پنجشنبه 12 شهريور 1405 - Thu 03 Sep 2026
  • رویت مار عظیم الجثه در سیلاب مرگبار نپال / فیلم

  • قیمت نفت از مرز 97 دلار گذشت

  • شهادت 6 نفر از نیروهای ارتش در حمله تروریستهای امریکایی به جنوب کشور

  • خون پاک شهیدانمان بی حساب نخواهد ماند

  • پای پلیس امنیت به تتر قسطی دیجی‌کالا باز شد

  • توان حمله و نفوذ در همه سطوح را داریم

  • دستگیری دو نفر به اتهام حمله مشکوک به شرکت تسلیحاتی در آلمان

  • عارف: ماه‌های سیاهی در انتظار اقتصاد آمریکاست

  • شکسته شدن رکورد قیمت بنزین در آلمان

  • تجاوز توپخانه‌ای رژیم صهیونیستی به جنوب سوریه

  • عروسی سیریک فقط قربانی موشک‌ها نشد!

  • 3بازیکن پرسپولیس که باید اخراج می‌شد

  • نیویورک‌تایمز: شواهد تأیید می‌کنند که یک مراسم عروسی در ایران، با بمب آمریکایی هدف قرار گرفته/ رویترز: ماه گذشته در پی هشدار ایران، آمریکا به اسرائیل فشار آورد و عملیات یورش به تپه علی‌الطاهر به تعوی

  • اثر جدید کمال شرف در واکنش به حمله به سیریک / فیلم

  • قیمت میوه و تره بار ۱۲ شهریور ۱۴۰۵

  • پایگاه‌های آمریکا در امارات و کویت زیر آتش حملات موشکی و پهپادی ارتش / فیلم

  • رویترز هک شد؟

  • چای یا قهوه؛ کدام‌یک خطر پوکی استخوان دارد

  • حقوق ۱۲۰ میلیونی بازنشستگان تامین اجتماعی

  • شهید پاکپور بی‌نظیر ترین فرمانده در تاریخ ایران بود+ عکس

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 364465
    تاریخ انتشار: 11/بهمن/1402 - 19:25
    کاری از محسن برآسود:

    غلامعلی پیچک فرمانده و شهید انرژی اتمی+عکس

    با شروع قائله کردستان،‌ غلامعلی هجرت بزرگ زندگی خویش را انجام داد و به همراه سرداران همرزمش عازم مبارزه با ضد انقلاب شد. در پاکسازی شهر سنندج و شکستن محاصره باشگاه افسران،‌ نقش عمده ای را ایفا کرد و پس از آن به بانه شتافت. این شهر در معرض سقوط بود و پادگان آن تحت محاصره ضد انقلاب قرار داشت

    غلامعلی پیچک فرمانده و شهید انرژی اتمی+عکس

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»



    شهید غلامعلی پیچک روز هشتم مهر ماه سال 1338 مصادف با سالروز میلاد حضرت صاحب الزمان(عج)،‌ در خانواده ای مذهبی و پاکدامن در تهران پا به عرصه هستی گذاشت. پدرش کارمندی متوسط و آبرومند بود و در تربیت دینی فرزند،‌ از هیچ کوششی دریغ نکرد. غلامعلی در سن پنج سالگی وارد دبستان شد و تا کلاس اول راهنمایی را چون دیگر همسن و سالانش به درس و بازی گذراند و در این ایام بود که توسط یکی از معلمینش با مسائل سیاسی زمان خود آشنا شد و به ماهیت دستگاه جابر پهلوی پی برد. از آن پس،‌ قسمتی از وقت خود را به تحقیق و جستجو درباره نهضت اسلامی مردم به رهبری امام خمینی و ظلم و فساد دستگاه حاکم اختصاص داد و پس از مدتی،‌ خود دست به کار شد و به کار تهیه و توزیع اعلامیه ها و شعار نویسی پرداخت. در سال 55 وارد کلاس های تفسیر قرآن شهید شرافت شد و در کلاس های آقای مهذب و آقای کاظمی که از اساتید اصول عقاید و قرآن به شمار می رفتند،‌ شرکت کرد. وی در کنار ادامه تحصیل کلاسیک به یادگیری دروس حوزوی نیز همت گماشت و دروس مقدماتی را به اتمام رسانده و به تحصیل فقه و فلسفه پرداخت.

    Preview



    غلامعلی با موفقیت و نمره های عالی،‌ دوره ابتدایی را به پایان می برد و هر سال شاگرد ممتاز می شود. او با سن کم،‌ ولی جثه درشت،‌ وارد دبیرستان می گردد و با شور و علاقه فراوان،‌ به تحصیل ادامه می دهد. او همچون گذشته با نمره های خوب،‌تحصیلات متوسطه را به پایان می برد و در من شانزده سالگی،‌ با بهترین معدل،‌ مدرک دیپلم را دریافت می کند و همان سال در کنکور قبول شده،‌ و در رشته انرژی اتمی وارد دانشگاه می گردد. در دانشگاه به خاطر کسب امتیاز بالا،‌ بورس تحصیل در خارج از کشور به وی تعلق می گیرد ولی از پذیرفتن بورس،‌ سر باز می زند و تحصیل در داخل کشور را به خارج ترجیح می دهد.

    غلامعلی،‌ همزمان با تحصیل در دانشگاه از کسب معارف دینی غفلت نمی ورزد و به آموختن و یاد دادن به دیگران می پردازد. او « جامع المقدمات » را به خوبی یاد می گیرد و برای دوستان و همسالان آموزش می دهد. او از ده سالگی در انجام فرائض دینی مقید و از شروع تکلیف،‌ مقلد حضرت امام( قدس ) می شود. از نوجوانی،‌ هر فرصتی که به دست می آورد،‌ کار می کند تا خرج تحصیل خود را تأمین نماید. اگر اوقات فراغتی برایش پیش می آید،‌ به مطالعه کتابهای مذهبی مصروف می دارد.

    پیچک پس از ورود به دانشگاه و آشنایی با تعدادی دانشجوی مسلمان و مبارز جدی تر از گذشته وارد جریانهای سیاسی می شود. او خیلی سریع نسبت به مسائل سیاسی داخلی،‌ اطلاعات کسب می کند و با هوش و درایتی که داشت،‌ رژیم شاه را رژیمی فاسد و ظالم می یابد و از این رو،‌ مصمم تر از پیش،‌ وارد مبارزات سیاسی می شود. از آن پس تحت مراقبت و تعقیب عوامل ساواک قرار می گیرد. او طی فعالیت های خود،‌ مبارزات خود را گسترش می دهد،‌ اکبر حمزه ای یکی از همرزمان پیچک می گفت: یک روز در کتابخانه شخصی غلامعلی،‌ دنبال کتابی می گشتم،‌ دیدم لای یک کتاب،‌ یک کلت جاسازی شده است. تازه فهمیدم که در مبارزات مسلحانه نیز دست داشته است.

    Preview



    در زمان ورود حضرت امام به کمیته استقبال پیوست و با توجه به آموزشهایی که دیده بود،‌ چند شب قبل از ورود آن حضرت به بهشت زهرا رفت تا در مقابل هر گونه تحرکات احتمالی دولت بختیار و پس مانده های رژیم طاغوت در جهت اخلال و خرابکاری،‌ از آنجا محافظت کند. پس از آن نیز اسلحه اش را برداشت و در زد و خوردهای سه روزه انقلاب از 19 بهمن تا 22 بهمن،‌ در خیابان تهران نو و پادگان نیروی هوایی، به صورت شبانه روزی حضور پیدا کرد و به مقابله مسلحانه با آخرین عوامل رژیم پهلوی پرداخت. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، با فرمان تشکیل جهادسازندگی، بدون مطلع ساختن خانواده و به بهانه سفری به حوالی تهران،‌ راهی سیستان و بلوچستان شد و در آن جا ضمن کارهای بدنی،‌ به شغل معلمی نیز مشغول شد. با تشکیل سپاه پاسداران، غلامعلی جزو اولین نیروهایی بود که به این نهاد انقلابی پیوست و در سپاه خیابان خردمند در کنار عزیزانی چون حاج احمد متوسلیان، شهید رضا قربانی مطلق،‌ شهید محمد متوسلی و شهید حاج علی اصغر اکبری مشغول به فعالیت شد و فرماندهی پاسداران مستقر در این مقر را به عهده گرفت و در همین حال، به تدریس در مدارس یکی از مناطق محروم تهران ( شمیران نو ) نیز مشغول بود. مدتی هم مسئولیت حفاظت از جان شهید مطهری را بر عهده داشت و در زمان حیات او و پس از شهادتش،‌ سه بار مورد سوء قصد گروه های چپ قرار گرفت. با شروع قائله کردستان،‌ غلامعلی هجرت بزرگ زندگی خویش را انجام داد و به همراه سرداران همرزمش عازم مبارزه با ضد انقلاب شد. در پاکسازی شهر سنندج و شکستن محاصره باشگاه افسران،‌ نقش عمده ای را ایفا کرد و پس از آن به بانه شتافت. این شهر در معرض سقوط بود و پادگان آن تحت محاصره ضد انقلاب قرار داشت. پس از چند هفته سرانجام او و یارانش،‌ موفق به شکستن این محاصره و پاکسازی شهر بانه شدند. در جریان این پاکسازی،‌ غلامعلی پس از یک درگیری با ضد انقلاب به طرز معجزه آسایی نجات یافت و از ناحیه دو دست و پا مجروح شد و به تهران اعزام گردید.

    پس از شهادت پیچک متوجه شدیم که او در سن پانزده سالگی طرح ترور خسرو داد را می کشد بعد مسئله را با نماینده حضرت امام در میان می گذارد که ایشان اجازه نمی دهد و او دوستانش را مجاب می کند که از ترور خسرو داد صرف نظر کنند.

    با اوج گیری انقلاب اسلامی،‌ غلامعلی با دلگرمی و امید بیشتر،‌ به روشنگری و هدایت مردم می پردازد. با ارائه تحلیل های خوب سیاسی مفاسد و وابستگی رژیم شاه را افشا می کند و به ویژه قشر جوان را به مبارزه علیه نظام ستمشاهی ترغیب می نماید. با ارتباطی که با برخی از روحانیون برجسته داشت، اعلامیه ها و نوارهای سخنرانی حضرت امام(ره) را چاپ و تکثیر و در اختیار دیگران می گذارد.

    با تجاوز رژیم عراق به ایران و تحمیل جنگی نابرابر به انقلاب نوپای اسلامی، پیچک عازم جبهه های نبرد می گردد. از آن جا که لیاقت و شجاعت او در درگیریهای کردستان که فرماندهان محرز بود، به عنوان فرمانده محور غرب کشور منصوب می شود. پیچک توان بالای نظامی خود را در این محور به منصه ظهور می رساند و با ارائه طرح های دقیق و واقع بینانه نظامی،‌ حیرت نیروهای سپاه و ارتش را بر می انگیزد. به رغم سن کم،از‌ ذهنی نقاد و خلاق برخوردار بود و از این رو،‌ موفق می شود بهترین طرح های عملیاتی را با توجه به شناسایی منطقه ارائه نموده و اجرا نماید. او اغلب شناسایی ها را خودش انجام می دهد و تا عمق بیش از سی کیلومتر،‌ در پشت جبهه دشمن نفوذ می کند. با اجرای عملیاتهای موفق در محور غرب کم کم شهرت و آوازه اش در غرب می پیچد. توانمندی نظامی و اندام و قامت رشید پیچک از او شخصیتی دوست داشتنی و در عین حال پر از ابهت می سازد.

    شهید پیچک اهل تقوا و ورع بود و در انجام فرائض دینی، تقید و تعبد خاصی داشت. همان گونه که اشارت رفت،‌ از سن ده سالگی به نماز ایستاد. پس از انقلاب،‌ نماز شبش ترک نشد. در نماز آن چنان حضور می یافت که خارج از خود را فراموش می کرد.

    او اهل مطالعه و کتاب بود. در عین اشتغال به کارهای نظامی،‌ از فعالیتهای فرهنگی غافل نمی شد. سخنرانی هایش مشهور بود. او در اخلاق و رفتار الگوی دیگران بود. شهامت و شجاعتش کم نظیر بود. به حضرت امام خمینی(ره) عشق می ورزید و تابع و مرید معظم له بود. در انجام هر کاری تنها جلب رضای خدا را در نظر می گرفت و هرگز ریب و ریا به اخلاص او نفوذ نکرد.

    شهید پیچک در عملیات مطلع الفجر،‌ در نوک پیکان گردان وارد نبرد علیه دشمن شد و در منطقه «قاسم آباد» کرمانشاه واقع در ارتفاعات «برآفتاب» با نیروهای دشمن تن به تن درگیر شد. نزدیک ظهر روز 20 آذرماه 1360 در اثر اصابت گلوله به گلو و سینه اش،‌ به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

     

    Preview

    روایت دیگر از شهیدغلامعلی  پیچک

    شهید پیچک هماهنگ کننده سپاه و ارتش در غرب

    در عملیات طراحی شده شهید پیچک، شهید ادبیان در دامنه ۱۰۲۰ وارد عملیات می‌شد؛ شهید حاجی بابا در جبهه میانی در دامنه ۱۱۰۰ صخره‌ای نیروهایش حرکت می‌کردند و جبهه دیگر نیروهای ابراهیم شفیعی با حاجی علی موحد و محسن وزواییوارد کارزار عملیات می‌شدند.

    اگر به خاطرات فرماندهان و رزمندگانی که در این منطقه عملیاتی حضور داشتند مراجعه کنید، که تصاویر و صوت آنها موجود است به نکته‌ای مواجه خواهید شد که دوست و دشمن به آن اذعان دارند، می‌بینید که همه به وجود مقدس و نازنین حضرت حجت (عج) و یاری رساندن آن حضرت به رزمندگان اسلام در این منطقه اشاره کرده‌اند و از این جهت این منطقه عملیاتی در بین رزمندگان از احترام و مقام بالا و والایی بر خوردار است.



    امدادغیبی به رزمندگان فاتح بازی دراز

    سردار سعید قاسمی از فرماندهان دفاع مقدس و از راویان عملیات بازی دراز در خصوص امدادهای غیبی در آزادسازی بازی دراز نقل کرد: یک اسیر عراقی خواستار دیدار فرمانده ما شد اما وقتی فرمانده را به وی نشان دادیم، این اسیر سراغ آقایی سوار بر اسب را گرفت که وقتی اسبش پا بر زمین می کوبد همه بازی دراز به لرزه می‌افتد و همه وحشت زده می‌شدند.

    نقش تاریخی شهید پیچک در عملیات غرورآفرین بازی دراز

    شهید پیچک پس از فتح بازی دراز و فرماندهی محور سپاه غرب کشور در عملیات مطلع الفجر، در نوک پیکان گردان وارد نبرد علیه دشمن شد و در منطقه «قاسم آباد» واقع در ارتفاعات «برآفتاب» با نیروهای دشمن تن به تن درگیر شد.

    نزدیک ظهر روز ۲۰ آذرماه ۱۳۶۰ در اثر اصابت گلوله به گلو و سینه‌اش، به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

    سردار شهید غلامعلی پیچک در قسمتی از وصیتنامه خویش چنین آورده است:

    جنازه‌ی مرا روی مین‌ها بیندازید که منافقین فکر نکند ما در راه خدا از جنازه مان دریغ داریم. به دامادی دوماهه ی من نگریید که دامادی بزرگی در پیش دارم…



     

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما