دوشنبه 09 شهريور 1405 - Mon 31 Aug 2026
  • آنچه دشمن را امیدوار می‌سازد، برجسته‌سازی اختلافات است/ دشمن به‌دنبال پاره‌پاره شدن امّت اسلام است/ حکّام کشورهای منطقه دشمن واقعی را بشناسند و با آن مقابله کنند

  • شرایط متفاوت استقلال و پرسپولیس برای دربی

  • یاسمین پهلوی از «اسرائیل بزن» تا تطهیر جنایت میناب + عکس و فیلم

  • آمریکا مسیر عمانی تنگه هرمز را لایروبی کرد؟

  • جنگ با ایران تمام شد؟

  • هشدار از آلمان به ترامپ؛ جنگ با ایران را تمام کن

  • آخرین وضعیت توزیع بنزین در جایگاه‌های سوخت

  • برندگان جایزه عکاسی از پرندگان

  • ساعت بازی پرسپولیس و ملوان/ هفته چهارم لیگ برتر

  • هلیا و توله‌هایش در خراسان شمالی / فیلم

  • آموزه‌های جدید ایران در جنگ اخیر

  • قیمت نفت امروز شنبه ۷ شهریور

  • زمان دیدار پوتین با پزشکیان اعلام شد

  • هنرمندی که توهماتش را به هنر بدل کرد/ عکس

  • فرصت‌سوزی بزرگ طارمی در دربی+ فیلم

  • حامی تروریست‌ها و اوباش دوباره در دولت پزشکیان حکم گرفت!

  • برترین عکس‌های حیات‌وحش 2026

  • کشف ۵۰ تن تخم مرغ احتکار شده در قم

  • نشانه هایی از گرمازدگی را جدی بگیرید

  • اینترنشنال چگونه به استقبال تحریم‌های «اسکات بسنت» رفت؟ + فیلم

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 380282
    تاریخ انتشار: 08/شهريور/1403 - 12:03

    اعتقاد عجیب شهید زین الدین به نماز اول وقت

    آقا مهدى بعد از نماز به سجده رفت. چنان با صداى بلند الهى العفو مى‏‌گفت که همه برگشتند ببینند صداى چه کسى است که داخل رستوران چنین استغفار مى‏‌کند.

    اعتقاد عجیب شهید زین الدین به نماز اول وقت

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»

    وقتى از فرزند شهید عالى مقام زین الدین ـ فرمانده لشکر 17 على بن ابى طالب(ع) ـ سؤال شد «کدام یک از ابعاد زندگى پدرت برایت جالب ‏تر است؟»

    گفت: مطالعه زیاد ایشان. تعجب مى‏‌کنم که با وجود آن‌همه کار و فرصت کم چطور این قدر براى مطالعه وقت مى‏‌گذاشتند. نماز اول وقتشان هم خیلى برایم جالب است.



    دوستانشان چیزهایى از نماز اول وقت پدرم تعریف کرده‌‏اند که تعجّب برانگیزند. شنیده‌‏ام پدرم در سخت‏‌ترین عملیات‌‏ها، نماز اول وقت را رها نمى‌‏کرد.

    درباره نماز اول وقت ایشان برادر على حاجى‌‏زاده می‌گوید: همراه چند تن از دوستان عازم شوش بودیم. آقا مهدى همراه ما بود. کنار سپاه شوش یک غذاخورى وجود داشت. وارد غذاخورى که شدیم، صداى اذان بلند شد. هر کدام غذایى را سفارش دادیم، بعد هم رفتیم و پشت سر آقا مهدى به نماز ایستادیم. آرزوى بچه‌‏ها بود که حتى در خواب هم که شده ببینند پشت سر آقا مهدى به نماز ایستاده‌‏اند.

    آقا مهدى بعد از نماز به سجده رفت. چنان با صداى بلند الهى العفو مى‏‌گفت که همه برگشتند ببینند صداى چه کسى است که داخل رستوران چنین استغفار مى‏‌کند.

    همین که سر از سجده برداشت، از شدت اشک صورتش کاملاً خیس شده بود. خیلى زیبا شده بود.

    به نظر مى‌‏رسید همه کسانى که داخل رستوران بودند با دیدن چهره آقا مهدى روح از بدنشان جدا شده است. آقا مهدى با دیدن این صحنه خندید و همه سر به زیر شدند.

    برگرفته از کتاب شهیدستان
    راوى: فرزند شهید زین الدین، على حاجى زاده

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما