به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس ،
اصلاحطلبان رادیکال همواره در کنشهای سیاسی خود با وقتنشناسی خاصی عمل کردهاند. این طیف سیاسی بعضاً در نوع عملکردی خود بدون توجه به منافع و امنیت ملی اقداماتی انجام داده که چالشهایی برای کشور به وجود آورده است. خصوصا در این برهه سیاسی که انسجام و وفاق ملی اهمیت بیشتری پیدا کرده است.«سعید حجاریان» تئوریسین رادیکال جریان اصلاحات از جمله این فعالان سیاسی است که به «نظریهپرداز آشوب» معروف است و موضوع «فشار از پایین، چانهزنی از بالا» از جمله مواردی است که وی در فضای سیاسی کشور در دستور کار اصلاحطلبان قرار داد و در دورههای مختلف سعی کرد با تغییر اسمی همین رویکرد، مطامع سیاسی جناحی اصلاحطلبان تندرو را تامین کند. اخیراً وی طی گفتوگویی با روزنامه شرق مباحثی را مطرح کرد که دقیقاً رونوشت از رویه گذشته اوست. حجاریان در بخشی از این مصاحبه با جریده اصلاحطلب میگوید: «اکنون احزاب بهشدت ضعیف شدهاند و جامعه مدنی در حضیض است و فقط، بعضی جنبشهای پراکنده مانند جنبش زنان و معلمان و بازنشستگان و کارگران باقیماندهاند که آنها هم رمق چندانی ندارند.»
.jpg)
وی تصریح میکند: «این یعنی پیوندها در پایین گسسته شده است. با این حال ممکن است در شرایطی که اوضاع بینالمللی بر ما تحمیل کرده است، خرده جنبشهایی به وجود بیاید و مواردی از قبیل پیروزی ترامپ و پیامدهایش تبدیل به سوخت این خردهجنبشها شوند. در چنین شرایطی قشرهای آسیبپذیر همبسته میشوند و دولت را تحت فشار قرار میدهند و طبعاً مواجهه با یک جمعیت ضعیف قحطیزده و گرسنه، بسیار سخت خواهد بود بنابراین دولت ناچار خواهد بود از طرق دیگر رضایت این جمعیت را جلب کند ولی در این میان کسی نیست که چانهزنی کند از اینرو خود دولت در برابر مردم قرار میگیرد.»
.jpg)
درحالی حجاریان در جورچین سیاسی خود بازهم به نسخه التهابزایی در جامعه رسیده است که دولت چهاردهم یک دولت اصلاحطلب با رویکرد «وفاق ملی» است. درواقع هم دولت از بدنه جریانی است که حجاریان از آن برآمده و هم راهکار پاستورنشینان بهکارگیری نیروهای مختلف سیاسی و کاستن از اصطکاک و سایش فرسایشی است.با این اوصاف هم دولت از جریان موافق حجاریان است و هم برای تعامل سیاسی و همگرایی درون نظام برنامه دارد. اما چرا حجاریان با همه این موارد بازهم دم از التهابآفرینی و سیاست خیابانی میزند. به نظر میرسد دو نکته اساسی در این روند وجود دارد. اول اینکه حجاریان در طول دورانهای مختلف، کنش سیاسی خود را در این حیطه تعریف کرده است و طیف رادیکال اصلاحات نیز خصوصاً از زمان دولت اصلاحات تا اتفاقات و حوادث دیگر در یک فضای بحرانی زیست کردهاند.بر همین اساس هویت و موجودیت سیاسی حجاریان بر همین روند استوار شده و طیف رادیکالی که به دنبال ایدههای سیاسی وی است نیز با چنین رویکردی خود را زنده و بالنده میبینند.
نکته دوم فضایی است که «وفاق ملی» به وجود میآورد. درواقع با رویکرد وفاق ملی آنچه که باید کنار برود رادیکالیزمی است که در جریان اصلاحات حتی تا نزدیکان برخی از سیاسیون رسوخ پیدا کرده است. از همین روست که «مسعود پزشکیان» رئیسجمهور کشورمان قبل از انتخابات دولت چهاردهم مطرح میکرد که «خاتمی تحتفشار تندروهاست کما اینکه از قبل بوده است.»از بعد از روی کار آمدن دولت چهاردهم نیز طیفهای تندرو سعی کردند که افرادی از این جبهه که برچسب رادیکالی دارند را در فضای سیاسی بالا بیاورند تا بخشهای مختلف دولت را در دست بگیرند و کنترل کنند اما این پروژه آنان نیز هم با بیاعتنایی افکار عمومی روبرو شد و هم چیدمان دولت با رویکرد وفاق ملی این سناریو را به محاق برد. هر چند هنوز هم صدای این طیف با هر انتصاب از سوی جریانهای مختلف در داخل دولت بلند میشود.درواقع اینکه حجاریان از یک التهاب سخن میگوید و حلقه میانی مردم و دولت را خالی و دارای خلاء ترسیم میکند، نوعی ارائه و پرزنت طیف تندرو و رادیکال اصلاحات است اما کنشهای این طیف در ادوار مختلف نشان داده است که آنان بیش از اینکه به دنبال تعامل و حل مسائل باشند بیشتر بر چالشها و بحرانها دامن زدهاند و مشکلات را به خیابانها کشاندهاند؛ بنابراین حتی از سوی اصلاحطلبان در دولت چهاردهم کنار گذاشته شدهاند.



