چهارشنبه 08 مهر 1405 - Wed 30 Sep 2026
  • اضافه شدن سه ستاره جوان به استقلال + عکس

  • تصویر ضبط شده مسافر پرواز فلای دبی به اسرائیل / فیلم

  • «زنده‌شور»؛ از راهروهای دادگاه تا مویه‌های اغراق آمیز روی پرده + عکس

  • پرواز دبی - تل آویو؛ روایت‌های متناقض از یک ماجرای هواپیمایی / تصاویری از داخل هواپیمای فلای دبی + فیلم

  • توقف پروازها در پایتخت عربستان

  • صید مهم تهران در تنگه هرمز / فیلم

  • تنبیه ۳ نفتکش متخلف در تنگه هرمز

  • پست فرزند رئیس‌جمهور به مناسبت تولد پزشکیان

  • محاصره لنینگراد ؛ پنجره‌ای به گذشته/ عکس

  • افشای عملیات جدید موساد برای اجماع‌سازی علیه ایران+ عکس و فیلم

  • سردار شهیدی که با عصا راهی جبهه شد+ عکس

  • کاربران آمریکایی: اسکات بسنت باید اخراج شود

  • درگیری‌ها در تنگه هرمز جریان دارد/ آمریکایی‌ها به این درگیری‌ها پاسخ نمی‌دهند

  • بازی سنتی اسب‌سواران قرقیزستان / عکس

  • واردات خودروهای لوکس متوقف شد

  • ای باد صبا کرب و بلا / سلیم موذن زاده

  • تحمیل یک شکست سنگین دیگر به آمریکا توسط ایران

  • شانه زدن مو و تعویض لباس مردگان +16 / فیلم

  • قیمت جدید بنزین سوپر مشخص شد

  • الگوی لبنانی واشنگتن برای دولت الزیدی دردسرساز خواهد شد؟

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 382985
    تاریخ انتشار: 10/مهر/1403 - 12:02
    شهید صدرزاده

    ای نامرد! تلافی می‌کنم

    شهید صدرزاده برای خودش گوشه مسجد خوابیده بود و پایین پیرهنش رفته بود بالا. رفیقش آمد بالای سرش و شروع کرد از او فیلم گرفتن.

    ای نامرد! تلافی می‌کنم

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»

    شهید مدافع حرم تیپ فاطمیون مرتضی عطایی معروف به «ابوعلی»، تعریف می‌کرد: «آن موقع من و شهید مصطفی صدرزاده زیاد شوخی می‌کردیم و هوای هم را داشتیم.

    واقعاً مثل دو تا برادر بودیم. من یک کُخی داشتم که صدای مصطفی را ضبط کنم. فکر می‌کردم یک روزی به درد می‌خورد و مثلاً روزی شهید می‌شود. برای همین صدای او را در حالت‌های مختلف ضبط می‌کردم؛ از خاطرات گرفته تا صحبت‌های معمولی. یک روز هوا خیلی گرم بود. مصطفی وسط مسجد خوابیده بود. زیر پیراهنش بالا رفته بود و نافش معلوم بود.

    من هم نامردی نکردم و چند تا سلفی با او گرفتم. بعد هم از نافش عکس و فیلم گرفتم. وقتی بیدار شد، فیلم‌ها را به او نشان دادم و گفتم: «ببین از نافت عکس گرفتم.» گفت: «ای نامرد. تلافی می‌کنم.» مدتی از این ماجرا گذشت. یک روز من به حمام رفتم. زیر دوش بودم که یک‌دفعه یک لگد محکم به در حمام خورد و در افتاد.

    مصطفی پشت در بود و با لهجه مشهدی ادای من را در می‌آورد و می‌گفت: «ها! از ناف مُ فیلم می‌گیری؟ حالا تلافیت می‌کنم.» شروع کرد به فیلم‌گرفتن از من. نایلون لباس‌هایم را جلوی دوربین گرفتم. شورتم هم از این شورت‌های به قول ما مشهدی‌ها مامان‌دوز و بلند بود. گفتم: «جان سید فیلم نگیر.» گفت: «نه. اینها را باید برای مدرک نگه دارم. از من عکس و فیلم می‌گیری ها؟»

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما