یکشنبه 11 مرداد 1405 - Sun 02 Aug 2026
  • قیمت نقره امروز شنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۵

  • وحشی‌گری صهیونیست‌ها در غزه در میان آتش‌بس‌

  • ۳ حادثه ترافیکی در نجف ۵۶ ایرانی را مجروح کرد

  • جزئیات حادثه انفجار در کمربندی اسلام‌آباد غرب

  • همتی ترمز سود دلاری یک بانک دولتی را کشید

  • حاشیه‌های تمام‌نشدنی نادره رضایی!+عکس

  • معرفی مدیرعامل بعدی استقلال

  • آتش‌سوزی مهیب در اربیل عراق / فیلم

  • کف‌گیر پنتاگون و ته‌دیگ زرادخانه‌ی آمریکا+ عکس و فیلم

  • ترامپ :ایرانیها سرسخت هستند

  • جنگ را پیروز شده‌ایم ولی باید پیروزی را تثبیت و ثبت کنیم/ شرط ایران قوی وحدت حول محور ولایت است+فیلم

  • اعتراف خوک زرد که ایرانی‌ها اهل تسلیم نیستن…

  • هرکس خود را سپر آمریکا کند در آتش جنگ می‌سوزد

  • تهدیدهای تازه آمریکا تا تحولات باب‌المندب + فیلم و عکس

  • خشکسالی بی‌سابقه اروپا رازهای مدفون تاریخ را آشکار کرد / فیلم

  • نقل انتقالات سرخ پوشان /حضور مدافع پرسپولیس در هاله‌ای از ابهام +عکس

  • قیمت دینار عراق امروز شنبه ۱۰ مرداد

  • پست خداحافظی میلاد محمدی از پرسپولیس

  • واکنش ارتش کویت به ورود پهپادهای متخاصم

  • قیمت دلار امروز شنبه ۱۰ مرداد

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 381705
    تاریخ انتشار: 26/شهريور/1403 - 11:31

    فرار عراقی‌ها از اخلاص یک بیسیم‌چی

    در عجب بودم چطور از آن همه تیر یکی هم به ما نمی خورد. به سمت راست خودم نگاه کردم. شیخ علی دست به آسمان برده بود و خاضعانه دعا می کرد.

    فرار عراقی‌ها از اخلاص یک بیسیم‌چی

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»

    علی طلبه بود و بی سیم چی من. در منطقه عملیاتی کربلای چهار پشت موانع گیر افتاده بودیم.

    یک عراقی در پنج متری ما مستقر شده بود و به سمت ما با تیر بار گشوده بود. حدود ۱۰۰ تیر به سمت من انداخت به طوری که تمام سیم های سیم خاردار قطع شد.


    خشاب اسلحه ام هم کنده شده بود و تیر اندازی نمی کرد. اشهد خودم را خواندم. در عجب بودم چطور از آن همه تیر یکی هم به ما نمی خورد. به سمت راست خودم نگاه کردم. شیخ علی دست به آسمان برده بود و خاضعانه دعا می کرد.

    عراقی هم از ما بیشتر متعجب بود. در آخر یک نارنجک انداخت جلوی شیخ علی. نارنجک منفجر شد؛ اما علی هم چنان دست به دعا بود و هیچ زخمی هم برنداشت.

    عراقی به ناچار اسلحه اش را انداخت و جیغ زنان فرار می کرد و ۳۰ نفر دیگر هم همراهش فرار کردند.

    در عرض پنج دقیقه خط ۷۰۰ متری را تصرف کردیم. اینجا اسلحه نبود که کارایی داشت، اسلحه دعا کمک کارمان بود.

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما