مذهبی و اهل روضه‌خوانی داشتیم. همین زمینه باعث شد برادرم بر حفظ قرآن و تربیت اسلامی ما خیلی تأکید داشته باشد. او همیشه می‌گفت: «چون پدر بالای سرتان نیست، باید به بهترین نحو تربیت شوید.»

    ‌جایگاه شهید در میان خواهران و برادران 

    ما پنج فرزند بودیم؛ دو خواهر و سه برادر. شهید، فرزند سوم خانواده بود. در همان سن کم، بسیار مؤدب، آرام و باوقار بود و همیشه جایگاه ویژه‌ای در دل اعضای خانواده داشت.

    وقتی که شهید شد، ۱۷ سال بیشتر نداشت و در مقطع دوم دبیرستان تحصیل می‌کرد. در کنار درس خواندن، هرگز از باورهای دینی، اخلاق و تربیت اسلامی فاصله نمی‌گرفت. ایمان و اخلاصش زبانزد همه اطرافیان بود.

    || سیدمحمد مشکوةالممالک

    ||راوی خواهر شهید 

     

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما