دوشنبه 16 شهريور 1405 - Mon 07 Sep 2026
  • هدف رضا پهلوی ویرانی و نابودی ایران است + فیلم

  • تعداد قطارهای مسیر ایران و چین سه‌رقمی شد

  • صدور ابلاغیه انضباطی برای خداداد عزیزی و امید عالیشاه

  • شهردار رینه لاریجان بازداشت شد

  • اصلی‌ترین نبرد ما در میدان تولید و معیشت مردم است/ پوزه دشمن را در میدان جنگ اقتصادی هم به خاک می‌مالیم/آمریکایی‌ها خوب می‌دانند که دوران پاسخ‌های متناسب به پایان رسیده است

  • پشت خداداد عزیزی به کجا گرم است؟

  • تاکید پزشکیان برای بررسی حادثه انفجار تانکر

  • شهریه اجباری مدارس ممنوع شد

  • چرا ثبت‌نام عمره آغاز نشد؟

  • ترامپ در میان آمریکایی‌ها به «جیمی کارتر دوم» تبدیل شده است

  • آقای روحانی دوگانه اصلی مقاومت و تسلیم است نه هیچ چیز دیگر

  • نجات گوزن گرفتار در چاه توسط دو مرد / فیلم

  • قیمت دلار امروز یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵

  • اقدام عجیب ستاره پرسپولیس!

  • قیمت طلا ۱۸ عیار امروز یکشنبه ۱۵ شهریور

  • حالا ایران، آمریکا را تحریم اولیه و ثانویه می‌کند

  • سپاه: شمپاد آمریکایی مورد حمله قرار گرفت

  • تصاویری دیدنی از آهوهای میاندشت / فیلم

  • پاسخ متفاوت یک روحانی به زندانی خشمگین

  • زیرساخت‌های نفتی فرسوده در دریاچه ماراکایبو / عکس

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 378702
    تاریخ انتشار: 21/مرداد/1403 - 13:00
    سیدمحمد بهشتی

    برای خودم یک گاری خربزه خریدم!

    پیرمرد چرخ‌دستی خربزه‌هایش را هل می‌دهد و از محصولش تعریف می‌کند. اما کسی توجهی به او نمی‌کند؛ تا اینکه یک رامبلر لیمویی کنار پایش ترمز می‌کند؛ سیدمحمد بهشتی پشت فرمان آن نشسته!

    برای خودم یک گاری خربزه خریدم!

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»

    مدتی بعد از اینکه شهید بهشتی رفت آموزش و پرورش، توانست یک ماشین ماشین بخرد؛ یک رامبلر لیمویی.ظهر یکی از روزهایی که داشت از محل کارش بر می‌گشت، پیرمردی را دید که داشت یک چرخ دستی را هل می‌داد.

    توی چرخ‌دستی‌اش پر از خربزه بود.رهگذرهایی که گاه و بیگاه از کنارش رد می‌شدند اعتنایی به او نمی‌کردند. حتی وقتی از شیرینی خربزه‌هایش می‌گفت رغبت نمی‌کردند زیر آفتاب بایستند و خربزه بخرند.

    همه عجله داشتند زودتر به جای خنکی برسند. بهشتی پیر مرد را که دید نگه داشت. رفت با او خوش و بشی کرد و همه بارش را خرید. خانه که رسید، وقتی خربزه‌ها را یکی یکی از ماشین بیرون می‌آورد، همسرش تعجب کرد و پرسید: «این همه خربزه رو کی می‌خوره؟»

    خندید و گفت: «فکرش رو نکن. بذارید توی زیر‌زمین. همشو خودم می‌خورم.»

     

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما