چهارشنبه 04 شهريور 1405 - Wed 26 Aug 2026
  • هرج‌و‌مرج در وزارت جنگ آمریکا؛ بحران در راس فرماندهی ارتش

  • ویدئوی دیده نشده از رهبر شهید در منزل آیت‌الله صافی

  • زنگ پایان گرما به صدا درآمد

  • تولید و جایگزینی سامانه‌های پدافندی در حال انجام است

  • ستاره استقلال به دربی می‌رسد

  • قیمت آیفون ۱۷ امروز چهارشنبه ۴ شهریور

  • طناب اقتصادی علیه ایران

  • نوروبیون چیست و چه کاربردی دارد؟

  • قیمت دلار امروز چهارشنبه ۴ شهریور

  • جزئیات حمله آمریکا به یک قایق در دریای کارائیب/ فیلم

  • قیمت طلا ۱۸ عیار امروز چهارشنبه ۴ شهریور

  • استوری خانعلی زاده بر مبنای یک توئیت جعلی

  • ۵ دلیل شلوغی پمپ‌بنزین‌های تهران

  • دستم را دادم که چادر از سر شما نیفتد

  • صادرات نفت ایران در دل جنگ ۱۰ درصد بالا رفت

  • حتی کانادا هم نسخه انفعال اصلاح‌طلبان را پس زد+ عکس

  • قمار ترامپ با «روز دی» اقتصادی؛ این بار ایران تسلیم می‌شود؟

  • عجیب‌ترین تعویض عمر رونالدو

  • شارژ کالابرگ خانوارهای با کد ملی ۷، ۸ و ۹

  • حمید و سعید نجفی، اعضای مافیای سرقت مسلحانه کشور اعدام شدند

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 365685
    تاریخ انتشار: 28/بهمن/1402 - 14:17

    یک رأی‌گیری خاص در جبهه

    یکی از سربازان از دسته خمپاره زنگ زد و گفت : «صندوق رأی را به اینجا آورده‌اند، اگر می‌خواهید رأی بدهید به اینجا بیایید.» گفتم : «یزدی جان تعداد بچه‌ها زیاد و تجمع خطرناک است، اگر می‌توانی صندوق را پیش ما بیاور تا یکی یکی رأی بدهیم. » قبول کرد.

     یک رأی‌گیری خاص در جبهه

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از ایسنا

    امیر سرتیپ غلامحسین دربندی از همرزمان شهید علی صیاد شیرازی با اشاره به برگزری انتخابات در جبهه در خاطره ای روایت کرد:سی و یکم تیرماه ۱۳۶۰ رادیو اعلام کرد دومین دوره انتخابات ریاست جمهوری برگزار  خواهد شد. حضور در انتخابات واجب و لازم بود و ما ناراحت بودیم که چگونه رأی  بدهیم. دعا می‌کردیم خداوند توفیق رأی دادن را نصیب ما کند. بچه‌ها هم مرتب سؤال می‌کردند که ما چگونه رأی می‌دهیم؟  

    روز رأی گیری، یعنی دوم مرداد، سرباز «عزیز یزدی» که دزفولی بود و برعکس  فامیلی‌اش با لهجه غلیظ دزفولی هم صحبت می‌کرد، از دسته خمپاره زنگ زد و گفت :  «صندوق رأی را به اینجا آورده‌اند، اگر می‌خواهید رأی بدهید به اینجا بیایید.» گفتم : «یزدی جان تعداد بچه‌ها زیاد و تجمع خطرناک است، اگر می‌توانی صندوق را پیش ما بیاور تا یکی یکی رأی بدهیم. » قبول کرد.

    ساعت ٨ صبح اولین نفری بودم که رأی خودم را به نام خدا به آقای رجایی دادم و از لطف خداوند که شامل حال ما شده بود  شاکر و خوشحال بودم.  شناسنامه همراه ما نبود؛ به همین دلیل معرفی‌نامه‌ای با امضای فرماندهی گردان می‌دادیم و آنها هم در مقابل به هرکدام از ما رسیدی مزیّن به مهر جمهوری  اسلامی می‌دادند تا سند افتخاری برای ما باشد.  نتیجه آرا که اعلان شد، آقای رجایی با ١٣ میلیون رأی به ریاست جمهوری انتخاب شدند.

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما